002-129-091-بقرة

« Back to Glossary Index
خداوندا در میان ایشان پیغمبری از خودشان برانگیزان تا بر ایشان مطالب روشن تو را بخواند و به ایشان کتاب و حکمت بیاموزد (کتاب یعنی تمام مطالب صد در صد لازم و واجب برای راهنمائی صحیح، و حکمت یعنی فلسفه و دانستن علت لزوم دستورات و راهنمائی های دینی) و آنان را از آلودگی ها پاک سازد و تنها توئی آن پر قدرت باحکمت (۱۲۹)
آیه: رَبَّنا وَابعَث فيهِم رَسولًا مِنهُم يَتلو عَلَيهِم آياتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَيُزَكّيهِم ۚ إِنَّكَ أَنتَ العَزيزُ الحَكيمُ

ترجمه تحت‌اللفظی به فارسی: پروردگارِ ما، و در میانِ آنان فرستاده‌ای از خودِ ایشان برانگیز که بر آنان آیاتِ تو را تلاوت کند و به آنان کتاب و حکمت را بیاموزد و آنان را پاکیزه سازد؛ بی‌گمان تو خودت شکست‌ناپذیرِ سنجیده‌کار هستی.

تحلیل واژه به واژه، صرف، نحو و ریشه‌ها:

  • رَبَّنا
    • رَبَّ: منادى مضاف، منصوب به فتحه. ریشه: ر-ب-ب به‌معنای پروردن/سرپرستی.
    • نا: ضمیر متصل، مضافٌ‌الیه (ما/ما را).
    • معنا: ای پروردگارِ ما.
  • وَابعَث
    • وَ: حرف عطف.
    • ابعَث: فعل امر، ثلاثی مجرد باب فَعَلَ (بَعَثَ يَبعَثُ)، صیغه مخاطب مفرد مذکر. ریشه: ب-ع-ث به‌معنای برانگیختن/فرستادن.
    • معنا: برانگیز/بفرست.
  • فيهِم
    • في: حرف جر (در).
    • هم: ضمیر متصل مجرور (آنان/ایشان).
    • ترکیب: جار و مجرور، متعلق به «ابعث».
    • معنا: در میانِ آنان.
  • رَسولًا
    • رسولًا: مفعولٌ‌به برای «ابعث»، نکره منصوب. ریشه: ر-س-ل به‌معنای فرستادن.
    • معنا: فرستاده‌ای.
  • مِنهُم
    • من: حرف جر (از).
    • هم: ضمیر مجرور (ایشان).
    • ترکیب: جار و مجرور، صفت/حال برای «رسولًا» (رسولی از خودشان).
    • معنا: از خودِ آنان.
  • يَتلو
    • يَتلو: فعل مضارع مرفوع، ثلاثی مجرد (تَلا يَتلو)، غایب مفرد مذکر. ریشه: ت-ل-و به‌معنای خواندن/پی‌گرفتن/تلاوت کردن.
    • نقش: حال از «رسولًا» (در حالی که تلاوت می‌کند) یا جمله وصفیه برای «رسول».
    • معنا: تلاوت می‌کند/می‌خوانَد.
  • عَلَيهِم
    • على: حرف جر (بر).
    • هم: ضمیر مجرور (ایشان).
    • متعلق به «يتلو».
    • معنا: بر آنان.
  • آياتِكَ
    • آياتِ: جمع «آية»، مجرور به‌سبب اضافه. ریشه: أ-ي-ي/آ-ي-ة به‌معنای نشانه/آیت.
    • كَ: ضمیر مضاف‌الیه (تو).
    • ترکیب: مضاف و مضاف‌الیه.
    • معنا: آیاتِ تو.
  • وَيُعَلِّمُهُمُ
    • وَ: عطف به «يَتلو».
    • يُعَلِّمُ: فعل مضارع مرفوع، مزید فیه باب تفعیل (عَلَّمَ يُعَلِّمُ). ریشه: ع-ل-م به‌معنای دانستن/آموختن.
    • همُ: ضمیر مفعول به (ایشان را).
    • معنا: و می‌آموزد آنان را.
  • الكِتابَ
    • الكتابَ: مفعولٌ‌به اول برای «يُعَلِّمُ»، معرفه به «ال». ریشه: ك-ت-ب به‌معنای نوشتن؛ در اصطلاح: کتاب آسمانی (قرآن).
    • معنا: کتاب را.
  • وَالحِكمَةَ
    • وَ: عطف به «الكتاب».
    • الحكمةَ: مفعولٌ‌به معطوف، منصوب. ریشه: ح-ك-م به‌معنای داوری/استواری/حکمت.
    • معنا: و حکمت را.
  • وَيُزَكّيهِم
    • وَ: عطف.
    • يُزَكّي: فعل مضارع مرفوع، مزید فیه باب تفعیل (زَكّى يُزَكّي). ریشه: ز-ك-و/ي به‌معنای پاکی/رشد دادن.
    • هم: ضمیر مفعول به (ایشان را).
    • معنا: و پاکیزه‌شان می‌گرداند/تزکیه می‌کند.
  • إِنَّكَ
    • إنَّ: حرف توکید و نصب.
    • كَ: اسم إنَّ (ضمیر منفصل/متصل: تو).
    • معنا: بی‌گمان تو.
  • أَنتَ
    • أنتَ: ضمیر فصل/تاکیدی یا ضمیر منفصل مبتداگونه، برای حصر و تأکید بعد از «إنَّكَ».
    • کارکرد: تقویت اختصاص خبری که بعد می‌آید.
  • العَزيزُ
    • العزيزُ: خبر إنَّ مرفوع اول. ریشه: ع-ز-ز به‌معنای عزت/قدرت/غلبه. صیغه مبالغه یا صفت مشبهه.
    • معنا: شکست‌ناپذیرِ مقتدر.
  • الحَكيمُ
    • الحكيمُ: خبر دوم برای «إنَّ» (یا عطف بیان)، مرفوع. ریشه: ح-ك-م. معنا: حکیم/دارای حکمت و تدبیر استوار.

ساختار نحوی جمله:

  • جمله دعایی/التماسی با فعل امر خطاب به خداوند: «وابعث فيهم رسولًا منهم…» که مقدّم بر آن ندا آمده: «ربَّنا».
  • سپس جمله وصفی/حالی برای «رسولًا»: «يتلو عليهم آياتك ويعلّمهم الكتاب والحكمة ويزكّيهم».
  • در پایان جمله اسمیه مؤکد با «إنَّ»: «إنك أنت العزيز الحكيم» برای توکید صفات الهی.

نوع جمله و کارکرد معنایی:

  • نوع: دعایی (نیایشی) + خبری تأکیدی.
  • کارکرد: درخواست ابراهیم و اسماعیل از خدا برای برانگیختن پیامبری از میان نسلشان با سه مأموریت اصلی: تلاوت آیات، تعلیم کتاب و حکمت، و تزکیه نفوس. جمله پایانی، توحید صفات قدرت و حکمت الهی را تأکید می‌کند و مناسبِ مقام دعاست (یادآوری اینکه فاعلِ توانا و دانا خداست).

نکات معنایی و بلاغی:

  • «منهم»: پیوند پیامبر با جامعه هدف؛ عامل پذیرش و حجت.
  • ترتیب «يتلو → يعلّم → يزكّي»: برخی مفسران ترتیب را چنین می‌بینند: ابتدا شنیدن آیات، سپس فهم و تعلیم سامان‌یافته، سپس پرورش و پاک‌سازی. دیگران «يزكّيهم» را مقدّم معنوی می‌دانند؛ در این آیه پس از تعلیم آمده است.
  • «العزيز الحكيم»: جمع بین قدرت و حکمت؛ قدرتِ بی‌حکمت یا حکمتِ بی‌قدرت نفی می‌شود.
  • افعال مضارع با واو عاطفه پیوسته، استمرار وظایف پیامبر را می‌رسانند.

ترجمه روان پیشنهادی (غیرِ تحت‌اللفظی، برای تکمیل فهم): پروردگار ما، در میانشان پیامبری از خودشان برانگیز تا آیات تو را برایشان بخواند، کتاب و حکمت را به آنان بیاموزد و جانشان را پاکیزه کند. بی‌تردید تو توانای حکیم هستی.

Nach oben scrollen