002-133-091-بقرة

« Back to Glossary Index
آیا شما یهودیان هنگام مرگ يعقوب حاضر بودید؟ وقتی او به فرزندان خود گفت از پس من چه چیزی را بندگی میکنید، گفتند خدای تو و خدای پدران تو ابراهیم و اسماعیل و اسحق را بندگی میکنیم که خدائی است یکتا و ما فقط تسلیم دستورات او هستیم (خدا در این جمله ها به معنای صاحب اختیار است نه به معنای خالق و آن ترجمه الاه است نه الله و مقصود از بندگی اطاعت بنده وار از دستورات الله و همچنین نشان دادن علامات بندگی مانند تعظیم و سجده و دور گشتن است، چقدر گمراهند کسانی که بجای الله مردگان مقدس خود را صاحب اختیار خود میدانند و بنام سخنان آنان از پیشوایان مذهبی ای تقلید میکنند که فتواهای ایشان خلاف متن پیغام الله است) (۱۳۳)
آیه: أَم كُنتُم شُهَداءَ إِذ حَضَرَ يَعقوبَ المَوتُ إِذ قالَ لِبَنِيهِ ما تَعبُدونَ مِن بَعدي قالوا نَعبُدُ إِلٰهَكَ وَإِلٰهَ آبائِكَ إِبراهيمَ وَإِسماعيلَ وَإِسحاقَ إِلٰهًا واحِدًا وَنَحنُ لَهُ مُسلِمونَ

  1. أَم كُنتُم شُهَداءَ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: آیا شما گواهان [آن] بودید؟
  • تحلیل:
    • أَم: اداة استفهام/اضراب انتقالی (در اینجا برای استفهام توبیخی/انکاری).
    • كُنتُم: فعل ناقص ماضی، دوم شخص جمع؛ کانَ (ریشه: ك-و-ن)، «بودید».
      • التاء: علامت مخاطب جمع.
      • م: علامت جمع.
    • شُهَداءَ: جمع «شَهید/شَهیدٌ» به وزن فُعَلاء، منصوب (خبرِ کانَ). ریشه: ش-ه-د «شهادت دادن/حاضر بودن».
  1. إِذ حَضَرَ يَعقوبَ المَوتُ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: هنگامى که مرگ نزد یعقوب حاضر شد.
  • تحلیل:
    • إِذ: ظرف زمان ماضی «آنگاه که/وقتی که».
    • حَضَرَ: فعل ماضی ثلاثی مجرد (فَعَلَ)، ریشه: ح-ض-ر «حاضر شدن/فرارسیدن».
    • يَعقوبَ: مفعولٌ‌به منصوب به‌سبب تقدیم بر فاعل در باب «حَضَرَ الشيءَ» با تقدیر «حَضَرَ الموتُ يَعقوبَ»؛ علامت نصب فتحه.
    • المَوتُ: فاعل مرفوع (علامت رفع ضمه)، معرفه به الف و لام. ریشه: م-و-ت.
  1. إِذ قالَ لِبَنِيهِ ما تَعبُدونَ مِن بَعدي
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: آنگاه که به پسرانش گفت: چه را می‌پرستید پس از من؟
  • تحلیل:
    • إِذ: ظرف زمان (تابعِ «إذ» قبلی در سیاق روایت).
    • قالَ: فعل ماضی، ریشه: ق-و-ل «گفت».
    • لِبَنِيهِ: جار و مجرور + مضاف‌الیه، «به پسرانش».
      • لِـ: حرف جر.
      • بَنِي: جمع «ابن»، در حالت مجرور، ساخت اضافه.
      • ـهِ: ضمیر غایب مفرد مذکر «او»، مضافٌ‌إلیه.
    • ما: اسم استفهام، «چه/چه چیزی».
    • تَعبُدونَ: فعل مضارع مرفوع، دوم شخص جمع، ریشه: ع-ب-د «پرستیدن». تَـ (علامت مخاطب)، ـونَ (علامت جمع مذکر).
    • مِن بَعدي: جار و مجرور «از پسِ من».
      • مِن: حرف جر.
      • بَعدِ: اسم مجرور به «من»، ریشه: ب-ع-د «پس/دور».
      • ـي: یای متکلم، مضافٌ‌الیه «من».
  1. قالوا نَعبُدُ إِلٰهَكَ وَإِلٰهَ آبائِكَ إِبراهيمَ وَإِسماعيلَ وَإِسحاقَ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: گفتند: می‌پرستیم خدای تو و خدای پدرانت، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را.
  • تحلیل:
    • قالوا: فعل ماضی + واو جمع، «گفتند». ریشه: ق-و-ل.
    • نَعبُدُ: فعل مضارع مرفوع، اول شخص جمع، «می‌پرستیم». ریشه: ع-ب-د.
    • إِلٰهَكَ: مفعولٌ‌به اول منصوب «خدایَت».
      • إِلٰهَ: اسم منصوب (علامت فتحه)، ریشه: أ-ل-ه.
      • ـكَ: ضمیر مخاطب مفرد مذکر، «تو».
    • وَإِلٰهَ آبائِكَ: عطف بر مفعول اول، «و خدای پدرانت».
      • آبائِ: جمع «أب»، در حالت اضافه، مجرور به کسره مقدر/ظاهر (ای)، ریشه: أ-ب-و/أ-ب.
      • ـكَ: ضمیر مخاطب.
    • إِبراهيمَ وَإِسماعيلَ وَإِسحاقَ: بیان/بدل برای «آبائِكَ»، هر سه منصوب به‌عنوان عطف بیان/بدل.
  1. إِلٰهًا واحِدًا
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: خدایى یگانه.
  • تحلیل:
    • إِلٰهًا: تمییز/حال یا مفعول مطلق معنوی، نکره منصوب برای بیان نوع معبود؛ ریشه: أ-ل-ه.
    • واحِدًا: صفت برای «إلهاً»، منصوب. ریشه: و-ح-د «یکی/یگانه».
  1. وَنَحنُ لَهُ مُسلِمونَ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و ما برای او تسلیم‌شدگانیم.
  • تحلیل:
    • وَ: حرف عطف.
    • نَحنُ: ضمیر منفصل مبتدا، «ما».
    • لَهُ: جار و مجرور متعلق به خبر (اختصاص/انقیاد «برای او/در برابر او»).
    • مُسلِمونَ: خبر مرفوعِ مبتدا (جمع مذکر سالم، علامت رفع واو/در رسم‌المصحف منصوب/مرفوع به تنوین حذف نشده؛ در اعراب: «مسلمونَ» با واو رفع)، اسم فاعل از باب إسلام، ریشه: س-ل-م «سلیم/تسلیم شدن».

نوع جمله و ساختار کلی:

  • کل آیه یک جملهٔ استفهامی-انکاری است که با «أم كنتم شهداء» آغاز می‌شود و دو جملهٔ ظرفی با «إذ» درون آن آمده‌اند برای نقل صحنهٔ احتضار یعقوب و گفت‌وگوی او با فرزندانش.
  • سپس نقل‌قول مستقیم سؤال یعقوب («ما تعبدون من بعدي») و پاسخ فرزندان («قالوا نعبد… إلها واحدا ونحن له مسلمون») می‌آید.

معنی روان فارسی (وفادار به لفظ): آیا شما حاضر و گواه بودید آن‌گاه که مرگ به سراغ یعقوب آمد، وقتی که به پسرانش گفت: پس از من چه را عبادت می‌کنید؟ گفتند: خدای تو و خدای پدرانت، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را [می‌پرستیم]، خدایی یگانه، و ما در برابر او تسلیم هستیم.

نکات نحوی و دلالی مهم:

  • «أم كنتم شهداء»: استفهام برای نکوهش/انکار؛ یعنی شما حاضر نبودید، پس ادعایی نسنجیده نکنید.
  • «إذ حضر يعقوب الموت»: تقدیم مفعول «يعقوبَ» بر فاعل «الموتُ» سبک قرآنی است و تاکید بر شخص یعقوب دارد.
  • «ما تعبدون»: «ما» پرسشی برای غیرعاقل، یعنی «چه چیز/کدام معبود».
  • «إلهك وإله آبائك»: عطف بیان می‌آورد که معبود، همان خدای تو و پدرانت است؛ سپس با «إلها واحدا» توحید را تصریح می‌کند.
  • «ونحن له مسلمون»: جملهٔ اسمیه برای ثبوت و دوام حال تسلیم.
Nach oben scrollen