002-188-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و مالهای یکدیگر را میان خود به باطل مخورید که بسوی آن حاکمان رشوه گیر کشیده شوید و بدان وسیله مقداری از اموال مردم را، با اینکه میدانید، حق ندارید بخورید (۱۸۸)

جمله ۱: وَلا تَأكُلوا أَموالَكُم بَينَكُم بِالباطِلِ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و اموالتان را میان خودتان به ناروا نخورید.
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی (ساده):
  • وَ: حرف عطف.
  • لا: «لا»ی نهی.
  • تَأكُلوا: فعل مضارع منصوب به «لا»ی نهی، مخاطب جمع (شما)، ریشه: أ ك ل (أكل)، باب: ثلاثی مجرد، نقش: فعل جمله.
  • أَموالَكُم: «أموال» مفعول‌به منصوب؛ جمع «مال». «كم» ضمیر متصل مضافٌ‌إلیه (برای شما).
  • بَينَكُم: ظرف مکان منصوب (جار و مجرور تأویلی/ظرف)، «بین» مضاف و «كم» مضافٌ‌إلیه؛ معنای: در میان شما.
  • بِالباطِلِ: جار و مجرور (باءِ سببیت/آلت)؛ «باطل» اسم مجرور با باء، معرفه به «ال».
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
  • نوع: نهی (خطاب به مؤمنان).
  • نکته: «أموالكم» یعنی مال‌های جامعه مؤمنان یک کلّ به‌هم‌پیوسته است؛ خوردنِ ناحقِ مالِ دیگری در حقیقت ضربه به دارایی جمعی است. «بالباطل» هر گونه تملک نامشروع (تقلب، ربا، رشوه، قمار، غصب…) را در بر می‌گیرد.

جمله ۲: وَتُدلوا بِها إِلَى الحُكّامِ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و آن را به‌سوی حاکمان نچلانید/نپر投ید (برای نفوذ دادن).
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی (ساده):
  • وَ: حرف عطف.
  • تُدلوا: فعل مضارع منصوب/مجزم در سیاق نهی عطف‌شده بر «لا تأكلوا»؛ مخاطب جمع. ریشه: د ل و (أدلى یُدلی: آویزان کردن دلو/پایین دادن چیزی). باب: إفعال. نقش: فعل.
  • بِها: جار و مجرور؛ «ها» ضمیر مؤنث مفرد، مرجع: «أموال» (چون جمع غیرعاقل به صورت مفرد مؤنث می‌آید). باء آلت/وسیله: با آن.
  • إِلَى: حرف جر، به سوی.
  • الحُكّامِ: اسم مجرور به «إلى»، جمع «حاکم».
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
  • نوع: نهی (عطف بر نهی قبلی).
  • نکته: «تدلوا بها إلى الحُكّام» تصویر استعاری است: مثل آویزان کردن دلو در چاه؛ یعنی رشوه/لابی‌گری برای پایین کشیدن حق دیگران نزد قاضی. اشاره به سوء‌استفاده از سازوکار قضایی.

جمله ۳: لِتَأكُلوا فَريقًا مِن أَموالِ النّاسِ بِالإِثمِ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: تا بخورید بخشی از اموال مردم را به گناه.
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی (ساده):
  • لِـ: لام تعلیل (برای اینکه/تا).
  • تَأكُلوا: فعل مضارع منصوب به «لام تعلیل»، مخاطب جمع، ریشه: أ ك ل. نقش: فعل غایی (هدف از ادلاء به حکّام).
  • فَريقًا: مفعول‌به اوّل منصوب؛ به معنای «بخشی/گروهی».
  • مِن: حرف جر، بیان تبعیض (از).
  • أَموالِ: اسم مجرور به «من»، مضاف.
  • النّاسِ: مضافٌ‌إلیه مجرور.
  • بِالإِثمِ: جار و مجرور؛ باء مصاحبت/سببیت: به‌ناراستی/با گناه.
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
  • نوع: غایت و تعلیل (بیان هدف نادرست).
  • نکته: «فريقًا» نشان می‌دهد حتی اگر بخش کوچکی باشد، باز هم نارواست. «بالإثم» یعنی راهبرد و نتیجه هر دو گناه‌آلود است.

جمله ۴: وَأَنتُم تَعلَمونَ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و در حالی که شما می‌دانید.
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی (ساده):
  • وَ: واو حالیه (حالیه: در حالی که).
  • أَنتُم: ضمیر منفصل، مبتدا/اسم واو حالیه تقدیری برای ایجاد حال؛ در این سیاق «أنتم» مبتدای جمله حالیه.
  • تَعلَمونَ: فعل مضارع مرفوع، ریشه: ع ل م، فاعل: ضمیر مستتر (شما) که به «أنتم» برمی‌گردد؛ خبرِ «أنتم» یا جمله فعلیه در مقام حال.
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
  • نوع: جمله حالیه (بیان وضعیت هنگام ارتکاب).
  • نکته: تاکید بر آگاهی و عمد در گناه؛ جرم وقتی آگاهانه است، سنگین‌تر است.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: و اموالتان را میان خودتان به ناروا نخورید، و آن را برای نفوذ به سوی حاکمان (قاضیان) روانه نکنید تا بخشی از اموال مردم را به گناه بخورید، در حالی که خودتان می‌دانید.

Nach oben scrollen