002-191-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و آنان را هر کجا یافتید بکشید و از هر جا شما را بیرون راندند شما هم ایشان را برانید (اینها همه در مورد کسانی است که با مسلمانان دشمن بوده اند و مخصوصا اشاره به کافران مکه است که مسلمانان را از مکه اخراج کردند) و آشوبگری بدتر از کشتن است (همینقدر که دیدید افراد یا گروهی میخواهند آرامش شما را برهم بزنند شما باید جلوی آشوب آنها را به شدیدترین وجهی بگیرید) و با اینگونه دشمنان در نزد مسجد الحرام جنگ نکنید مگر آنکه آنان جنگ را در آن با شما شروع کنند پس اگر آنان با شما جنگ کردند به کشتن آنان پردازید و این مجازات هر کفران کننده ای میباشد (۱۹۱)

۱) وَاقتُلوهُم حَيثُ ثَقِفتُموهُم

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و ایشان را بکُشید هرجا که یافتیدشان.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف.
    • اقتُلوهُم: فعل امر جمع مذکر مخاطب از ریشهٔ ثلاثی ق-ت-ل، صیغهٔ امر «اُقتُلوا» + ضمیر مفعول به «هم». نقش: فعل امر + مفعول به متصل.
    • حيثُ: ظرف مکان مبنی بر الضم، در حکم مفعولٌ فيه (قید مکان)، مضاف.
    • ثَقِفتُموهُم: فعل ماضی از ریشهٔ ث-ق-ف (یعنی یافتن/بر آنان دست یافتن)؛ «ثَقِفْتُم» فعل ماضی، فاعل: واو جمع (ضمیر مستتر تقدیره «أنتم» یا متصل؟ در اینجا «تم» نشان جمع مخاطب است)، و «هم» ضمیر مفعول به. جملهٔ «حيثُ ثَقِفتُموهُم» جملهٔ موصوله/مضاف‌الیه برای «حيث».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: امر (خطاب جنگی با قید مکان).
    • نکته: «حيث» عموم مکان را می‌دهد؛ قید شرایط بعدی در ادامه آیه می‌آید و مطلق‌بودن را مقیّد می‌کند.

۲) وَأَخرِجوهُم مِن حَيثُ أَخرَجوكُم

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و بیرون کنیدشان از همان‌جا که بیرون کردند شما را.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف.
    • أَخرِجوهُم: فعل امر از ریشهٔ خ-ر-ج باب إفعال «أَخرِجوا» + «هم» مفعول به. نقش: فعل امر + مفعول به.
    • مِن: حرف جر.
    • حَيثُ: ظرف مکان مبنی، در محل جر بعد از «من»، مضاف.
    • أَخرَجوكُم: فعل ماضی باب إفعال (أخرجوا)؛ واو جمع: فاعل؛ «کم»: ضمیر مفعول به. جملهٔ فعلیه در محل جر به‌عنوان مضاف‌الیه «حيث».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: امر.
    • نکته: مقابلهٔ به‌مثل در حد اخراج، نه تعدی فراتر؛ «من حيث» همسانی مکان/شرط را می‌رساند.

۳) وَالفِتنَةُ أَشَدُّ مِنَ القَتلِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و فتنه/آزمایش/آزارِ دینی سخت‌تر از کُشتن است.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف/استئنافی.
    • الفِتنَةُ: اسم مفرد مؤنث معرفه با الف و لام؛ ریشهٔ ف-ت-ن؛ نقش: مبتدا مرفوع.
    • أَشَدُّ: اسم تفضیل از ریشهٔ ش-د-د؛ نقش: خبر مرفوع برای مبتدا.
    • مِنَ: حرف جر.
    • القَتلِ: مصدر معرفه از ریشهٔ ق-ت-ل؛ مجرور بعد از «من».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری.
    • نکته: گزارهٔ ارزشی-تعلیلی که احکام قبل/بعد را توجیه می‌کند؛ «فتنه» به‌معنای فشار و سلب آزادی دین.

۴) وَلا تُقاتِلوهُم عِندَ المَسجِدِ الحَرامِ حَتّىٰ يُقاتِلوكُم فيهِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و با آنان پیکار مکنید نزد مسجدِ حرام تا وقتی که با شما در آن بجنگند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف.
    • لا تُقاتِلوهُم: «لا» ناهیّه؛ «تُقاتِلوا» فعل مضارع از ریشهٔ ق-ت-ل باب مفاعلة، مخاطب جمع؛ «هم» مفعول به. نقش: نهی.
    • عِندَ: ظرف مکان (مضاف) در محلّ نصب به‌عنوان مفعولٌ فيه.
    • المَسجِدِ الحَرامِ: «المسجدِ» مضاف‌الیه مجرور؛ «الحرامِ» صفت برای «المسجدِ».
    • حَتّىٰ: حرف غایت و تعلیل؛ در این‌جا داخل بر فعل مضارع و مفیدِ غایت/شرط.
    • يُقاتِلوكُم: مضارع مرفوع/منصوب؟ بعد از «حتى» اگر مفید غایتِ منتظره باشد منصوب می‌آید؛ قرائت مشهور: منصوب به «حتى» با حذف علامت نصب (لأنه فعل مضارع معتل؟ نه، صحیح‌الاخر است و علامت نصب فتحه مقدره؟ در رسم‌المصحف حرکت‌گذاری نحوی ذکر نمی‌شود). نقش: فعل مضارع منصوب بعد از «حتى»؛ «واو» فاعل، «کم» مفعول به.
    • فيهِ: جار و مجرور؛ ضمیر «هِ» عائد به «المسجد الحرام».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: نهی مشروط به غایت.
    • نکته: منع آغازگری جنگ در حرم تا وقتی که دشمن شروع کند.

۵) فَإِن قاتَلوكُم فَاقتُلوهُم

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس اگر با شما جنگ کردند، آنان را بکشید.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • فَإِن: «فـ» تفریع/استئناف + «إن» شرطیه.
    • قاتَلوكُم: فعل ماضی (باب مفاعلة)؛ واو: فاعل؛ «کم»: مفعول به. فعلِ شرط.
    • فَاقتُلوهُم: فاء جواب شرط + امر «اُقتُلوا» از ریشهٔ ق-ت-ل + «هم» مفعول به.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: شرط و جواب شرط (جواب: امر).
    • نکته: مشروعیت دفاع مسلحانه در صورت تهاجم.

۶) كَذٰلِكَ جَزاءُ الكافِرينَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: چنین است کیفرِ کافران.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • كَذٰلِكَ: اسم اشارهٔ مرکب به معنی «چنین»؛ در محل نصب به‌عنوان خبر مقدّم یا مفعول مطلق تشبیهی؛ غالباً خبر مقدّم.
    • جَزاءُ: مبتدا مؤخر مرفوع؛ ریشهٔ ج-ز-ي (جزا/پاداش/کیفر).
    • الكافِرينَ: جمع مذکر سالم از ریشهٔ ك-ف-ر؛ مجرور به‌عنوان مضاف‌الیه برای «جزاء».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری تأکیدی/نتیجه‌گیر.
    • نکته: جمع‌بندی هنجاری؛ بیان قاعدهٔ کیفر نسبت به مهاجمان کافر.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: و ایشان را هرجا یافتیدشان بکُشید، و بیرون کنیدشان از همان‌جا که شما را بیرون کردند، و فتنه/آزار دینی سخت‌تر از کشتن است؛ و نزد مسجدِ حرام با آنان پیکار مکنید تا وقتی که آنان با شما در آن بجنگند؛ پس اگر با شما جنگ کردند، آنان را بکشید؛ چنین است کیفرِ کافران.

Nach oben scrollen