002-131-091-بقرة

« Back to Glossary Index
وقتی پروردگارش به او گفت کاملا تسليم دستورات من باش، پاسخ داد، بطور کامل تسلیم پروردگار جهانیان شده ام (۱۳۱)
  • آیه: «إِذ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسلِم ۖ قالَ أَسلَمتُ لِرَبِّ العالَمينَ»

ترجمهٔ لفظ به لفظ:

  • وقتی که پروردگارش به او گفت: «تسلیم شو!» گفت: «تسلیم شدم برای پروردگار جهانیان.»

ترجمهٔ روانِ نزدیک به لفظ:

  • آنگاه که پروردگارش به او گفت: «تسلیم باش»، گفت: «برای پروردگار جهانیان تسلیم شدم.»

— — —

تحلیل نحوی و صرفی (کلمه‌به‌کلمه):

  1. إِذ:
  • نوع: ظرف زمان ماضی (ظرف لما مضى).
  • نقش: ظرف متعلق به جملهٔ بعد (جملهٔ «قال له ربه أسلم»)، مقدّم بر فعل.
  • معنا: وقتی که / آنگاه که.
  1. قالَ:
  • ریشه: ق و ل.
  • باب: ثلاثی مجرد.
  • صیغه: ماضی، مفرد، غایب (هو).
  • معنا: گفت.
  1. لَهُ:
  • لِـ: حرف جر (برای/به).
  • هُ: ضمیر متصل (غایب مذکر مفرد)، مجرور به لام، جار و مجرور.
  • نقش: متعلق به «قالَ» (به او گفت).
  • معنا: به او.
  1. رَبُّهُ:
  • رَبُّ: اسم، مرفوع، مضاف. وزن: فَعُل (در اصل رَبّ).
  • هُ: ضمیر متصل، مضافٌ‌الیه.
  • اعراب: رَبُّ (فاعلِ «قالَ»؛ مرفوع با ضمهٔ ظاهری؛ در رسم‌الخط مشدد).
  • معنا: پروردگارِ او.
  1. أَسلِم:
  • ریشه: س ل م.
  • باب: افعال (أَفعَلَ یُفعِلُ)، صیغهٔ امرِ مخاطب مفرد مذکر از «أسلمَ یُسلِمُ».
  • نقش: فعل امر؛ مقول القولِ محذوف نیست، بلکه همان است.
  • معنا: تسلیم شو / اسلام بیاور (به معنای گردن‌نهادن کامل).
  1. قالَ:
  • همانند مورد پیش: ماضی، مفرد، غایب.
  • این «قالَ» دوم پاسخِ مخاطَبِ امر است.
  1. أَسلَمتُ:
  • ریشه: س ل م.
  • باب: افعال، ماضی متکلم وحده.
  • ساخت: «أسلمَ» (ماضی) + تُ (ضمیر متکلم).
  • معنا: تسلیم شدم/اسلام آوردم.
  1. لِرَبِّ:
  • لِـ: حرف جر (برای/به).
  • رَبِّ: اسم مجرور (مضاف).
  • اعراب: کسره بر «رَبّ».
  • معنا: برای پروردگار/به پروردگار.
  1. العالَمينَ:
  • ریشه: ع ل م (در معنای مخلوقات دانستنی/جهان‌ها).
  • ساخت: جمع سالم مذکر بر وزن «فاعِلین»، اما در استعمال قرآنی اسم جمع برای همهٔ عوالم.
  • اعراب: مجرور به اضافه (لِرَبِّ العالَمينَ) با یای جمع و نون، علامت جرّش کسرة مقدر بر یاء است؛ در رسم، «العالمینَ».
  • معنا: جهانیان/همهٔ جهان‌ها.

— — —

نکات صرفی-معنایی ریشه‌ها:

  • ق-و-ل: اصل معنایی گفتن/اظهار. «قال» ماضی ساده.
  • ر-ب-ب: پرورش، مالکیت، تدبیر. «رَبّ» یعنی صاحبِ تدبیر و پرورنده.
  • س-ل-م: سلامت، بی‌عیب بودن، صلح، و «تسلیم» شدن. در باب «أَفْعَلَ»، «أسلم» یعنی خود را به خدا سپردن/گردن نهادن.

— — —

ساختار جمله و نوع آن:

  • جملهٔ اول: «إذ قال له ربه أسلم»
    • نوع: جملهٔ فعلیه، خبریه (نقل رویداد گذشته). «إذ» آن را در چارچوب زمانیِ گذشته قرار می‌دهد.
    • ارکان: فعل «قال»، فاعل «ربّه»، متمم «له»، مقول‌القول «أسلم» (جملهٔ امری).
    • درون‌جملهٔ امری: «أسلم» جملهٔ انشائیه (امر).
  • جملهٔ دوم: «قال أسلمت لربّ العالمين»
    • نوع: جملهٔ فعلیه، خبریه (نقل پاسخ).
    • ارکان: فعل «قال» (فاعلِ مستتر «هو»)، مقول‌القول «أسلمت لربّ العالمين» (جملهٔ خبریه از متکلم).
  • ترکیب کلی: نقل گفت‌وگو کوتاه الهی-انسانی در قالب دو گفتار پیاپی: امر الهی و پاسخ عبد.

— — —

تحلیل معنایی و پیام:

  • مضمون: فرمان الهی به تسلیم کامل، و پاسخ سریع و بی‌درنگ عبد: «تسلیم شدم برای پروردگار جهانیان».
  • دلالت‌ها:
    • «أسلم» (امر) نشان‌دهندهٔ طلبِ انقیاد قلبی و عملی است.
    • «أسلمت» (ماضی) با زمان گذشته، نوعی فوریت و تحقق قطعیِ امتثال را می‌رساند: همین الآن انجام شد.
    • «لِرَبِّ العالَمین» تأکید بر یکتایی معبود و مالکِ همهٔ عالم‌ها؛ تسلیم به خدای همه، نه خدای یک قوم خاص.

— — —

نکات نحوی-بلاغی:

  • جابه‌جایی سریع از امر به امتثال (أسلم ← أسلمت) القای اطاعت فوری.
  • اضافهٔ «رَبّ» به «العالمین» افادهٔ عموم و شمول.
  • حذف فاعلِ دوم «قال» به صورت ضمیر مستتر «هو» بر محوریت پاسخ مخاطَب دلالت دارد.
  • «له» پیش از «ربه» آمده تا ضمیر مرجع را برای «ربه» روشن کند و پیوستگی ارجاعی حفظ شود.

— — —

نوع جمله از نظر خبر/انشاء و کارکرد:

  • «أسلم»: انشائی (امر).
  • «أسلمت لرب العالمین»: خبری (اظهار تحقق تسلیم).
  • کل آیه: خبری (نقل تاریخچه/رویداد)، با درون‌مایهٔ تربیتی-توحیدی.

— — —

ترجمهٔ نهایی پیشنهادی (نزدیک به لفظ و روان):

  • «آنگاه که پروردگارش به او گفت: «تسلیم شو!» گفت: «برای پروردگار جهانیان تسلیم شدم.»»
Nach oben scrollen