| آیه: تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ ۖ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ ۖ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ترجمهٔ تحتاللفظی (زیر هر بخش): - تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ
- لَهَا مَا كَسَبَتْ
- برای اوست آنچه به دست آورد.
- وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ
- و برای شماست آنچه به دست آوردید.
- وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ
- و شما پرسیده نخواهید شد از آنچه آنان انجام میدادند.
ترجمهٔ روانِ نزدیک به متن: آن گروه/امت سپری شد؛ هر چه کسب کردند از آنِ خودشان است و هر چه شما کسب کنید از آنِ شماست؛ و شما دربارهٔ آنچه آنان انجام میدادند بازخواست نمیشوید. تحلیل دستور زبان، ریشهها و ساخت واژهها: - تِلْكَ: اسم اشارهٔ دور مؤنث مفرد (برای اشاره به «اُمّة»). نقش: مبتدا.
- أُمَّةٌ: اسم، مؤنث مفرد، نکره مرفوع (تنویـن ضمّه). معنا: امت/گروه/جماعت. ریشه: أ م م (امّ/قصد/مرجع).
- قَدْ: حرف تحقیـق/تقریب؛ با فعل ماضی غالباً برای تحقیق و تأکید بر وقوع.
- خَلَتْ: فعل ماضی، مؤنث مفرد، از ریشهٔ خ ل و (خَلا: تهی/گذشت/خالی شد). معنا: گذشت/سپری شد/گذرانید.
- لَهَا: جار و مجرور + ضمیر مؤنث مفرد غایب (ها). نقش: خبر مقدّم برای جملهٔ «لها ما كسبت». «لـِ» دلالت بر استحقاق/تملک/نفع.
- مَا: اسم موصول غیرعاقل یا اسم مصدری بسته به تفسیر؛ اینجا موصول موصوله: «آنچه».
- كَسَبَتْ: فعل ماضی مؤنث مفرد، ریشهٔ ك س ب (کسب: بهدست آوردن). فاعل آن مستتر «هی» که به «أمّة» برمیگردد.
- وَ: حرف عطف.
- لَكُمْ: جار و مجرور + ضمیر جمع مخاطب (کم). نقش: خبر مقدّم در جملهٔ اسمیهٔ بعدی.
- مَا: اسم موصول: «آنچه».
- كَسَبْتُمْ: فعل ماضی، دومشخص جمع (تم)، ریشهٔ ك س ب. فاعل: ضمیر «أنتم» مستتر.
- وَ: حرف عطف استینافی/عاطف.
- لَا: حرف نافی.
- تُسْأَلُونَ: فعل مضارع مجهول، دومشخص جمع (نون جمع)، ریشهٔ س أ ل (سؤال/پرسیدن). معنا: پرسیده میشوید.
- عَمَّا: «عن» + «ما» (ادغام نون با میم)، معنا: از آنچه.
- كَانُوا: فعل ناقص «کان» ماضی جمع غایب (واو جمع)، ریشهٔ ك و ن (بودن). «کان» برای بیان استمرار/عادت در گذشته.
- يَعْمَلُونَ: فعل مضارع مرفوع جمع غایب، ریشهٔ ع م ل (عمل/کردن). خبر «کان».
- ساخت نحوی کلی:
- جملهٔ اول: تِلْكَ (مبتدا) + أُمَّةٌ (خبر یا بدل/بیان برای اسم اشاره) + قَدْ خَلَتْ (جملهٔ فعلیه در محلّ خبر یا حال/تأکید بر گذشتن). اغلب «تلك أمة قد خلت» را مبتدا + خبر جملهٔ فعلیه میگیرند.
- جملهٔ دوم و سوم: جملات اسمیه با تقدیم جار و مجرور برای حصر/تخصیص: «لها ما كسبت»، «ولكم ما كسبتم».
- جملهٔ چهارم: جملهٔ فعلیه مجهول با نفی: «ولا تُسألون عما كانوا يعملون».
ریشهها و وزنها: - أُمّة: از ریشهٔ أ م م؛ وزن «فُعْلة» با تاء تأنیث.
- خَلَتْ: ثلاثی مجرد «فَعَلَتْ».
- كَسَبَ/ت: ثلاثی مجرد «فَعَلَ/ت».
- تُسْأَلُونَ: باب افعال نیست؛ ثلاثی مجرد مجهول «تُفْعَلون» از «سَأَلَ» (معلوم: تَسْأَلون).
- كَانُوا: ناقصه «كان» ماضی + واو جمع.
- يَعْمَلُونَ: ثلاثی مجرد «یَفْعَلون».
نوع جمله و کارکرد معنایی: - نوع: خبری-بیانی با ساختهای اسمی و فعلی. حاوی تأکید بر قطع ارتباط مسئولیتهای نسلها.
- دلالت معنایی:
- «تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ»: اشارهٔ دلالی به گذشتگان و پایان دورهٔ آنان.
- «لَهَا مَا كَسَبَتْ وَ لَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ»: اصل مسئولیت فردی/جمعی در برابر اعمال خود؛ حصر از طریق تقدیم جار و مجرور (مفهوم: فقط برای خودشان است).
- «وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ»: نفی مسئولیت نسل حاضر نسبت به اعمال نسلهای گذشته؛ تأکید «کانوا یعملون» بر عادت/استمرار اعمال آنان در زمان خودشان، بیآنکه مسئولیتش بر شما بار شود.
نکتههای نحوی-بلاغی: - تقدیم «لها» و «لکم» بر «ما كسبت/كسبتم» افادهٔ حصر میکند: بهره و پیامد کسبها منحصر به صاحب آن است.
- تکرار ساخت «ما كسبت/ما كسبتم» مقابلهٔ زیبا میان «آنها» و «شما» میسازد.
- تغییر از ماضی به مضارع مجهول در «تسألون» برای بیان حکم عام مستمر در خطاب به مخاطبان.
جمعبندی معنایی به فارسی: آنها نسلِ پیشین بودند و دورهشان گذشت؛ نتیجهٔ کارهایشان از آنِ خودشان است و نتیجهٔ کارهای شما از آنِ شما؛ و شما بابت آنچه آنها میکردند بازخواست نمیشوید. |