002-204-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و بعضی از مردم کسانی هستند که در زندگی دنیا چنان سخنان ظاهر فریب می گویند که حتی تو پیغمبر را به عجب می اندازند و میگویند الله گواه است که این سخنان را روی ایمان قلبی میگوئیم و حال آنکه آنان در دشمنی شدیدند (204)

آیه: «وَمِنَ النّاسِ مَن يُعجِبُكَ قَولُهُ فِي الحَياةِ الدُّنيا وَيُشهِدُ اللَّهَ عَلىٰ ما في قَلبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الخِصامِ»

۱) جمله: «وَمِنَ النّاسِ مَن يُعجِبُكَ قَولُهُ فِي الحَياةِ الدُّنيا»

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و از میان مردم کسی هست که سخنش در زندگی دنیا تو را شگفت‌زده می‌کند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف.
    • مِنَ: حرف جرّ (از).
    • النّاسِ: اسم جمع معرّف به الف و لام، مجرور به «مِن»؛ نقش: اسم مجرور (جار و مجرور).
    • مَن: اسم موصول مبهم برای عاقل؛ نقش: مبتدأ موصولی یا اسم موصول در محلّ رفع مبتدأ (نقش محوری در ساخت «مِنَ النّاسِ مَن…»).
    • يُعجِبُكَ: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه: ع ج ب (باب إفعال: أَعجَبَ يُعجِبُ). «الكاف» ضمیر متصل مفعولٌ به (تو را). فاعل فعل «قولُه» است که بعداً می‌آید.
    • قَولُهُ: «قولُ» اسم مرفوع به‌عنوان فاعل برای «يُعجِبُ»، مرفوع با ضمّه. «ـهُ» ضمیر متصل، مضافٌ‌إلیه (سخنِ او).
    • فِي: حرف جرّ (در).
    • الحَياةِ: اسم مجرور به «في»، مفرد مؤنث؛ نقش: اسم مجرور.
    • الدُّنيا: صفت (نعت) برای «الحياة»، مجرور تابع؛ مؤنث افعل تفضیل نیست، لقب برای دنیا.
  • ساخت نحوی:
    • «وَ» عطف. «مِنَ النّاسِ» جار و مجرور متعلق به خبر مقدّم محذوف یا تعلّق به کل گزاره. «مَن» مبتدأ موصولی. صلهٔ موصول: «يُعجِبُكَ قولُهُ فِي الحياةِ الدنيا». خبر «مَن» محذوف تقدیرش «موجود/کائن» است، یا همین صله نقش خبری را تکمیل می‌کند.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری.
    • نکته: ظاهرپسندیِ سخن برخی مردم در دنیا موجب اعجاب مخاطب (پیامبر/مخاطب) می‌شود؛ تأکید بر فریبندگی ظاهر گفتار.

۲) جمله: «وَيُشهِدُ اللَّهَ عَلىٰ ما في قَلبِهِ»

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و خدا را بر آنچه در دل اوست گواه می‌گیرد.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف.
    • يُشهِدُ: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه: ش ه د (باب إفعال: أَشهَدَ يُشهِدُ) به‌معنای «گواه گرفتن/شاهد آوردن». فاعلش مستتر تقدیر «هو» (همان شخصی که گفته شد).
    • اللَّهَ: اسم جلاله منصوب؛ نقش: مفعولٌ‌به اوّل (کسی که او را شاهد می‌گیرد).
    • عَلىٰ: حرف جرّ.
    • ما: اسم موصول عام غیرعاقل، مجرور به «على» به‌صورت لفظی در ترکیب «على ما…».
    • في: حرف جرّ.
    • قَلبِهِ: «قلبِ» اسم مجرور به «في»، و «ـهِ» ضمیر مضافٌ‌إلیه (دلِ او). کل عبارت «ما في قلبهِ» موصول و صلت آن است؛ جار و مجرور «على ما…» متعلق به «يُشهِد».
  • ساخت نحوی:
    • فعل و فاعل مستتر («هو»)، دو مفعول (در باب إفعال معمولاً دو مفعول می‌گیرد: «يُشهِدُ اللَّهَ على…» به تقدیر «يُشهِدُ اللَّهَ شاهداً» یا با جار و مجرور تَعدیه پیدا کرده است). ساخت رایج قرآنی: «يُشهِدُ اللَّهَ على» یعنی خدا را بر چیزی شاهد می‌گیرد.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری.
    • نکته: او برای جلب اعتماد، به اسم خدا قسم/گواه می‌آورد؛ ظاهر دین‌داری برای پوشاندن نیت درونی.

۳) جمله: «وَهُوَ أَلَدُّ الخِصامِ»

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و او سخت‌ترین دشمن‌خصومت است / بسیار سخت‌خصومت.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف.
    • هُوَ: ضمیر منفصل مبتدأ (او).
    • أَلَدُّ: خبر مبتدأ، صیغهٔ اسم تفضیل؛ ریشه: ل د د (لَدِدَ يَلَدُّ)، به‌معنای بسیار ستیزه‌جو/سخت‌خصم. مرفوع.
    • الخِصامِ: اسم مصدر به‌معنای ستیزه/خصومت، مجرور به اضافهٔ اسم تفضیل (اضافهٔ بیانی/تخصیصی: در ستیزه‌جویی سخت‌ترین).
  • ساخت نحوی:
    • جملهٔ اسمیه با مبتدأ «هو» و خبر «ألَدُّ» مضاف به «الخصام».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری.
    • نکته: پشت پردهٔ آن ظاهر فریبنده، روحیهٔ شدیدِ ستیزه و لجبازی نهفته است؛ مقابلهٔ ظاهر و باطن.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: و از میان مردم، کسی هست که سخنش در زندگی دنیا تو را شگفت‌زده می‌کند، و خدا را بر آنچه در دل اوست گواه می‌گیرد، و در حالی که او سخت‌ترینِ ستیزه‌جویان است.

Nach oben scrollen