002-158-091-بقرة

« Back to Glossary Index
بدانید که صفا و مروه از علامتهای تعیین شده از جانب الله است پس هر کس به خانه کعبه به عنوان حج یا عمره رفت بر او عیب نیست که به آن دو محل رفت و آمد نماید و کسی که در این راه عمل خوبی به گردن گرفت، الله سپاسش میدارد و به او داناست (حج آنست که مسلمان در ماه مخصوص حج که ذیحجه است بتواند خود را برای طواف به خانه کعبه در نهم و دهم اعمال مربوط به عرفات و منی را انجام دهد و عمره عبارتست از فقط رفتن به زیارت خانه کعبه و طواف آن در هر روز و ماهی که توانست و تشریفات این دومی بسیار کمتر از تشریفات حج است و حج برای شخصی که توانا باشد در عمرش یكبار واجب است ولی عمره واجب نیست و هر حج رفتنی، عمره نیز محسوب میشود و در زمانی که این آیات نازل شد گویا مسلمانان که بهترین روشنفکران زمان خود بودند تصور میکردند که در حج و عمره کار غیر مفیدی است که چند بار از کوه کوتاه صفا به کوه کوتاه مروه بروند و از کوه مروه دوباره به کوه صفا آیند ولی در آیه فوق دیدند که خالق عالم فرموده که اینکار مفید است و کار بدی نیست زیرا حادثه رفتن و چند بار برگشتن هاجر مادر اسماعیل را برای پیدا کردن آب برای رفع تشنگی فرزندش بیاد می آورد و مسلمانان می فهمند که چگونه معجزه آسا چشمه بئرشبع پیدا شد و هر دو از تشنگی آسوده شدند و آن باعث گردید آنجا محل سکونت اسماعیل و ابراهیم شود و مقدمه رفتن ایشان به زمین مکه برای ساختن کعبه باشد) (۱۵۸)

متن آیه (سوره بقره، آیه 158): إِنَّ الصَّفا وَالمَروَةَ مِن شَعائِرِ اللَّهِ ۖ فَمَن حَجَّ البَيتَ أَوِ اعتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِما ۚ وَمَن تَطَوَّعَ خَيرًا فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَليمٌ

  1. جمله اول: إِنَّ الصَّفا وَالمَروَةَ مِن شَعائِرِ اللَّهِ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: به‌راستی صفا و مروه از نشانه‌هایِ خدا هستند.
  • تحلیل نحوی و صرفی کلمات: • إِنَّ: حرف مشبه بالفعل، مؤکد، عملش نصب اسم و رفع خبر است.
    • الصَّفا: اسم إنَّ، منصوب، معرفه با «أل»، اسمِ علمِ علمِ مکان (کوه/تپّهٔ صفا). اعراب: منصوب (فتحۀ تقدیری به‌سبب بنای اسم مقصور).
    • وَ: عاطف.
    • المَروَةَ: معطوف بر «الصفا»، منصوب، علم مکان (مروه). اعراب: منصوب (فتحۀ ظاهری).
    • مِن: حرف جر.
    • شَعائِرِ: اسم مجرور به «من»، جمع «شَعیرَة»، به‌معنای نشانه‌ها/مناسک. اعراب: مجرور (کسره).
    • اللَّهِ: مضافٌ‌إلیهِ مجرور.
  • ساختار جمله: اسمیه با «إنّ». «اسم إنّ»: الصفا والمروة؛ «خبر إنّ»: جار و مجرور «من شعائرِ الله» (شبه جمله در محل رفع خبر).
  • نوع جمله: خبریِ تأکیدی.
  • ریشه‌ها: • الصفا: از ریشه «ص ف و» (صفا، خلوص و صافی).
    • المروة: از «م ر و» (به سنگ سخت سفید/ریگ سیلیسی «مِرّی» منسوب است؛ نام عَلَم مکان).
    • شعائر: مفرد «شعیره» از ریشه «ش ع ر» (شعور/علامت آشکار؛ نشانه‌های عبادت).
  • معنای مقصود (روان فارسی): صفا و مروه از مناسک و نشانه‌های الهی‌اند.
  1. جمله دوم: فَمَن حَجَّ البَيتَ أَوِ اعتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِما
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس هر که خانه (کعبه) را حج گزارد یا عُمره کند، پس گناه/باكی بر او نیست که طواف کند به آن دو.
  • تحلیل نحوی و صرفی کلمات: • فَ: فاء تفریع/استئناف.
    • مَن: اسم شرط جازم، عامّ للعاقل (هر که).
    • حَجَّ: فعل ماضی، فعل شرط، ثلاثی مجرد «حَجَّ»، فاعلش مستتر تقدیره «هو» عائد به «مَن».
    • البَيتَ: مفعولٌ‌بهِ «حجَّ» یا مفعول به توسعی/متعلّق؛ مراد بیت‌الله الحرام. منصوب.
    • أَوِ: حرف عطف للتخییر.
    • اعتَمَرَ: فعل ماضی، معطوف بر «حجَّ»، باب افتعال از «ع م ر». فاعل مستتر «هو» عائد به «مَن».
    • فَ: فاء رابطة لجواب الشرط (چون جواب اسمی/جمله اسمی/نفی).
    • لا جُناحَ: «لا» نافیة للجنس، «جُناحَ» اسم لا، منصوب، به معنای «گناه/باك/تنگی».
    • عَلَيهِ: جار و مجرور، خبر «لا» (خبر لا النافیة للجنس). ضمیر به «مَن» بازمی‌گردد.
    • أَن: مصدرية ناصبة.
    • يَطَّوَّفَ: فعل مضارع منصوب به «أن»، ادغام: اصل «يتطوّف» از باب تفعّل «تطوّف» از ریشه «ط و ف»، ادغام تاء در طاء.
    • بِهِما: جار و مجرور، «باء» تعدیه با «يطوّف»، ضمیر تثنیه به صفا و مروه برمی‌گردد.
  • ساختار: جمله شرطیه: أداة الشرط «مَن» + فعل شرط «حجّ/اعتمر» + جواب شرط «فلا جناح عليه أن يطّوّف بهما».
  • نوع جمله: خبری (رفعِ حرج/نفی گناه)، با کارکرد تشریعی.
  • ریشه‌ها: • حجّ: «ح ج ج» قصدِ محکم/زیارت خاص.
    • البيت: «ب ي ت»، خانه.
    • اعتمر: از «ع م ر» (عُمره: عبادتِ مربوط به عمرانِ زیارت).
    • جناح: «ج ن ح» به‌معنای میل/انحراف؛ در عرف یعنی گناه/باك.
    • طوّف/يطّوّف: «ط و ف» چرخیدن/گردیدن.
  • نکته معنایی: «لا جناح» در این سیاق به معنای نفی حرمت یا نفی تنگ‌گرفتن است؛ یعنی انجام سعی بین صفا و مروه بی‌اشکال بلکه از شعائر است (در سنت، وجوب سعی ثابت شده، نفیِ حرج به‌خاطر شُبهات صدر اسلام است).
  1. جمله سوم: وَمَن تَطَوَّعَ خَيرًا فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَليمٌ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و هر که نیکی‌ای را به‌اختیار انجام دهد، پس بی‌گمان خدا سپاس‌گزار/قدردان و داناست.
  • تحلیل نحوی و صرفی کلمات: • وَ: عاطف/استئنافی.
    • مَن: اسم شرط جازم (هر که).
    • تَطَوَّعَ: فعل ماضی، فعل شرط؛ باب تفعّل از ریشه «ط و ع» (داوطلبانه انجام دادن). فاعل مستتر «هو» عائد به «مَن».
    • خَيرًا: مفعولٌ‌بهِ منصوب برای «تطوّع»، نکره برای تعظیم جنس خیر.
    • فَ: فاء رابطة لجواب الشرط.
    • إِنَّ: حرف توکید و نصب.
    • اللَّهَ: اسم إنَّ، منصوب.
    • شاكِرٌ: خبر إنَّ اول، مرفوع؛ شاکر به معنای قدردان، پاداش‌دهنده.
    • عَليمٌ: خبر إنَّ دوم (خبر ثانٍ یا صفت برای خبر اول به‌عنوان عطفِ خبر)، مرفوع.
  • ساختار: جمله شرطیه با جواب اسمی مؤکد به «إنّ».
  • نوع جمله: خبری با بار تربیتی/تشویقی.
  • ریشه‌ها: • تَطَوَّعَ: «ط و ع» طوع/طاعت داوطلبانه.
    • خير: «خ ي ر» نیکی/بهتر.
    • شاكِر: از «ش ك ر» قدردانی/نموّ نعمت.
    • عليم: «ع ل م» دانایی فراگیر.
  • نکته معنایی: وعدهٔ الهی به قدردانی و علم خداوند نسبت به اعمال داوطلبانه.

جمع‌بندی معنای کلی به فارسی (روان): صفا و مروه از نشانه‌های عبادت الهی‌اند. پس هر کس حج یا عمره انجام دهد، هیچ باکی بر او نیست که میان آن دو سعی کند. و هر کس کار خیری را داوطلبانه انجام دهد، بی‌گمان خدا قدردان و داناست.

نکات تکمیلی صرفی-نحوی و دلالی:

  • «لا جناح عليه أن يطوّف بهما»: «أن يطوّف» مصدر مؤول در محل رفع بدل از خبر یا مفعولٌ‌به معنا؟ در تحلیل رایج، «لا جناح» مبتدا و خبر آن «عليه»، و «أن يطوّف بهما» متعلق به «جناح» به تقدیر «في» یا بیان موردِ رفعِ حرج است؛ نیز می‌توان آن را بدل مطابق از «عليه».
  • «يطّوّف»: قرائت مشهور با تشدید طاء ناشی از ادغام تاء تفعّل در طاء. معنایش در سعی بین دو مکان است (رفت‌وآمد هفت‌گانه).
  • «شعائر الله»: اضافهٔ «شعائر» به «الله» اضافهٔ تشریفی است؛ «من» برای ابتدائیه/تبعیضیه؟ بیشتر آن را تبعیضیه می‌گیرند: صفا و مروه برخی از شعائر خدا هستند.
  • نوع جملات: هر سه خبری‌اند؛ اولی خبریِ تأکیدی اعتقادی/تشریعی، دومی خبری با محتوای نفیِ حرج (حکم)، سومی خبریِ وعده/ترغیب.
  • نکته تاریخی-تفسیری موجز: در آغاز اسلام برخی از مسلمانان به‌سبب سابقهٔ جاهلی در میان صفا و مروه تردید داشتند. آیه، شک را برطرف و سعی را داخل در شعائر الهی اعلام می‌کند؛ سنت نبوی و اجماع بعدی بر وجوب سعی در حج و عمره دلالت دارد، هرچند تعبیر «لا جناح» به‌صورت نفی باک آمده است.
Nach oben scrollen