002-179-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و ای خردمندان برای شما در اجرای قوانین قصاصِ فوق، یک زندگی اجتماعی صحیحی خواهد بود و اینگونه قوانین باعث پرهیز کردن جامعه شما از چنین بدیهائی میشود (افسوس که نفوذ بیگانگان در ممالک اسلامی چنان انتشار یافته که از مسلمانان هم خردمندی گرفته شده و هم پرهیز کاری و روزبروز بر کینه و آدم کشی های مغرضانه ایشان نسبت به هم افزون میگردد و چیزی را که توجه ندارند قوانین عالیه اسلام حقیقی و قرآن است و تمام اینها از روزی برای مسلمانان پیش آمد که بعضی از پیشوایان مذهبی بر پایه خود خواهی و هوای نفس در قوانین لايتغير و خلل ناپذیر اسلام اختلاف انداختند و فرقه های مختلف مذهبی بوجود آوردند و باعث شد که پیشوایان سیاسی در برابر این اختلافات قوانین مدنی و جزائی موجود را بسازند) (۱۷۹)

وَلَكُم فِي القِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الأَلبابِ لَعَلَّكُم تَتَّقونَ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی:
  • و برای شما در قصاص زندگی‌ای هست، ای خردمندان، باشد که پرهیزگار شوید.
  1. تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها (با زبان ساده، ذکر ریشه و نقش):
  • وَ: حرف عطف/استئناف. نقشی در اعراب کلمه‌ها ندارد، جمله را به قبل وصل می‌کند یا سرآغاز جمله است.
  • لَكُم: جار و مجرور.
    • لِ: حرف جر.
    • كُم: ضمیر متصل مخاطب جمع (شما)، محلّاً مجرور به لام. مجموع «لَكُم» شبه‌جمله است و معمولاً خبر مقدّم برای مبتدا می‌آید.
  • فِي: حرف جر (در).
  • القِصاصِ: اسم مجرور به «في» و علامت جرّ کسره. ریشه: ق-ص-ص. وزن: فِعّال (مصدر یا اسم مصدر). معنا: کیفرِ برابر (قصاص).
  • حَياةٌ: اسم نکره مرفوع، مبتدا مؤخر یا خبر مؤخر (در تحلیل رایج: «حَياةٌ» مبتدای مؤخر و «لَكُم» خبر مقدّم، و «في القِصاصِ» متعلّق به «حَياةٌ» برای بیان ظرف/مکان معنوی). علامت رفع تنوین ضمّه.
  • يا: حرف ندا.
  • أُولِي: منادی مضاف، ملحق به جمع مذکّر سالم، اعراب محلّی مرفوع (ولی صورتش ثابت است). معنا: صاحبان/دارای. ریشه: و-ل-ي (از «ذو/ولي»، واژهٔ سماعی و جمع «ذو» در حالت جمع عاقل).
  • الألبابِ: مضافٌ‌الیه مجرور به کسره. ریشه: ل-ب-ب، جمع «لُبّ» یعنی خرد خالص.
  • لَعَلَّ: حرف مشبّه بالفعل برای ترجی/امید.
  • كُم: اسم «لعلّ» (ضمیر متصل شما) منصوب به محلّ (در ضمایر علامت نصب ظاهری ندارد).
  • تَتَّقونَ: فعل مضارع مرفوع به ثبوت النون (به‌خاطر اتصال واو جمع؟ نه؛ این‌جا «تتقونَ» با «واو» ندارد؛ پس رفع با ضمّهٔ آخر است و نون ندارد چون فعل خمسۀ متصل به واو/الف/یاء نیست). ریشه: و-ق-ي، باب افتعال (اتّقى/يتّقي). فاعل: ضمیر مستتر تقدیره «أنتم». در نحو: «تتقونَ» خبر «لعلّ». حرکت آخر کلمه به اعتبار وقف/وصل: در رسم‌المصحف معمولاً فتحهٔ «تتقونَ» در وصل نشان داده می‌شود.
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
  • نوع جمله: خبری-انشایی آمیخته؛ بخش «ولكم في القصاص حياة» خبری (بیان یک حقیقت و حکمت)، خطاب «يا أولي الألباب» ندا (انشایی)، «لعلّكم تتقون» جمله امیدبخش/ترجّی برای نتیجهٔ تشریعی (تقوا).
  • نکتهٔ معنایی کوتاه:
    • ساختار تقدیم «لكم» افادهٔ اختصاص و توجه: این سود و زندگی به نفع شماست.
    • «في القصاص حياة»: ایجاز بلاغی با ظاهری متناقض‌نما؛ مجازات برابر، حیات اجتماعی را حفظ می‌کند (بازدارندگی، جلوگیری از خون‌خواهی بی‌حد).
    • خطاب به «اولی الألباب»: تأکید بر اینکه درک حکمت قصاص نیازمند خرد ناب است.
    • «لعلّكم تتقون»: غایت شریعت، تقوا و بازدارندگی از تعدّی است، نه خون‌ریزی.
Nach oben scrollen