آیه: وَلا تَقولوا لِمَن يُقتَلُ في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتٌ ۚ بَل أَحياءٌ وَلٰكِن لا تَشعُرونَ ترجمهی واژهبهواژه (زیر هر بخش): - وَلا تَقولوا
- و: و
- لا تقولوا: نگویید (نهیِ جمع)
- لِمَن يُقتَلُ
- لِـ: دربارهی/در موردِ
- مَن: آنکه/کسیکه
- يُقتَلُ: کشته میشود (مجهول مضارع)
- في سَبيلِ اللَّهِ
- في: در
- سبيلِ: راهِ
- اللَّهِ: خدا
- أَمواتٌ
- بَل
- أَحياءٌ
- وَلٰكِن لا تَشعُرونَ
- ولكن: اما/ولی
- لا تشعرون: شما احساس/ادراک نمیکنید (نمییابید)
ترجمهی تحتاللفظیِ پیوسته: و نگویید دربارهی کسی که در راهِ خدا کشته میشود «[آنها] مردهاند»؛ بلکه زندهاند، ولی شما ادراک نمیکنید. ترجمهی روان فارسی: به کسانی که در راه خدا کشته میشوند، مرده نگویید؛ آنان زندهاند، اما شما درک نمیکنید. بررسی واژگان، صرف و ریشه: - وَ: حرف عطف.
- لا تَقولوا: فعل مضارع مخاطب جمع، صیغه 2 جمع مذکر، باب ثلاثی مجرد (قالَ–یَقولُ). با «لا»ی نهی: نهی. ریشه: ق-و-ل (قول).
- لِـ: حرف جر (برای، دربارهی).
- مَن: اسم موصول عام (کسی که/هر که).
- يُقتَلُ: مضارع مجهول، غایب مفرد مذکر، باب ثلاثی مجرد (قَتَلَ–یَقتُلُ). ریشه: ق-ت-ل. ساختار مجهول مضارع: یُفعَلُ → یُقتَلُ.
- في: حرف جر (در).
- سَبیلِ: اسم، مضافالیه در حالت مجرور (علامت کسره). مفرد. ریشه: س-ب-ل. معنای لغوی: راه/سبیل.
- اللَّهِ: اسم جلاله، مجرور بهسبب اضافه به «سبیل». رسمالخط عثمانی با تشدید لام.
- أَمواتٌ: جمع «مَیِّت/مَیت» یا «مَیْت» بر وزن أفعال (أموات). نکره مرفوع (ضمه تنوین)، خبر مقدر برای «هم» در تقدیر جمله مقولالقول. ریشه: م-و-ت (موت).
- بَل: حرف اضراب و انتقال، ابطال حکم پیشین و اثباتِ حکمِ جدید.
- أَحياءٌ: جمع «حَيّ» بر وزن أفعال (أحياء). نکره مرفوع (ضمه تنوین)، خبر در مقابل «أموات». ریشه: ح-ی-ی (حیاة).
- وَلٰكِن: «واو» عطف + «لکن» (حرف استدراک). در رسم عثمانی «ولكن».
- لا تَشعُرونَ: مضارع منفی، 2 جمع، ثلاثی مجرد (شَعَرَ–یَشْعُرُ: ادراک حسی/احساسی). ریشه: ش-ع-ر (شعور). نون جمع ثبوتی.
تحلیل نحوی و ساختار جمله: - «ولا تقولوا»: جمله نهیّه (امرِ منفی) خطاب به جمع.
- «لمن یقتل في سبیل الله»: جار و مجرور + اسم موصول با صله (یقتل) و شبه جملهی «في سبیل الله» بهعنوان قیدِ صله. این مجموع، متعلق به «تقولوا» است (نگویید دربارهی کسی که…).
- «أمواتٌ»: مقولُالقول به صورت اسمیه مقدر: یعنی: «هم أمواتٌ»؛ خبر برای مبتدای محذوف (هم).
- «بل أحياءٌ»: اضراب از حکم قبلی؛ تقدیر: «بل هم أحياءٌ».
- «ولکن لا تشعرون»: جمله معترضه/استدراکی، بیان محدودیت ادراک مخاطبان.
نوع جمله: - جملهی نهی و خبری توأمان: نهی اولیه + خبر تصحیحی («بل أحياءٌ») + استدراک («ولکن لا تشعرون»).
نکات معنایی: - «في سبيل الله»: قصد خلوص و جهتگیری الهی را میرساند؛ کشتهشدن در مسیرِ اطاعت و دفاع از دین و حق.
- «أحياء»: حیات برزخی/نوعی زندگی نزد خدا، نه لزوماً حیاتِ دنیوی محسوس؛ لذا «لا تشعرون» یعنی این نوع زندگی از حوزهی ادراک حسی شما بیرون است.
- تقابل «أموات»/«أحياء» با «بل» نشان میدهد حکمِ «مردهاند» مردود است و حقیقت برعکس آن است.
جمعبندی معنایی به فارسی: به شهیدانِ راه خدا «مرده» نگویید؛ حقیقت این است که آنان نزد خدا از حیاتی برخوردارند که شما آن را با ادراک معمولی نمییابید. |