002-139-091-بقرة

« Back to Glossary Index
بگو با اینکه الله پروردگار ما و شما هر دو میباشد و کارهای ما برای ما و کارهای شما برای شماست شما در او با ما چه گفتگویی دارید و حال آنکه فقط مائیم که مطيع كامل او میباشیم (مسلمان یعنی مطيع کامل دستورات الله) (۱۳۹)
آیهٔ عربی: «قُل أَتُحاجّونَنا فِي اللَّهِ وَهُوَ رَبُّنا وَرَبُّكُم وَلَنا أَعمالُنا وَلَكُم أَعمالُكُم وَنَحنُ لَهُ مُخلِصونَ»

ترجمهٔ تحت‌اللفظی فارسی (زیر هر بخش از جمله):

  • قُل
    • بگو
  • أَتُحاجّونَنا فِي اللَّهِ
    • آیا با ما در بارهٔ خدا ستیزه/محاجّه می‌کنید؟
  • وَهُوَ رَبُّنا وَرَبُّكُم
    • و حال آنکه او پروردگار ما و پروردگار شماست
  • وَلَنا أَعمالُنا وَلَكُم أَعمالُكُم
    • و برای ما کارهای ما، و برای شما کارهای شما
  • وَنَحنُ لَهُ مُخلِصونَ
    • و ما برای او اخلاص‌ورز هستیم

تحلیل صرفی، نحوی، ریشه‌ها:

  1. قُل
  • ریشه: ق و ل
  • وزن/نوع: فعل امر، ثلاثی مجرد، باب فَعَلَ (قالَ–یَقولُ)
  • صیغه: امر مخاطب مفرد مذکر
  • نقش: فعل امر آغازین خطاب به پیامبر
  1. أَتُحاجّونَنا
  • ریشه: ح ج ج
  • باب: مُفاعلة (حاجَّ–یُحاجُّ)، باب مفاعله از ریشهٔ حَجَّ به معنای استدلال/محاجّه
  • ساخت: همزهٔ استفهام «أَ» + تُحاجّونَ (فعل مضارع مرفوع، مخاطب جمع) + نا (ضمیر مفعولی «ما»)
  • معنا: با ما محاجّه می‌کنید؟
  • نقش: فعل جملهٔ استفهامی انکاری
  1. فِي اللَّهِ
  • فِي: حرف جر
  • اللَّهِ: اسم جلاله، مجرور به فِی
  • نقش: جار و مجرور متعلق به «تُحاجّونَ» (دربارهٔ خدا)
  1. وَهُوَ رَبُّنا وَرَبُّكُم
  • وَ: حرف عطف
  • هُوَ: ضمیر منفصل، مبتدا
  • رَبُّنا: خبر اول، «رَبُّ» مرفوع + نا (ضمیر متصل مالکیت)
  • وَرَبُّكُم: عطف بر خبر، «رَبُّ» مرفوع + کُم (ضمیر متصل مالکیت)
  • ریشهٔ «رَبّ»: ر ب ب (پرورش، سرپرستی)
  • نقش: جملهٔ اسمیه بیانیّه در مقام تعلیل/توبیخ
  1. وَلَنا أَعمالُنا
  • وَ: عطف
  • لَنا: جار و مجرور، خبر مقدم
  • أَعمالُنا: مبتدای مؤخر، جمع «عَمَل» با اضافه به «نا»
  • ریشهٔ «عَمَل»: ع م ل
  • معنا: برای ما اعمال خودمان است
  • نکتهٔ نحوی: تقدیم جار و مجرور برای حصر/تأکید
  1. وَلَكُم أَعمالُكُم
  • مانند ساخت قبلی: لَكُم (خبر مقدم) + أَعمالُكُم (مبتدای مؤخر)
  • ضمیر «کُم» برای خطاب جمع
  • معنا: برای شما اعمال خودتان است
  1. وَنَحنُ لَهُ مُخلِصونَ
  • وَ: عطف
  • نَحنُ: ضمیر منفصل، مبتدا
  • لَهُ: جار و مجرور، متعلق به خبر
  • مُخلِصونَ: خبر مرفوع جمع مذکر سالم
  • ریشهٔ «مُخلِص»: خ ل ص؛ اسم فاعل از باب إِفْعال (أَخْلَصَ–یُخلِصُ)
  • معنا: ما برای او اخلاص‌ورز هستیم/یکتاپرستیم
  • نکته: تقدیم «لَهُ» می‌تواند دلالت بر اختصاص به خدا داشته باشد

ساختار جمله و نوع آن:

  • کل آیه از چند بخش مرتبط تشکیل شده:
    1. «قُل» (امر الهی برای ابلاغ)
    2. «أَتُحاجّونَنا فِي اللَّهِ» جملهٔ استفهامی انکاری (نفیِ شایستگیِ محاجّه)
    3. «وَهُوَ رَبُّنا وَرَبُّكُم» جملهٔ اسمیه تعلیلی/تقریری
    4. «وَلَنا أَعمالُنا وَلَكُم أَعمالُكُم» دو قضیهٔ اسمیه تقابلی با نوعی تهدید ضمنی یا قطعِ جدل
    5. «وَنَحنُ لَهُ مُخلِصونَ» جملهٔ اسمیه بیان موضع ایمان و اخلاص
  • نوع کلی: ترکیبی از امر + استفهام انکاری + جملات اسمیهٔ خبری
  • کارکرد بلاغی: قطع مجادلهٔ بی‌جا، بیان ربوبیت مشترک خدا، اعلام مسئولیت فردی اعمال، و تصریح به اخلاص مؤمنان

معنای تفصیلی فارسی:

  • بگو: آیا شما دربارهٔ خدا با ما ستیزه می‌کنید، در حالی که او پروردگار ما و پروردگار شماست؟ برای ما اعمال ماست و برای شما اعمال شما؛ و ما برای او خالص‌گراییم.

نکات معنایی و اعتقادی:

  • «أَتُحاجّونَنا»: پرسش به قصد نکوهش جدل بی‌اساس.
  • «هُوَ رَبُّنا وَرَبُّكُم»: اشتراک در ربوبیت، پس جدل قومی/تعصبی بی‌وجه است.
  • «وَلَنا أَعمالُنا وَلَكُم أَعمالُكُم»: اصل مسئولیت فردی و جداسازی صف‌ها در صورت اصرار بر جدل.
  • «مُخلِصونَ»: معیار حقانیت، اخلاص برای خدا در عبادت و نیت.
Nach oben scrollen