| آیه: رَبَّنا وَابعَث فيهِم رَسولًا مِنهُم يَتلو عَلَيهِم آياتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَيُزَكّيهِم ۚ إِنَّكَ أَنتَ العَزيزُ الحَكيمُ ترجمه تحتاللفظی به فارسی: پروردگارِ ما، و در میانِ آنان فرستادهای از خودِ ایشان برانگیز که بر آنان آیاتِ تو را تلاوت کند و به آنان کتاب و حکمت را بیاموزد و آنان را پاکیزه سازد؛ بیگمان تو خودت شکستناپذیرِ سنجیدهکار هستی. تحلیل واژه به واژه، صرف، نحو و ریشهها: - رَبَّنا
- رَبَّ: منادى مضاف، منصوب به فتحه. ریشه: ر-ب-ب بهمعنای پروردن/سرپرستی.
- نا: ضمیر متصل، مضافٌالیه (ما/ما را).
- معنا: ای پروردگارِ ما.
- وَابعَث
- وَ: حرف عطف.
- ابعَث: فعل امر، ثلاثی مجرد باب فَعَلَ (بَعَثَ يَبعَثُ)، صیغه مخاطب مفرد مذکر. ریشه: ب-ع-ث بهمعنای برانگیختن/فرستادن.
- معنا: برانگیز/بفرست.
- فيهِم
- في: حرف جر (در).
- هم: ضمیر متصل مجرور (آنان/ایشان).
- ترکیب: جار و مجرور، متعلق به «ابعث».
- معنا: در میانِ آنان.
- رَسولًا
- رسولًا: مفعولٌبه برای «ابعث»، نکره منصوب. ریشه: ر-س-ل بهمعنای فرستادن.
- معنا: فرستادهای.
- مِنهُم
- من: حرف جر (از).
- هم: ضمیر مجرور (ایشان).
- ترکیب: جار و مجرور، صفت/حال برای «رسولًا» (رسولی از خودشان).
- معنا: از خودِ آنان.
- يَتلو
- يَتلو: فعل مضارع مرفوع، ثلاثی مجرد (تَلا يَتلو)، غایب مفرد مذکر. ریشه: ت-ل-و بهمعنای خواندن/پیگرفتن/تلاوت کردن.
- نقش: حال از «رسولًا» (در حالی که تلاوت میکند) یا جمله وصفیه برای «رسول».
- معنا: تلاوت میکند/میخوانَد.
- عَلَيهِم
- على: حرف جر (بر).
- هم: ضمیر مجرور (ایشان).
- متعلق به «يتلو».
- معنا: بر آنان.
- آياتِكَ
- آياتِ: جمع «آية»، مجرور بهسبب اضافه. ریشه: أ-ي-ي/آ-ي-ة بهمعنای نشانه/آیت.
- كَ: ضمیر مضافالیه (تو).
- ترکیب: مضاف و مضافالیه.
- معنا: آیاتِ تو.
- وَيُعَلِّمُهُمُ
- وَ: عطف به «يَتلو».
- يُعَلِّمُ: فعل مضارع مرفوع، مزید فیه باب تفعیل (عَلَّمَ يُعَلِّمُ). ریشه: ع-ل-م بهمعنای دانستن/آموختن.
- همُ: ضمیر مفعول به (ایشان را).
- معنا: و میآموزد آنان را.
- الكِتابَ
- الكتابَ: مفعولٌبه اول برای «يُعَلِّمُ»، معرفه به «ال». ریشه: ك-ت-ب بهمعنای نوشتن؛ در اصطلاح: کتاب آسمانی (قرآن).
- معنا: کتاب را.
- وَالحِكمَةَ
- وَ: عطف به «الكتاب».
- الحكمةَ: مفعولٌبه معطوف، منصوب. ریشه: ح-ك-م بهمعنای داوری/استواری/حکمت.
- معنا: و حکمت را.
- وَيُزَكّيهِم
- وَ: عطف.
- يُزَكّي: فعل مضارع مرفوع، مزید فیه باب تفعیل (زَكّى يُزَكّي). ریشه: ز-ك-و/ي بهمعنای پاکی/رشد دادن.
- هم: ضمیر مفعول به (ایشان را).
- معنا: و پاکیزهشان میگرداند/تزکیه میکند.
- إِنَّكَ
- إنَّ: حرف توکید و نصب.
- كَ: اسم إنَّ (ضمیر منفصل/متصل: تو).
- معنا: بیگمان تو.
- أَنتَ
- أنتَ: ضمیر فصل/تاکیدی یا ضمیر منفصل مبتداگونه، برای حصر و تأکید بعد از «إنَّكَ».
- کارکرد: تقویت اختصاص خبری که بعد میآید.
- العَزيزُ
- العزيزُ: خبر إنَّ مرفوع اول. ریشه: ع-ز-ز بهمعنای عزت/قدرت/غلبه. صیغه مبالغه یا صفت مشبهه.
- معنا: شکستناپذیرِ مقتدر.
- الحَكيمُ
- الحكيمُ: خبر دوم برای «إنَّ» (یا عطف بیان)، مرفوع. ریشه: ح-ك-م. معنا: حکیم/دارای حکمت و تدبیر استوار.
ساختار نحوی جمله: - جمله دعایی/التماسی با فعل امر خطاب به خداوند: «وابعث فيهم رسولًا منهم…» که مقدّم بر آن ندا آمده: «ربَّنا».
- سپس جمله وصفی/حالی برای «رسولًا»: «يتلو عليهم آياتك ويعلّمهم الكتاب والحكمة ويزكّيهم».
- در پایان جمله اسمیه مؤکد با «إنَّ»: «إنك أنت العزيز الحكيم» برای توکید صفات الهی.
نوع جمله و کارکرد معنایی: - نوع: دعایی (نیایشی) + خبری تأکیدی.
- کارکرد: درخواست ابراهیم و اسماعیل از خدا برای برانگیختن پیامبری از میان نسلشان با سه مأموریت اصلی: تلاوت آیات، تعلیم کتاب و حکمت، و تزکیه نفوس. جمله پایانی، توحید صفات قدرت و حکمت الهی را تأکید میکند و مناسبِ مقام دعاست (یادآوری اینکه فاعلِ توانا و دانا خداست).
نکات معنایی و بلاغی: - «منهم»: پیوند پیامبر با جامعه هدف؛ عامل پذیرش و حجت.
- ترتیب «يتلو → يعلّم → يزكّي»: برخی مفسران ترتیب را چنین میبینند: ابتدا شنیدن آیات، سپس فهم و تعلیم سامانیافته، سپس پرورش و پاکسازی. دیگران «يزكّيهم» را مقدّم معنوی میدانند؛ در این آیه پس از تعلیم آمده است.
- «العزيز الحكيم»: جمع بین قدرت و حکمت؛ قدرتِ بیحکمت یا حکمتِ بیقدرت نفی میشود.
- افعال مضارع با واو عاطفه پیوسته، استمرار وظایف پیامبر را میرسانند.
ترجمه روان پیشنهادی (غیرِ تحتاللفظی، برای تکمیل فهم): پروردگار ما، در میانشان پیامبری از خودشان برانگیز تا آیات تو را برایشان بخواند، کتاب و حکمت را به آنان بیاموزد و جانشان را پاکیزه کند. بیتردید تو توانای حکیم هستی. |