002-185-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و این روزه باید تمام ماه رمضان باشد زیرا در این ماه بود که قرآن نازل گردید و راهنمائی مخصوصی است برای مردم، آری قرآن مجموعه ایست از مطالب روشن و مستدلی از هدایت عالی و از جدا کننده های حق و باطل (در جملات روشن بالا اختلاف اندازان دینی مسلمین اختلافها انداختند و فتواهای مختلفی را بوجود آوردند که بیشترشان بدیهی البطلان است مثلا بعضیها از عبارات بالا نتیجه گرفتند که آن کس که طاقت ندارد روزه بگیرد بهتر است هم به مسکین فديه دهد و هم روزه بگیرد و نیز توجه نکردند که وقتی دستور روزه برای مسلمانان آمد عده ای از مسلمانان آنرا غير لازم و کاری غیر مفید تصور میکردند و جمله اگر روزه بگیرید بهتر است خطاب به آن عده است نه خطاب به بی طاقتان و اینکه در جملات بالا گفته شده قرآن در ماه رمضان نازل شد، بطور مسلم مقصود این است که شروع نزول قرآن در ماه رمضان بوده و چه گمراهند آنانکه این آیه را توجه نکرده اند و مبعث پیغمبر اسلام را که روز شروع نزول قرآن است در ۲۷ رجب دانسته اند آنهم با شرح و بسطی که ثابت شود پیغمبر اسلام، پیغمبر حقیقی از جانب الله نبوده بلکه به مانند چلّه نشینانِ دراویش و صوفيه ۲۷ روز از مردم کناره گرفته و در کوه حراء رفته و پس از ۲۷ روز تفکر، مذهب اسلام را در فکر خود ساخته و بنام وحی از جانب الله ادعای نبوت کرده و حال آنکه بر طبق تحقیقات دقيق، پیغمبر اسلام اصلا به کوه حرا نرفته و شروع وحی بر او در ماه رجب نبوده، بلکه در شب بیست و پنجم ماه رمضان و در حالی بوده که پیغمبر اسلام بی خبر از آنچه به او خواهد رسید، زمانی که سر شب می خواست برختخواب برود با چشم خود دید (چشم روحش) که از بالاترین جای آسمان ستاره ای بس درخشان بسویش فرو افتاد، مورد فشار روحی و نزول اولین آیات قرآن که پنج آیه اول سوره اقراء باشد، قرار گرفته است) پس هر کس از شما دانست که ماه رمضان است باید آنرا روزه بگیرد (این جمله میرساند که خالق عالم که ماه قمری را بر ماه شمسی ترجیح داده، راضی نیست که تمام مسلمانان ممالک مختلف اسلام در یک روز معین روزه بگیرند بلکه باید هر کس روی شهر و منطقه خود که در آن شهر و منطقه ماه دیده میشود و روز اول ماه رمضانش معلوم میگردد، روزه بگیرد و نباید به خیال عمل کند، و میدانیم وضع ماه در شهرهای مختلف فرق میکند و بعضی ممالک با هم حتی دو روز فرق دارند) و هر کس مریض بود یا بر سفری، عده ای از روزهای خارج ماه رمضان را روزه بگیرد و الله آسانی شما را میخواهد نه سختی شما را و او میخواهد عددِ روزهای یک ماه رمضان را بطور کامل روزه بگیرید (از این جمله پیداست که بعضی مسلمانان روزه گرفتن را کار سختی تصور میکردند و حال آنکه با شرایط بالا هیچ سخت نیست و در مورد سفر نیز تعجب است که بعضی فقیهان اسلامی بجای آنکه بگویند در سفری نباید روزه گرفت که سختی ای دیده شود گفته اند، در هر سفری که از ۱6 فرسنگ بیشتر باشد باید روزه نگرفت و موهوم تر از این فتوا فتوای کسانیکه گفته اند، حد سفر برای روزه ۸ فرسنگ و حتی بعضی ها گفته اند، چهار فرسنگ برود و چهار فرسنگ برگردد و از این بدتر گفتار آنهاست که گفته اند اگر کسی پس از سفر کردن در شهری قصد ماندن نداشته باشد، اگر هر چند روز در آن شهر بماند، سفر محسوب میگردد و باید روزه نگیرد و حال آنکه تمام این فتواها روی عدم توجه دقیق به متن آیات قرآنی و تقلید کورانه از روایاتی است که دشمنان اسلام به پیغمبر و امام و اصحاب آنها افترا زده اند) و همچنین روزه ماه رمضان با شرایط بالا برای این است که در هنگام روزه الله را برای هدایت بزرگی که شما را کرده به بزرگی یاد کنید و شاید شکر این راهنمائیها را گزارید (۱۸۵)

۱) شَهرُ رَمَضانَ الَّذي أُنزِلَ فيهِ القُرآنُ هُدًى لِلنّاسِ وَبَيِّناتٍ مِنَ الهُدىٰ وَالفُرقانِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: ماهِ رمضان [همان] که در آن قرآن نازل شد، راهنمایی برای مردم و نشانه‌های روشنی از هدایت و جداکننده (میان حق و باطل).
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • شَهرُ: اسم مفرد، مرفوع با ضمّه؛ مبتدا. ریشه: ش-ه-ر (به معنی ماه/آشکار کردن).
    • رَمَضانَ: علم (نام ماه)، منصرف نیست؛ مضاف‌الیهِ «شهر»، مجرور لفظاً با فتحه.
    • الَّذي: اسم موصول مفرد مذکر؛ بدل یا صفت برای «شهر».
    • أُنزِلَ: فعل ماضی مجهول، ثلاثی مزید باب إفعال از ریشه ن-ز-ل؛ «نازل شد/گردانیده شد». نایب فاعل بعداً می‌آید.
    • فيهِ: جار و مجرور؛ «در آن». ضمیر «هِ» به «شهر» برمی‌گردد؛ متعلق به «أُنزِلَ».
    • القُرآنُ: اسم مرفوع با ضمّه؛ نایب فاعلِ «أُنزِلَ».
    • هُدًى: اسم نکره، منصوب (حال یا مفعولٌ‌له/بیان غایت). اینجا بیشتر «حال» از «القرآن» است: «در حالی‌که هدایت است».
    • لِلنّاسِ: جار و مجرور؛ «برای مردم»؛ متعلق به «هُدىً» (بیان جهت هدایت).
    • وَ: عاطف.
    • بَيِّناتٍ: جمع مؤنث سالم، مجرور یا منصوب؟ این‌جا معطوف به «هُدىً» است و بر تقدیر «حال» می‌آید؛ اعراب ظاهری: منصوب/مجرور به کسره (جمع مؤنث سالم). معنا: «نشانه‌های روشن».
    • مِنَ الهُدىٰ: جار و مجرور؛ «از هدایت»؛ بیانِ منشأ/نوع برای «بیّنات».
    • وَالفُرقانِ: معطوف به «الهُدى» در ترکیب «مِنَ الهُدىٰ وَالفُرقانِ»؛ «و [از] فرقان» (کتاب/معیارِ جداکننده).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبریِ توصیفی.
    • نکته: جایگاه ویژهٔ رمضان به سبب نزول قرآن؛ قرآن هم هدایتِ کلی است، هم دلایل روشن، هم معیارِ تمایز حق و باطل.

۲) فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهرَ فَليَصُمهُ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس هر که از شما ماه را حاضر بود (آن را درک کرد)، باید آن را روزه بدارد.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • فَ: فای تفریع (نتیجه‌گیری از جمله قبل).
    • مَن: اسم شرط جازم؛ «هر که».
    • شَهِدَ: فعل ماضی، ثلاثی مجرد، ریشه ش-ه-د؛ «حاضر شد/درک کرد». فعلِ شرط.
    • مِنكُم: جار و مجرور؛ «از شما»؛ حال/تبعی برای «شهد» (بیان تعلق به امت).
    • الشَّهرَ: اسم معرفه، مفعولٌ‌بهِ «شهد» (منصوب)؛ مراد: ماه رمضان.
    • فَ: فای جواب شرط.
    • لِيَصُمهُ: لامِ امر + فعل مضارع مجزوم؛ «باید روزه‌اش بگیرد».
      • يَصُمْ: مضارع مجزوم از ص-و-م (صام)، باب فَعَلَ.
      • ـهُ: ضمیر مفعولی مفرد مذکر، برمی‌گردد به «الشهر».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: شرطیه + امرِ الزامی (حکم تکلیفی).
    • نکته: قید «شهادت ماه» یعنی درک ماه و حاضر بودن (نه مسافر/مریض) ملاک وجوب روزه است.

۳) وَمَن كانَ مَريضًا أَو عَلىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِن أَيّامٍ أُخَرَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و هر که بیمار باشد یا بر سفری [باشد]، پس [روزه گرفتنِ] شمارِی از روزهای دیگر [بر اوست].
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: عاطف.
    • مَن: اسم شرط (یا موصول عام در معنا)، «هر که».
    • كانَ: فعل ماضی ناقص (کان و اخواتها)، ریشه ك-و-ن؛ «باشد/بود».
    • مَريضًا: خبرِ «كان» منصوب؛ ریشه م-ر-ض.
    • أَو: حرف عطف برای تخییر.
    • عَلىٰ سَفَرٍ: جار و مجرور + نکره؛ خبرِ محذوفِ «كان» در تقدیر: «كان على سفر» یا معطوف بر «مريضًا» به تقدیر خبر. معنای «در حال سفر».
    • فَ: فای تفریع/جواب.
    • عِدَّةٌ: مبتدأ مرفوع؛ ریشه ع-د-د؛ «تعداد/شمار».
    • مِن أَيّامٍ: جار و مجرور؛ مضاف‌الیه معنوی برای «عدّة» (بیان جنسِ شمار).
    • أُخَرَ: صفت برای «أيام» به صورت جمع مؤنث «أُخَر» (غیر منصرف)، مجرور لفظاً با فتحه یا به تبع محل؛ معنایش «دیگر».
    • تقدیر جمله: «فعليه عِدّةٌ من أيامٍ أُخَر» یا «ففديةُ عدّةٍ…»، ولی ظاهر قرآنی: «پس شمارى از روزهاى دیگر [را روزه بدارد]»؛ خبر محذوف به تقدیر «فعليه» یا «فصيام».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبریِ تشریعی (بیان رخصت/بدلِ حکم).
    • نکته: برای بیمار و مسافر، روزهٔ رمضان به روزهای دیگری منتقل می‌شود؛ حکم آسان‌گیرانه و جبرانی است.

۴) يُريدُ اللَّهُ بِكُمُ اليُسرَ وَلا يُريدُ بِكُمُ العُسرَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: خدا برای شما آسانی را می‌خواهد و برای شما دشواری را نمی‌خواهد.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • يُريدُ: فعل مضارع مرفوع، باب إفعال از ریشه ر-و-د/أراد؛ «می‌خواهد».
    • اللَّهُ: فاعل مرفوع.
    • بِكُمُ: جار و مجرور؛ «در باره‌ی شما/برای شما».
    • اليُسرَ: مفعولٌ‌به منصوب؛ «آسانی».
    • وَلا: واو عاطف + لا نافیۀ.
    • يُريدُ: فعل مضارع؛ تکرار برای تقابل.
    • بِكُمُ: جار و مجرور؛ تکرار.
    • العُسرَ: مفعولٌ‌به؛ «سختی».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری تأکیدی.
    • نکته: اصل کلّی در احکام: هدفِ تشریع، آسانی و رفع مشقت است.

۵) وَلِتُكمِلُوا العِدَّةَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و تا [برای آن‌که] عدد (روزها) را کامل کنید.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: عاطف.
    • لِتُكمِلُوا: لام تعلیل + فعل مضارع منصوب/مجزوم به اعتبار تعلیل، از ریشه ك-م-ل، باب إفعال؛ «تا کامل کنید».
    • العِدَّةَ: مفعولٌ‌به؛ «شمار/عدد [روزه‌ها]».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: غایی/تعلیلی (بیان هدفِ احکام پیش‌گفته).
    • نکته: جبران روزهای فوت‌شده برای تکمیل عدد ماه.

۶) وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلىٰ ما هَداكُم

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و تا خدا را بر آنچه شما را راه نمود، بزرگ بدارید (تکبیر گویید).
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: عاطف.
    • لِتُكَبِّرُوا: لام تعلیل + مضارع از ریشه ك-ب-ر، باب تفعیل؛ «بزرگ بدارید/تکبیر گویید».
    • اللَّهَ: مفعولٌ‌به.
    • عَلىٰ: حرف جر.
    • ما: اسم موصول عام؛ «آنچه».
    • هَداكُم: فعل ماضی ثلاثی مجرد ریشه ه-د-ي؛ «راهنمایی کردِ شما را».
      • هَدا: فعل + فاعلِ آن خدا در تقدیر.
      • ـكُم: ضمیر مفعولی.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: غایی/تعلیلی.
    • نکته: مشروعیت گفتن تکبیرها به شکر هدایت؛ اشاره‌ای به تکبیرات عید فطر نیز فهمیده می‌شود.

۷) وَلَعَلَّكُم تَشكُرونَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و باشد که شکر گزارد (تا شاید شکر کنید).
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: عاطف.
    • لَعَلَّ: حرف ترجّی (امید).
    • كُم: اسم «لعلّ» (ضمیر متصل)، محل رفع.
    • تَشكُرونَ: خبر «لعلّ»، فعل مضارع مرفوع، ریشه ش-ك-ر؛ «شکر می‌کنید».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: ترجّی/امیدبخش.
    • نکته: غایت نهاییِ روزه و احکامِ مربوط، رسیدن به سپاس‌گزاری آگاهانه است.

ترجمهٔ تحت‌اللفظیِ کل آیه: ماهِ رمضان [همان] که در آن قرآن نازل شد: راهنمایی برای مردم و نشانه‌های روشنی از هدایت و جداکننده [حق از باطل]. پس هر که از شما ماه را [حاضر] باشد، باید آن را روزه بدارد؛ و هر که بیمار باشد یا بر سفر، پس [بر او] شمارى از روزهای دیگر [است]. خدا برای شما آسانی را می‌خواهد و برای شما دشواری را نمی‌خواهد؛ و تا عدد [روزه‌ها] را کامل کنید، و تا خدا را بر آنچه شما را راه نمود، بزرگ بدارید، و باشد که شکر کنید.

Nach oben scrollen