002-177-091-بقرة

« Back to Glossary Index
آن خوبی مورد رضای الله این نیست که شما برای نماز و قبله روی خود را بسوی مشرق یا مغرب بگیرید (این فرع بسیار کوچکی از دین است) بلکه خوبی مورد رضای الله آن است که کننده آن کسی باشد که به الله و آن زمان معروف دیگر (یعنی آخرت) و آن ملکها (که مامور اجرای کارهای الله هستند) و آن کتاب (شامل تمام کتابهای آسمانی میشود) و آن خبر آورندگان (تمام پیغمبران راست را شامل میگردد که خبرهای آخرت را آورده اند) ایمان آورده باشد و مال خود را با آن که دوستش دارند به خویشان محتاج خود و یتیمان و مسکينان و راه ماندگان و گرفتاران ببخشد و آن نماز مقرره را انجام دهد (گرفتاران شاملِ غلامان و اسیران و بدهکاران میشود و هم هر نوع گرفتار دیگری که تقصیر ندارد و احتیاج به کمک دارد و نماز مقرره نیز نمازی است که وقتها و ارکان و توجه به معنای آن مراعات شود و روی متن پیغام الله باشد نه فتواهای مختلف این و آن) و زكات مقرره را بپردازد (زکات مقرره همان مالیات بر درآمدی است که برای احتياجات اجتماعی دولتهای اسلام از مسلمانان برطبق راهنمائی های قرآن و سایر کتب آسمانی در صدر اسلام میگرفتند و قانون آن چنان جامع است که شامل کلیه زمان ها و حکومتهای عادل میشود و آن در قبل از هجرت که مسلمانان تشکیلات و حکومتی نداشتند بستگی به موقعیت و علاقه تک تک خودشان داشت) و هنگامیکه عهدی بست به عهد و پیمان خود وفا کند و در سختی ها و پیش آمدهای ناراحت کننده و ناراحتی های زمان جنگ صبور باشد (این سه ناراحتی مجموع ناراحتی هائی را شامل میگردد که کوشش افراد گاهی در رفع آن مؤثر نیست و هر مسلمان حقیقی باید برای رفع هر گونه ناراحتی هم بکوشد و هم صبور باشد) و اینگونه نیکوکارانند که حقیقتا در ایمان خود راستگو هستند و پرهیزکاران حقیقی نیز همین ها می باشند (۱۷۷)

جمله ۱) لَيسَ البِرَّ أَن تُوَلّوا وُجوهَكُم قِبَلَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: نه نیکوکاری آن است که شما روهای خود را به سوی خاور و باختر بگردانید.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • لَيسَ: فعل ناقص ماضی (ناقصه)، ریشه: ليس (غیر ثلاثی قیاسی؛ معادل «كان» منفی)، عمل: رفع اسم و نصب خبر.
    • البِرَّ: اسم ليس منصوب (خبر ليس مقدم)، مفرد، معرفه به «ال»، ریشه ثلاثی: ب ر ر، وزن: فِعّ. نقش: خبر ليس منصوب.
    • أَن: مصدرية ناصبة، تأویل به مصدر.
    • تُوَلّوا: فعل مضارع منصوب بـ«أن»، باب تفعّل/تفعيل؟ فعل: وَلّى يُوَلّي (تفعيل)، ریشه ثلاثی: و ل ي، علامت: حذف نون (لأنه من الأفعال الخمسة)، واو: فاعل جمع مخاطب.
    • وُجوهَكُم: مفعولٌ به منصوب، جمع «وَجه»، ریشه: و ج ه، ضمیر «كم» مضاف‌الیه.
    • قِبَلَ: ظرف مکان/جارّ و مجرور به معنای «سویِ»، ریشه: ق ب ل، منصوب على الظرفية وهو مضاف.
    • المَشرِقِ: مضاف‌الیه مجرور، ریشه: ش ر ق، اسم مکان/مصدر میمی.
    • وَالمَغرِبِ: معطوف مجرور بر «المشرق»، ریشه: غ ر ب، اسم مکان/مصدر میمی.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری.
    • نکته: نفیِ تقلیل‌گرانه از تقلیل دین به جهت‌گیری‌های صوری عبادت؛ معیار نیکی، صرف قبله‌گزینی نیست.

جمله ۲) وَلٰكِنَّ البِرَّ مَن آمَنَ بِاللَّهِ وَاليَومِ الآخِرِ وَالمَلائِكَةِ وَالكِتابِ وَالنَّبِيّينَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: ولی نیکوکاری [از آنِ] کسی است که به خدا و روز واپسین و فرشتگان و کتاب و پیامبران ایمان آورد.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: عطف.
    • لكنَّ: حرف استدراک و نصب، عمل: نصب اسم و رفع خبر.
    • البِرَّ: اسم «لكنَّ» منصوب، ریشه: ب ر ر.
    • مَن: اسم موصول مبنی، در محل رفع خبر «لكنَّ»؛ صلت آن «آمَنَ …».
    • آمَنَ: فعل ماضی، ریشه: أ م ن (أفعل: آمن)، فاعل: مستتر تقدیره «هو» عائد به «مَن».
    • بِاللَّهِ: جار و مجرور متعلق به «آمن»، ریشه: ل ه و (لفظ الجلالة غیر مشتق).
    • وَاليَومِ الآخِرِ: معطوف مجرور، «اليوم» ریشه: ي و م؛ «الآخِر» صفت مجرور، ریشه: أ خ ر.
    • وَالمَلائِكَةِ: معطوف مجرور، ریشه: م ل ك (على وزن مَفَاعِلَة جمع «مَلَك»).
    • وَالكِتابِ: معطوف مجرور، ریشه: ك ت ب (اسم جنس).
    • وَالنَّبِيّينَ: معطوف منصوب؟ در قرائت حفص مجرور به عطف بر محل/جوار؟ مشهور: مجرور عطف بر «الكتابِ». اعراب: مجرور بالياء لأنه جمع مذكر سالم، ریشه: ن ب أ.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری تفسیری-تعریفی.
    • نکته: تعریف «برّ» با محور ایمان‌های پنج‌گانه؛ «الكتاب» به جنس کتب آسمانی اشاره دارد.

جمله ۳) وَآتَى المالَ عَلىٰ حُبِّهِ ذَوِي القُربىٰ وَاليَتامىٰ وَالمَساكينَ وَابنَ السَّبيلِ وَالسّائِلينَ وَفِي الرِّقابِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و مال را با وجود دوست‌داشتنِ آن [یا دوست‌داشتنِ خدا] به خویشاوندان و یتیمان و درماندگان و راه‌مانده و درخواست‌کنندگان می‌دهد، و [نیز] در رهایی بندگان.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَآتَى: واو عطف، «آتَى» فعل ماضی رباعی (أعطى/آتَى)، ریشه: أ ت ي، فاعل مستتر عائد به «مَن».
    • المالَ: مفعولٌ به منصوب، ریشه: م و ل.
    • عَلىٰ: حرف جر.
    • حُبِّهِ: اسم مجرور مضاف + ضمیر «هِ» مضاف‌الیه؛ احتمال مرجع ضمیر: مال یا خدا (دو وجه تفسیری).
    • ذَوِي: مفعولٌ له/مفعولٌ ثانٍ؟ مشهور: مفعولٌ له/مفعول به اول بعد از «آتَى المالَ» محل مصرف: «آتَى المالَ لِذَوِي القُرْبى…»، در تقدیر حرف جر «لـ». اعراب: جمع ذُو (ملحق به الأسماء الخمسة) مجرور بالياء لأنه ملحق. ریشه: ذ و و.
    • القُربىٰ: مضاف‌الیه مجرور، ریشه: ق ر ب.
    • وَاليَتامىٰ: معطوف مجرور/في محل نصب مفعول به بتقدير اللام، جمع «يتيم»، ریشه: ي ت م.
    • وَالمَساكينَ: معطوف، جمع «مسكين»، ریشه: س ك ن.
    • وَابنَ السَّبيلِ: «ابنَ» معطوف منصرف/فی محل جر بتقدير اللام؛ اضافه به «السبيل»، ریشه: ب ن ي؛ «السبيل» ریشه: س ب ل.
    • وَالسّائِلينَ: معطوف، جمع اسم فاعل «سائل»، ریشه: س أ ل.
    • وَفِي الرِّقابِ: جار و مجرور معطوف، ریشه: ر ق ب؛ مقصود: هزینه برای آزادسازی بردگان/اسیران.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری، ادامهٔ خبر برای «مَن».
    • نکته: بخش اول عمل صالح اجتماعی؛ مصرف‌های هفت‌گانهٔ مال و قید «على حبه» ارزش اخلاقیِ ایثار را می‌رساند.

جمله ۴) وَأَقامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكاةَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و نماز را برپا داشت و زکات را پرداخت.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: عطف.
    • أَقامَ: فعل ماضی رباعی، ریشه: ق و م (أقامَ)، فاعل مستتر به «مَن».
    • الصَّلاةَ: مفعولٌ به منصوب، ریشه: ص ل و/ص ل ي.
    • وَآتَى: فعل ماضی رباعی، ریشه: أ ت ي.
    • الزَّكاةَ: مفعولٌ به منصوب، ریشه: ز ك و/ز ك ي.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری.
    • نکته: دو فریضهٔ محوری؛ «إقامهٔ صلاه» فراتر از صرف انجام، دلالت بر برپایی منظم و با شرایط دارد.

جمله ۵) وَالموفونَ بِعَهدِهِم إِذا عاهَدوا

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و وفاکنندگان به پیمان خویش، آنگاه که پیمان بندند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَالموفونَ: واو عطف، «الموفونَ» اسم فاعل جمع مذکر سالم منصوب/مجرور؟ اعراب: معطوف بر «من»؟ تحلیل مشهور: «الموفونَ» معطوف بر محل «مَن» (یا عطف بر «من آمن…» به‌عنوان خبر ثانی لکن). اعراب: منصوب/مرفوع محلّاً؟ در قرائت حفص منصوب با فتحه به اعتبار عطف بر محل خبر «لكنّ». ریشه: و ف ي (أوفى يُوفي، اسم فاعل: موفٍ/موفون).
    • بِعَهدِهِم: جار و مجرور متعلق به «الموفون»، «عَهدِ» ریشه: ع ه د، ضمیر «هم» مضاف‌الیه.
    • إِذا: ظرف زمان لما يستقبل يتضمن معنى الشرط.
    • عاهَدوا: فعل ماضی، باب مفاعلة، ریشه: ع ه د، واو: فاعل جمع.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری با قید شرط زمانی.
    • نکته: وفای به عهد به‌مثابه شاخص اخلاقی؛ ذکر «إذا عاهدوا» بیان عمومِ پیمان‌هاست، دینی و انسانی.

جمله ۶) وَالصّابِرينَ فِي البَأساءِ وَالضَّرّاءِ وَحينَ البَأسِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و شکیبایان در تنگدستی و آسیب/رنج و هنگامِ نبرد.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَالصّابِرينَ: واو عطف؛ «الصابرين» جمع اسم فاعل، ریشه: ص ب ر، اعراب: مانند «الموفونَ» معطوف بر خبر «لكنّ» در محلّ، منصوب بالياء لأنه جمع مذكر سالم.
    • فِي البَأساءِ: جار و مجرور؛ «البأساء» مصدر/اسم به معنای تنگدستی/شدائد مالی، ریشه: ب أ س.
    • وَالضَّرّاءِ: معطوف مجرور؛ ریشه: ض ر ر، رنج و بیماری.
    • وَحينَ: ظرف زمان منصوب، ریشه: ح ي ن.
    • البَأسِ: مضاف‌الیه مجرور، ریشه: ب أ س، مقصود: شدت جنگ.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری.
    • نکته: سه‌گانهٔ صبر: در سختی اقتصادی، در رنج جسمی/روانی، و در میدان کارزار؛ جمع‌بندی فضیلت استقامت.

جمله ۷) أُولٰئِكَ الَّذينَ صَدَقوا

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: آنان‌اند که راست گفتند/راستین هستند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • أُولٰئِكَ: اسم اشاره للبعيد مبتدأ، مبني.
    • الَّذينَ: اسم موصول نعت/بدل از اسم اشاره، مبني في محل رفع.
    • صَدَقوا: فعل ماضی، ریشه: ص د ق، واو: فاعل جمع؛ خبرِ مبتدأ محذوف تقدیره «هم»؟ یا «صدقوا» صله برای «الذين» و خبر مبتدأ محذوف «هم»، تحلیل رایج: «أولئك» مبتدأ، «الذين صدقوا» خبر آن به‌عنوان موصول مع صلته على تقدير تأويل بالمفرد.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری حاکم.
    • نکته: نتیجه‌گیری ارزشی؛ راستین بودن، حاصل ایمان و عمل پیش‌گفته است.

جمله ۸) وَأُولٰئِكَ هُمُ المُتَّقونَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و همانان پرهیزگاران‌اند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: عطف استینافیه.
    • أُولٰئِكَ: مبتدأ.
    • هُمُ: ضمیر فصل/توكيد، بی‌محل از اعراب.
    • المُتَّقونَ: خبر مرفوع، جمع اسم مفعول/اسم فاعل؟ «متّقٍ» اسم فاعل از افتعال «اتّقى»، ریشه: و ق ي، مرفوع بالواو لأنه جمع مذكر سالم.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری تأکیدی.
    • نکته: حصر معنوی به‌واسطهٔ ضمیر فصل؛ تقوا نتیجهٔ ترکیب ایمان و عملِ یادشده است.
Nach oben scrollen