002-138-091-بقرة

« Back to Glossary Index
این رنگ آمیزی است از الله و رنگ آمیزی چه کسی از رنگ الله زیباتر است آری ما بندگانی در اختيار الله هستیم (۱۳۸)
آیه: «صِبغَةَ اللَّهِ ۖ وَمَن أَحسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبغَةً ۖ وَنَحنُ لَهُ عابِدونَ»

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی (واژه‌به‌واژه) به فارسی:
    • «رنگ‌آمیزیِ خدا [است]؛ و چه کسی نیکوتر از خدا در رنگ‌آمیزی [است]؟ و ما برای او عبادت‌کنندگانیم.»
  • ترجمهٔ روان نزدیک به لفظ:
    • «رنگِ الهی [را می‌پذیریم]؛ و چه کسی از خدا رنگی نیکوتر می‌دهد؟ و ما بندگان اوییم.»

تحلیل واژگان و ریشه‌ها:

  • صِبغَةَ:
    • نوع کلمه: اسم مؤنث، مفرد، منصوب.
    • ریشه: ص ب غ.
    • معنا: رنگ، رنگ‌آمیزی؛ در اصطلاح تفسیری: نشانه و هویتِ الهی، یا «غَسل/تعمید» به معنای پذیرش دین خدا (در مقابل رسوم دیگر).
    • اعراب: منصوب است (در تقدیر خبر یا مفعولٌ‌بهِ محذوف؛ مشهور: خبر برای مبتدای محذوف «دینُ اللهِ صِبغَةُ الله» یا بدل/تأکید، همچنین وجه مصدری).
  • اللَّهِ:
    • نوع: اسم جلاله، علم، مجرور به اضافه.
  • وَ:
    • حرف عطف.
  • مَن:
    • اسم استفهام (برای استفهام انکاری).
  • أَحسَنُ:
    • نوع: اسم تفضیل (وزن أَفْعَل).
    • ریشه: ح س ن.
    • اعراب: مرفوع به عنوان خبر مقدّم برای مبتدای محذوف یا خبر «مَن» استفهامی بر وجه المبتدأ.
  • مِنَ:
    • حرف جر.
  • اللَّهِ:
    • مجرور به «مِن».
  • صِبغَةً:
    • اسم، مفرد، مؤنث، منصوب (تمییز برای «أحسنُ» یا مفعول مطلق/بیان نوع).
    • ریشه: ص ب غ.
  • وَ:
    • حرف عطف.
  • نَحنُ:
    • ضمیر منفصل، مبتدا، مرفوع.
  • لَهُ:
    • جار و مجرور، متعلق به خبر یا حال؛ «برای او/به او».
  • عابِدونَ:
    • جمع مذکر سالم، خبر مبتدا «نحن»، مرفوع.
    • ریشه: ع ب د.
    • معنا: عبادت‌کنندگان، بندگان پرستشگر.

ساختار نحوی و نوع جمله:

  • «صِبغَةَ اللَّهِ»: جمله اسمیهٔ کوتاه با حذف مبتدا/خبر؛ تقدیرهای مشهور:
    • تقدیر 1: «دینُ اللهِ صِبغَةُ الله» → یعنی دینِ خدا همان رنگِ خداست.
    • تقدیر 2: «اتَّخِذوا صِبغَةَ الله» → امر محذوف (بگیرید رنگ خدا را). اما سیاق غالب تفسیری آن را خبری می‌گیرد.
  • «وَمَن أَحسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبغَةً»: جملهٔ استفهامی انکاری برای نفی همتا؛ یعنی «هیچ‌کس رنگی نیکوتر از خدا ندارد/نمی‌دهد.»
  • «وَنَحنُ لَهُ عابِدونَ»: جملهٔ اسمیه (مبتدا «نحن»، خبر «عابدون»، جار و مجرور «له» برای اختصاص/اخلاص). افادهٔ حصر ضمنی: ما ویژهٔ او پرستندگانیم.

معنای کلی در فارسی:

  • «رنگ و نشان خداست [که ما پذیرفته‌ایم]؛ و چه کسی رنگی نیکوتر از رنگ خدا می‌بخشد؟ و ما یکسره عبادت‌کنندهٔ اوییم.»

نکات معنایی و بلاغی:

  • «صِبغَةُ الله» استعاره از هویت ایمانی و اثرِ ظاهر و باطنِ دین بر انسان است؛ همان‌گونه که رنگ، اشیا را متمایز می‌کند، دینِ الهی مؤمنان را از دیگران متمایز می‌سازد.
  • «مَن أَحسَنُ…؟» استفهام برای نفی مطلق برتریِ هر رنگ/روش دیگری در برابر روش الهی.
  • «لَهُ» دلالت بر اخلاص در عبادت دارد: عبادت تنها برای اوست.
Nach oben scrollen