002-182-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و اگر کسی از وصیت ستمکارانه و یا گناه کارانه ای ترسید و لازم شد رفتار مصلحانه ای میان ارث برندگان بشود بر او گناهی نخواهد بود و الله عوض کردن او را روی ترحم به وارثهایش می بخشد (نزدیکترین هر کس بعد از پدر و مادر ، فرزند و همسر و دورترین آنها برادر و خواهر میباشد و بر طبق آیات ارث که در اول سوره نساء میباشد غیر از آنها به جد و نوه و عمه و خاله ارث نمیرسد مگر آنکه محتاج باشند و یا خرج خورِ صاحبِ مال قبل از مرگش باشند و تا زمانی که در سوره نساء قانون معینی برای سهم هر یک از وارثها از جانب الله تعیین نشده بود طبق این آیه هر کس حق داشت برای هر کس از نزدیکتران خود هر اندازه از مال خود وصیت نماید و وصیت واجب بود بعد از سوره نساء «وجوب وصیت» به «در صورت لزوم» تبدیل گردید تا اگر صاحب مال صلاح دانست کمتر یا بیشتر از سهم تعیین شده از جانب الله برای بازماندگانش توصیه کند بتواند و اجرای وصیتِ صاحبِ مال واجب است مگر آنکه حس شود وصیت او جاهلانه و یا ظالمانه بوده در این صورت متصدیان مربوطه حق تبدیل وصیت را بصورت بهتری دارند و از برخی مفسرین قرآن و بعضی فقهای اسلام تعجب است که روی روایتی دروغ علاوه بر نزدیکتران، نزدیکان دورتر مانند نوه و جد را هم صاحب سهم دانسته اند و در قوانین روشن ارث اسلام و قرآن اختلافات شدیدی بوجود آورده اند) (۱۸۲)

«فَمَن خافَ مِن موصٍ جَنَفًا أَو إِثمًا فَأَصلَحَ بَينَهُم فَلا إِثمَ عَلَيهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفورٌ رَحيمٌ»

  1. فَمَن خافَ مِن موصٍ جَنَفًا أَو إِثمًا
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس هرکه از وصیت‌کننده‌ای کژی یا گناهی را بترسد.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • فَ: حرف عطف/تفریع (پس، نتیجه‌گیری از قبل).
    • مَن: اسم شرط عام، مبنی، در محل رفع مبتدای شرط؛ معنی: هرکس.
    • خافَ: فعل ماضی، ثلاثی مزید (خافَ از ریشهٔ خ و ف/خوف)، فاعلش مستتر تقدیره «هو» برمی‌گردد به «مَن».
    • مِن: حرف جر.
    • موصٍ: اسم فاعل از «أوصى/یُوصی» (رباعی)، نکره، مجرور به «مِن»، نقش: مضافٌ‌إلیه مجرور حرف جر. نون تنوین کسری نشانهٔ نکره است. معنی: وصیت‌کننده.
    • جَنَفًا: مصدر/اسم، مفرد، منصوب، مفعول‌به دوم بر تأویل مفعول‌به برای «خافَ» یا مفعول‌مطلق نوعی بر معنای میل/کژی؛ نصب به عنوان مفعول منهی‌عنه. ریشه: ج ن ف (کج شدن/تمایل از حق).
    • أَو: حرف عطف (یا).
    • إِثمًا: اسم، مصدر، مفرد، منصوب، معطوف بر «جَنَفًا». ریشه: أ ث م (گناه).
    • نکتهٔ نحوی ساده: «مَن» جملهٔ شرطی را می‌سازد؛ «خاف» فعل شرط است. «مِن موصٍ» جار و مجرور متعلق به «خافَ» (از چه چیزی می‌ترسد؟ از جانب وصیت‌کننده). «جَنَفًا أَو إِثمًا» چیزِ مورد ترس است.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: جملهٔ شرطیه (خبریِ شرطی).
    • نکتهٔ معنایی: اگر کسی احتمال انحراف یا گناه در وصیتِ وصیت‌کننده را ببیند (یا بر او خوف داشته باشد)، ادامهٔ حکم می‌آید.
  1. فَأَصلَحَ بَينَهُم
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: آنگاه میانشان را اصلاح کرد.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • فَ: فاءِ شرط/جزاء (پسِ جواب شرط).
    • أَصلَحَ: فعل ماضی، رباعی «أصلح» از ریشهٔ ص ل ح (اصلاح کردن). فاعلش ضمیر مستتر «هو» (همان «مَن»).
    • بَينَ: ظرف مکان منصوب، مضاف.
    • هُم: ضمیر جمع، مضافٌ‌إلیه مجرور لفظاً (در محل جر)؛ اشاره به طرف‌های درگیر در مسئلهٔ وصیت: موصی و ورثه یا ذی‌القربی.
    • نکتهٔ نحوی ساده: «بینهم» جار/ظرف متعلق به «أصلحَ» است؛ یعنی اصلاح در میان آنان انجام شد.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: جملهٔ جوابِ شرط (خبری).
    • نکتهٔ معنایی: اقدام فعال برای میانجی‌گری و برگرداندن وصیت به عدالت، عملِ مشروع است.
  1. فَلا إِثمَ عَلَيهِ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس گناهی بر او نیست.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • فَ: فاءِ تفریع/نتیجه.
    • لا: لأ نافی جنس.
    • إِثمَ: اسم «لا» نافیِ جنس، مفرد، منصوب، خبرش محذوف تقدیر: «كائنٌ» یا خبر مقدم «عليه».
    • عَلَيهِ: جار و مجرور، خبر «لا» نزد بسیاری از نحویان یا متعلق به خبر محذوف؛ ضمیر «هِ» به همان «مَن» برمی‌گردد.
    • نکتهٔ نحوی ساده: ساختار «لا إثمَ علیه» یعنی مطلقاً هیچ گناهی متوجه او نیست.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبریِ حکمی.
    • نکتهٔ معنایی: میانجیِ عادل اگر برای جلوگیری از کژیِ وصیت دخالت کند، مؤاخذه نمی‌شود.
  1. إِنَّ اللَّهَ غَفورٌ رَحيمٌ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: بی‌گمان خدا آمرزندهٔ مهربان است.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • إِنَّ: حرف توکید و نصب.
    • اللَّهَ: اسم «إنّ»، منصوب. ریشهٔ لفظ جلاله: أ ل ه (معبود).
    • غَفورٌ: خبر «إنّ»، مفرد، مرفوع؛ صیغهٔ مبالغه از «غفر» (پوشاندن/آمرزش). ریشه: غ ف ر.
    • رَحيمٌ: خبر دوم برای «إنّ» یا صفت برای خبر اول، مرفوع. ریشه: ر ح م.
    • نکتهٔ نحوی ساده: دو خبرِ مؤکد برای بیان صفت دائمی خدا.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبریِ مؤکد (با «إنّ»).
    • نکتهٔ معنایی: تأکید بر فضای رحمت و آمرزش در پسِ این حکم؛ اصلاح‌گر حتی اگر در فرآیند اصلاح، تغییراتی در اجرای وصیت بدهد، در چارچوب عدالت مورد بخشایش و رحمت الهی است.

ترجمهٔ تحت‌اللفظیِ کل آیه: پس هرکس از جانب وصیت‌کننده‌ای کجی یا گناهی را بترسد، و میان ایشان را اصلاح کند، پس گناهی بر او نیست؛ بی‌گمان خدا بسیار آمرزنده، مهربان است.

Nach oben scrollen