002-126-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و هنگامیکه ابراهیم گفت: پروردگارا این مکان را جائی امن قرار ده و مردم آنرا به شرطی که به الله و روزگار آخرت ایمان آورند از میوه ها روزی ده، پاسخ شنید، و هر کس را که کفران کرد اندکی در دنیا برخوردارش خواهم نمود و سپس به عذاب آن آتش معروف گرفتارش میکنم و آن بد بازگشتی است (این تقاضای ابراهیم از الله که پس از ساخته شدن خانه کعبه بوسیله او تقاضا شد باعث گردید که الله حوادثی پیش آورد که مکه در یک بیابان وسيع لم يزرع بصورتی که از زمان پیغمبر اسلام تا حال بوده بوجود آید و انواع میوه ها و آذوقه ها از شهرهای بسیار دور بسوی آن رود) (۱۲6)
آیه: «وَإِذ قالَ إِبراهيمُ رَبِّ اجعَل هٰذا بَلَدًا آمِنًا وَارزُق أَهلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَن آمَنَ مِنهُم بِاللَّهِ وَاليَومِ الآخِرِ ۖ قالَ وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَليلًا ثُمَّ أَضطَرُّهُ إِلىٰ عَذابِ النّارِ ۖ وَبِئسَ المَصيرُ»

  • «وَإِذ قالَ إِبراهيمُ»
    • و هنگامی که گفت ابراهیم
  • «رَبِّ اجعَل هٰذا بَلَدًا آمِنًا»
    • پروردگارا، این [جا] را شهری امن قرار بده
  • «وَارزُق أَهلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ»
    • و روزی بده اهلش را از میوه‌ها
  • «مَن آمَنَ مِنهُم بِاللَّهِ وَاليَومِ الآخِرِ»
    • [یعنی] هر که از آنان به خدا و روز واپسین ایمان آورد
  • «قالَ»
    • فرمود
  • «وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَليلًا»
    • و هر که کفر ورزید، پس اندکی بهره‌مندش می‌کنم
  • «ثُمَّ أَضطَرُّهُ إِلىٰ عَذابِ النّارِ»
    • سپس ناگزیرش می‌سازم به عذاب آتش
  • «وَبِئسَ المَصيرُ»
    • و چه بد سرانجامی است

ترجمه روان (نزدیک به لفظ): و هنگامی که ابراهیم گفت: پروردگارا، این [سرزمین] را شهری امن قرار بده و اهل آن را از میوه‌ها روزی ده، آن‌ها را که از ایشان به خدا و روز واپسین ایمان آورده‌اند. فرمود: و [اما] هر کس کفر ورزد، اندکی بهره‌مندسازمش، سپس او را ناگزیر به عذاب آتش می‌کشانم؛ و چه بد بازگشتی است.

تحلیل نحوی، صرفی و ریشه‌شناسی واژگان:

  • «وَإِذ»
    • واو: عطف.
    • إذ: ظرف زمان ماضی، مضافٌ‌إلیه جمله بعد است؛ تقدیر: اذكر إذ…
  • «قالَ»
    • فعل ماضی، ثلاثی مجرد، باب فَعَلَ، فاعلش «إِبراهيمُ».
    • ریشه: ق-و-ل.
  • «إِبراهيمُ»
    • اسم علم، مرفوع به ضمة، فاعل «قال».
  • «رَبِّ»
    • منادی مضاف، مجرور لفظاً به کسره (ندای مضاف)، مضاف‌الیه محذوف: «يا ربِّ».
    • ریشه: ر-ب-ب (پروراندن، مالکیت).
  • «اجعَل»
    • فعل امر، ثلاثی مجرد (جعل-یجعل)، مخاطَب: خداوند، مفعولین می‌گیرد (تصییری).
    • ریشه: ج-ع-ل.
  • «هٰذا»
    • اسم اشاره، مبنی على السكون/فتح، در محلّ نصب مفعول اول «اجعل».
  • «بَلَدًا»
    • اسم، منصوب به تنوین فتح، مفعول دوم «اجعل»، نکره برای تعظیم/تنوّع.
    • ریشه: ب-ل-د.
  • «آمِنًا»
    • صفت برای «بلدًا»، منصوب، از «آمِن» (اسم فاعل از أَمِنَ).
    • ریشه: أ-م-ن (ایمنی).
  • «وَارزُق»
    • واو عطف + «ارزق»: فعل امر (رزق-یرزق)، مخاطَب: خداوند.
    • ریشه: ر-ز-ق.
  • «أَهلَهُ»
    • «أهل»: اسم، مفعول به «ارزق»، منصوب. «ـهُ»: ضمیر متصل، مضاف‌الیه (اهلِ آن).
    • ریشه: أ-ه-ل.
  • «مِنَ الثَّمَراتِ»
    • جار و مجرور (من + الثمرات)، متعلق به «ارزق» (بیان منشأ/نوع ارزاق).
    • «الثمرات»: جمع «ثمرة».
    • ریشه: ث-م-ر.
  • «مَن آمَنَ مِنهُم»
    • «مَن»: اسم موصول عام للعاقل، بدل یا عطف بیان برای «أهلَهُ» با مفهوم تخصیص.
    • «آمَنَ»: فعل ماضی، باب أفعل (أمن ← آمن)، فاعل مستتر هو.
    • «مِنهُم»: جار و مجرور، ضمیر جمع مذکر: از ایشان.
    • ریشه «آمن»: أ-م-ن.
  • «بِاللَّهِ وَاليَومِ الآخِرِ»
    • جار و مجرور متعلق به «آمَنَ». «اليوم»: اسم زمان، مضاف، «الآخِرِ»: صفت مجرور.
    • ریشه‌ها: ي-و-م؛ أ-خ-ر.
  • «قالَ»
    • فعل ماضی دیگر؛ فاعلش مستتر تقدیره «هو» (یعنی: خدا فرمود).
    • قرینه: مقام دعا و اجابت.
  • «وَمَن كَفَرَ»
    • «مَن»: شرطیه/موصول؛ این‌جا عام. «كَفَرَ»: فعل ماضی، فاعل مستتر.
    • ریشه: ك-ف-ر (پوشاندن، انکار).
  • «فَأُمَتِّعُهُ»
    • فا: فصیحه/جوابیه. «أُمَتِّعُ»: مضارع مرفوع متکلم وحده، باب تفعیل (متّعَ).
    • «ـهُ»: ضمیر مفعول. معنا: اندکی مهلت/بهره می‌دهم.
    • ریشه: م-ت-ع.
  • «قَليلًا»
    • حال/مفعول مطلق نائب‌عن‌المصدر برای بیان مقدار/کیفیت تمتیع، منصوب.
    • ریشه: ق-ل-ل.
  • «ثُمَّ»
    • حرف عطف برای ترتیب با تراخی.
  • «أَضطَرُّهُ»
    • فعل مضارع متکلم وحده، باب افتعال «اضطرّ» (از «ضرّ/ضَرَر» با ادغام ط)، معنای الزام/ناگزیر کردن.
    • «ـهُ»: ضمیر مفعول.
    • ریشه: ض-ر-ر (در قالب «اضطرّ»).
  • «إِلىٰ عَذابِ النّارِ»
    • جار و مجرور متعلق به «أضطرّه». «عذابِ»: مضاف، «النارِ»: مضاف‌الیه با ال.
    • ریشه‌ها: ع-ذ-ب؛ ن-و-ر/ن-ار (نار).
  • «وَبِئسَ المَصيرُ»
    • «وبِئسَ»: فعل ذمّ جامد. «المصيرُ»: فاعل «بِئسَ» (نصب لفظی ندارد؛ مرفوع).
    • ساختار مدح و ذمّ: بیان نکوهش سرانجام.
    • ریشه‌ها: ب-ئ-س (بدی)؛ ص-ي-ر (شدن/بازگشتگاه).

نوع جملات و ساختار:

  • «وَإِذ قالَ إِبراهيمُ …»: جمله خبریه (روایت واقعه)، با «إذ» به‌عنوان ظرف زمانی برای یادآوری حادثه.
  • دعای ابراهیم: «رَبِّ اجعَل … وَارزُق …»: جملات انشائیه (امر دعایی).
  • جمله موصولی/تخصیصی: «مَن آمَنَ …»: قید شرط/تخصیص برای «أهلَهُ» (در قرائت مشهور، رزق برای مؤمنان؛ برخی مفسران عموم رزق را از ادامه آیه می‌فهمند).
  • پاسخ الهی: «قالَ … فَأُمَتِّعُهُ … ثُمَّ أَضطَرُّهُ …»: خبریه با وعده/تهدید؛ «فَـ» برای تفریع و ترتیب، «ثُمَّ» برای تراخی زمانی.
  • «وَبِئسَ المَصيرُ»: جمله إنشائیه انفعالی (ذمّ)، برای نکوهش سرانجام کافران.

نکات معنایی و تفسیری کوتاه:

  • «بَلَدًا آمِنًا»: دعای امنیت مکه. «بلد» در این‌جا به مکه اشاره دارد.
  • «وَارزُق أَهلَهُ …»: درخواست روزی‌های مادی «از میوه‌ها» با توجه به بی‌گیاهی محیط.
  • «مَن آمَنَ …»: ظاهر تخصیص رزق به مؤمنان؛ ولی پاسخ الهی بیان می‌کند که کافران نیز بهره دنیویِ اندکی دارند، اما عاقبت، عذاب است.
  • «فَأُمَتِّعُهُ قَليلًا»: تمتیع دنیوی کوتاه‌مدت و ناچیز در برابر آخرت.
  • «ثُمَّ أَضطَرُّهُ …»: اجبار به مواجهه با نتیجه اعمال؛ «اضطرار» نشانگر ناگزیرشدن در قیامت.
  • «وَبِئسَ المَصيرُ»: تأکید بر بدیِ عاقبت کفر.

جمع‌بندی نحویِ جمله‌بندی کل آیه:

  • [ظرف] و إذ
    • [جمله] قال إبراهيمُ: ربّ اجعلْ هذا بلداً آمناً، وارزقْ أهلَهُ من الثمراتِ مَن آمنَ منهم بالله واليومِ الآخرِ.
  • [جمله] قالَ: ومن كفرَ فَأُمَتِّعُهُ قليلاً ثمّ أضطرّهُ إلى عذابِ النارِ، وبِئسَ المصيرُ.

کارکردهای بلاغی:

  • تقابل امنیت/رزق دنیوی با ایمان/کفر و عاقبت اخروی.
  • «قليلاً» برای تحقیر و محدود نشان دادن بهره دنیوی کافر.
  • «بِئسَ» برای ذمّ شدیدِ «المصير».
Nach oben scrollen