002-134-091-بقرة

« Back to Glossary Index
این نفرات که با یک روش مذهبی از پی هم آمدند همه در گذشتند آنان هر چه کردند و بدست آوردند برای خود بدست آوردند و شما نیز آنچه بدست میآورید برای خود شماست و از شما پرسیده نمی شود که آنان چه میکردند (جای تاسف است که با این جملات مستدل که در قرآن بارها تکرار شده و اعلام میکند از افتخارات نیکوکاران گذشته و حتی بزرگداشت پیغمبران دست برداریم و بجای بحث کارهای ایشان به فکر نیکو کاری خود باشیم نه فقط یهودیان و مسیحیان و زرتشتیان و بودائیان بلکه اکثر فرقه های مسلمان تمام تبلیغات دینی و مذهبی خود را منحصر به شرح حال غلو آمیز پیشوایان مذهبی خود و بد گوئی پیشوایان مذهبی دیگران کرده اند) (134)
آیه: تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ ۖ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ ۖ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ

ترجمهٔ تحت‌اللفظی (زیر هر بخش):

  • تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ
    • آن، اُمّتی است که گذشت.
  • لَهَا مَا كَسَبَتْ
    • برای اوست آنچه به دست آورد.
  • وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ
    • و برای شماست آنچه به دست آوردید.
  • وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ
    • و شما پرسیده نخواهید شد از آنچه آنان انجام می‌دادند.

ترجمهٔ روانِ نزدیک به متن: آن گروه/امت سپری شد؛ هر چه کسب کردند از آنِ خودشان است و هر چه شما کسب کنید از آنِ شماست؛ و شما دربارهٔ آنچه آنان انجام می‌دادند بازخواست نمی‌شوید.

تحلیل دستور زبان، ریشه‌ها و ساخت واژه‌ها:

  • تِلْكَ: اسم اشارهٔ دور مؤنث مفرد (برای اشاره به «اُمّة»). نقش: مبتدا.
  • أُمَّةٌ: اسم، مؤنث مفرد، نکره مرفوع (تنویـن ضمّه). معنا: امت/گروه/جماعت. ریشه: أ م م (امّ/قصد/مرجع).
  • قَدْ: حرف تحقیـق/تقریب؛ با فعل ماضی غالباً برای تحقیق و تأکید بر وقوع.
  • خَلَتْ: فعل ماضی، مؤنث مفرد، از ریشهٔ خ ل و (خَلا: تهی/گذشت/خالی شد). معنا: گذشت/سپری شد/گذرانید.
  • لَهَا: جار و مجرور + ضمیر مؤنث مفرد غایب (ها). نقش: خبر مقدّم برای جملهٔ «لها ما كسبت». «لـِ» دلالت بر استحقاق/تملک/نفع.
  • مَا: اسم موصول غیرعاقل یا اسم مصدری بسته به تفسیر؛ اینجا موصول موصوله: «آنچه».
  • كَسَبَتْ: فعل ماضی مؤنث مفرد، ریشهٔ ك س ب (کسب: به‌دست آوردن). فاعل آن مستتر «هی» که به «أمّة» برمی‌گردد.
  • وَ: حرف عطف.
  • لَكُمْ: جار و مجرور + ضمیر جمع مخاطب (کم). نقش: خبر مقدّم در جملهٔ اسمیهٔ بعدی.
  • مَا: اسم موصول: «آنچه».
  • كَسَبْتُمْ: فعل ماضی، دوم‌شخص جمع (تم)، ریشهٔ ك س ب. فاعل: ضمیر «أنتم» مستتر.
  • وَ: حرف عطف استینافی/عاطف.
  • لَا: حرف نافی.
  • تُسْأَلُونَ: فعل مضارع مجهول، دوم‌شخص جمع (نون جمع)، ریشهٔ س أ ل (سؤال/پرسیدن). معنا: پرسیده می‌شوید.
  • عَمَّا: «عن» + «ما» (ادغام نون با میم)، معنا: از آنچه.
  • كَانُوا: فعل ناقص «کان» ماضی جمع غایب (واو جمع)، ریشهٔ ك و ن (بودن). «کان» برای بیان استمرار/عادت در گذشته.
  • يَعْمَلُونَ: فعل مضارع مرفوع جمع غایب، ریشهٔ ع م ل (عمل/کردن). خبر «کان».
  • ساخت نحوی کلی:
    • جملهٔ اول: تِلْكَ (مبتدا) + أُمَّةٌ (خبر یا بدل/بیان برای اسم اشاره) + قَدْ خَلَتْ (جملهٔ فعلیه در محلّ خبر یا حال/تأکید بر گذشتن). اغلب «تلك أمة قد خلت» را مبتدا + خبر جملهٔ فعلیه می‌گیرند.
    • جملهٔ دوم و سوم: جملات اسمیه با تقدیم جار و مجرور برای حصر/تخصیص: «لها ما كسبت»، «ولكم ما كسبتم».
    • جملهٔ چهارم: جملهٔ فعلیه مجهول با نفی: «ولا تُسألون عما كانوا يعملون».

ریشه‌ها و وزن‌ها:

  • أُمّة: از ریشهٔ أ م م؛ وزن «فُعْلة» با تاء تأنیث.
  • خَلَتْ: ثلاثی مجرد «فَعَلَتْ».
  • كَسَبَ/ت: ثلاثی مجرد «فَعَلَ/ت».
  • تُسْأَلُونَ: باب افعال نیست؛ ثلاثی مجرد مجهول «تُفْعَلون» از «سَأَلَ» (معلوم: تَسْأَلون).
  • كَانُوا: ناقصه «كان» ماضی + واو جمع.
  • يَعْمَلُونَ: ثلاثی مجرد «یَفْعَلون».

نوع جمله و کارکرد معنایی:

  • نوع: خبری-بیانی با ساخت‌های اسمی و فعلی. حاوی تأکید بر قطع ارتباط مسئولیت‌های نسل‌ها.
  • دلالت معنایی:
    • «تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ»: اشارهٔ دلالی به گذشتگان و پایان دورهٔ آنان.
    • «لَهَا مَا كَسَبَتْ وَ لَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ»: اصل مسئولیت فردی/جمعی در برابر اعمال خود؛ حصر از طریق تقدیم جار و مجرور (مفهوم: فقط برای خودشان است).
    • «وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ»: نفی مسئولیت نسل حاضر نسبت به اعمال نسل‌های گذشته؛ تأکید «کانوا یعملون» بر عادت/استمرار اعمال آنان در زمان خودشان، بی‌آنکه مسئولیتش بر شما بار شود.

نکته‌های نحوی-بلاغی:

  • تقدیم «لها» و «لکم» بر «ما كسبت/كسبتم» افادهٔ حصر می‌کند: بهره و پیامد کسب‌ها منحصر به صاحب آن است.
  • تکرار ساخت «ما كسبت/ما كسبتم» مقابلهٔ زیبا میان «آنها» و «شما» می‌سازد.
  • تغییر از ماضی به مضارع مجهول در «تسألون» برای بیان حکم عام مستمر در خطاب به مخاطبان.

جمع‌بندی معنایی به فارسی: آن‌ها نسلِ پیشین بودند و دوره‌شان گذشت؛ نتیجهٔ کارهایشان از آنِ خودشان است و نتیجهٔ کارهای شما از آنِ شما؛ و شما بابت آنچه آن‌ها می‌کردند بازخواست نمی‌شوید.

Nach oben scrollen