002-180-091-بقرة

« Back to Glossary Index
هر گاه یکی از شما مؤمنان را مرگ نزدیک شد اگر مالی از خود گذاشته بود، واجب است برای پدر و مادر و آن نزدیکتران وصیتی شایسته نماید و این حقی است بر گردن پرهیزکاران حقیقی (۱۸۰)

۱) کُتِبَ عَلَيكُم إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ المَوتُ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: بر شما نوشته/واجب شد، هنگامی که مرگ حاضر شود نزد یکی از شما.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • کُتِبَ: فعل ماضی مجهول، ریشه: ک-ت-ب. نقش: فعل جمله. معنایش در این‌جا «فرض شد/واجب گردید».
    • عَلَيْكُم: جار و مجرور (علی + کم)، نقش: متعلق به «کُتِبَ» برای بیان جهت/مفعول‌له در ساخت مجهول؛ یعنی «بر شما».
    • إِذا: حرف شرط غیر جازم، معنای زمانی: «هنگامی که».
    • حَضَرَ: فعل ماضی معلوم، ریشه: ح-ض-ر، نقش: فعل جملهٔ شرط.
    • أَحَدَكُم: «أحدَ» اسم منصوب (مفعول بهِ «حضر» به‌معنای «به سراغِ…» در تعبیر عرفی «حضرَه الموت»)، ریشهٔ «أحد» از واحد. «کم» ضمیر متصل مضاف‌الیه.
    • المَوتُ: اسم مرفوع، فاعلِ مؤخر برای «حَضَرَ»؛ ساخت «حَضَرَ الموتُ أَحَدَكُم» یعنی «مرگ نزد یکی از شما حاضر شد».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی: جملهٔ خبری شرطی. نکته: «کُتِبَ» به‌صورت مجهول، لحنِ تشریع و وجوب را می‌رساند؛ «إذا» زمان وقوع حکم را در آستانهٔ مرگ مشخص می‌کند.

۲) إِن تَرَكَ خَيرًا

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: اگر مالی/خیراتی بر جای گذاشت.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • إِن: حرف شرط جازم.
    • تَرَكَ: فعل مضارع مجزوم (به‌سبب «إن»)، ریشه: ت-ر-ک. فاعلش «المحتضر» یا همان «أحدکم» است که مفروض/مقدّر است.
    • خَيرًا: مفعولٌ‌به منصوب. «خیر» در این‌جا به‌معنای مال و دارایی است.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی: جملهٔ شرطیه. نکته: «خیر» کنایه از دارایی قابل‌اعتناست، پس حکم وصیت وقتی مطرح است که مالی برای تقسیم مانده باشد.

۳) الوَصِيَّةُ لِلوالِدَينِ وَالأَقرَبينَ بِالمَعروفِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: وصیت برای پدر و مادر و خویشاوندان، به‌گونه‌ای شایسته.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • الوَصِيَّةُ: مبتدا مرفوع (اسم ظاهر با الف و لام).
    • لِلوالِدَينِ: جار و مجرور، متعلق به خبر مقدّر یا بیان جهت وصیت؛ «برای پدر و مادر». «والدین» مثنای مجرور. ریشه: و-ل-د.
    • وَالأَقرَبينَ: معطوف به «الوالدین» با حرف عطف «واو». جمعِ «أقرب» به‌معنای نزدیکان. ریشه: ق-ر-ب. مجرور به تبعیت از حرف جر.
    • بِالمَعروفِ: جار و مجرور، حال/قید کیفیت برای «الوصیة» یعنی به صورت پسندیده و مطابق عرف شرعی. ریشهٔ «معروف»: ع-ر-ف.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی: خبریه توضیحی به‌عنوان جواب شرط. نکته: ساختار خبری، معنای الزامی می‌دهد چون در ادامه با «حقّاً على المتقین» تأکید می‌شود؛ «بالمعروف» حد و چارچوب اخلاقی و شرعی وصیت را تعیین می‌کند (نه زیاده‌روی و نه ظلم).

۴) حَقًّا عَلَى المُتَّقينَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: حقی است بر عهدهٔ پرهیزکاران.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • حَقًّا: مصدر منصوب، مفعول مطلق یا حالِ مؤکِّد برای افادهٔ تأکید بر وجوب. ریشه: ح-ق-ق.
    • عَلَى: حرف جر.
    • المُتَّقينَ: اسم مجرور به «على»، جمعِ «متقٍ» از ریشه: و-ق-ي (اتّقى). نقش: متعلقِ «على»؛ یعنی این حق بر گردنِ متقین است.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی: خبریه با کارکرد تأکید تشریعی. نکته: عبارت، حکم را از سطح توصیه به سطح الزام برای اهل تقوا بالا می‌برد و نشان می‌دهد رعایت وصیتِ درست، نشانهٔ تقواست.

نکات تکمیلی کوتاه:

  • پیوند شرط‌ها: «إذا حضر… إن ترك…» دو شرط با کارکرد زمانی/فرضی‌اند؛ نتیجهٔ مجموع آن‌ها «الوصیة… حقًّا على المتقین» است.
  • کاربرد «خیر»: در زبان قرآن گاهی به‌معنای «مال» می‌آید، یعنی «اگر مالی برجا گذاشت».
  • جهت فقهی-تفسیری: این آیه در آغازِ تشریع وصیت آمده؛ احکام بعدی ارث (آیات موارث) دامنهٔ وصیت به وارث را محدود می‌کند. در سطح زبانیِ آیه، اصلِ وصیتِ به‌حق و در چارچوبِ «معروف» مورد تأکید است.

نوشته و مقرر شد بر شما: هرگاه مرگ برای یکی از شما حاضر شود، اگر مالی بر جای گذاشته است، وصیت برای پدر و مادر و نزدیکان به شیوه‌ای شایسته انجام دهد؛ حقی است بر عهده پرهیزگاران.

Nach oben scrollen