002-124-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و بیاد آورید زمانی را که ابراهیم را پروردگارش به سخنانی آزمایش کرد و ابراهیم آن آزمایشها را به بهترین وجهی انجام داد در آنوقت بود که پروردگار ابراهیم به او گفت من تو را برای مردم پیشوای بزرگی قرار میدهم، ابراهیم گفت: عده ای از اولاد و نسل مرا هم پیشوا گردان، پاسخ شنید که عهد و پیمان من نصيب ستمکاران نمی شود (این آیه تذکری است به یهودیان و مسیحیان و مسلمانان تا بدانند حتی ابراهیم که بیش از هر پیغمبری دیگری مورد لطف پروردگارش بوده حق ندارد بدون توجه به قانون الله تقاضای لطف و بخشش برای فرزندان گناهکارش کند و وای بر آنانکه با بودن اینگونه تذکرات دینی به شفاعت بزرگان دین برای بخشش گناهکاران معتقدند و یا پیشوائی را بدون نشان دادن آثار لیاقت روی پدر و فرزندی معرفی مینمایند و ضمنا باید دانست که سخنان الله برای آزمایش ابراهیم یکی دستور او به مبارزه با بت پرستیهای پدر و قوم ابراهیم بود و دوم رفتن و شکستن بتها و سوم استقامت او در مقابل حکم نمرود به سوزاندنش در آتش و چهارم اجرای دستور هجرت ابراهیم از بابل بسوی کنعان پنجم رفتن ابراهیم با زن زیبایش بسوی مصر و قبولِ گرفتاری زنش بدست پادشاه مصر که خود باعث شناختن پیغمبری ابراهیم بوسیله پادشاه مصر و مؤمن شدن پادشاه مصر شد و پس از این آزمایشها دوره امامت و آقائی ابراهیم در کنعان شروع شد و او کارش به جایی رسید که تمام پادشاهان زمانش او را پیغمبر الله میدانستند و از راهنمائیهای او استفاده میکردند چنانکه حمورابی پادشاه مصلح و معروف بابل قوانین معروف حکومتی خود را به کمک ابراهيم تنظیم کرده بود و ابراهیم تا زمانی که زنده بود دارای لشکری مختصر برای حفظ طرفداران خود بود و مورد احترام تمام پادشاهان زمان و مامور نبود که از قدرت خود استفاده کند و پادشاهان دیگر را تحت حکومت واحد خود آورد و حتی مامور نبود که قوم لوط را روی زور مجبور به اطاعت از نماینده خود لوط گرداند) (124)
آیه: وَإِذِ ابتَلىٰ إِبراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ۖ قالَ إِنّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِمامًا ۖ قالَ وَمِن ذُرِّيَّتي ۖ قالَ لا يَنالُ عَهدِي الظّالِمينَ سوره بقره، آیه 124

  1. وَإِذِ ابتَلىٰ إِبراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ
  • ترجمه تحت‌اللفظی: و به یاد آور آنگاه که پروردگارش ابراهیم را با کلماتی آزمود، پس آنها را به کمال رسانید.
  • تجزیه و تحلیل صرفی-نحوی و ریشه:
    • وَ: حرف عطف.
    • إِذِ: ظرف زمان ماضی، به معنای «آنگاه که/زمانی که».
    • ابتَلىٰ: فعل ماضی ثلاثی مزید، باب افتعال، ریشه ب‌ل‌و/ب‌ل‌ی (بلی/ابتلاء)؛ معنا: آزمود.
    • إِبراهيمَ: مفعولٌ‌به اول منصوب (علامت نصب: فتحه).
    • رَبُّهُ: فاعل مرفوع برای «ابتلى» در قرائت مشهور به تقدیم مفعول، ربٌّ فاعل و ضمیر «ه» مضاف‌الیه (بازگشت به ابراهیم).
    • بِكَلِماتٍ: جار و مجرور؛ «کلمات» جمع «کلمة»، نکره مجرور؛ متعلق به «ابتلى» (وسیله/وسیله‌ی آزمون).
    • فَ: فاء تفریع/تعقیب.
    • أَتَمَّهُنَّ: فعل ماضی مزید باب إفعال از «تَمَّ»، ریشه ت‌م‌م (تمام/کامل). فاعل مستتر (هو: ابراهیم). «هُنَّ» ضمیر مفعول‌به جمع مؤنث (بازگشت به «کلمات»). معنا: آنها را کامل کرد/به انجام رساند.
  • نوع جمله و معنا:
    • جمله خبری (روایی تاریخی) با «إذ» برای یادآوری واقعه؛ معنای کلی: خداوند ابراهیم را با آزمون‌هایی آزمود و او همه را تمام کرد.
  1. قالَ إِنّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِمامًا
  • ترجمه تحت‌اللفظی: فرمود: همانا من قراردهندهٔ تو برای مردم، پیشوا هستم. [یعنی: من تو را برای مردم امام قرار می‌دهم.]
  • تجزیه و تحلیل صرفی-نحوی و ریشه:
    • قالَ: فعل ماضی، ریشه ق‌و‌ل (گفتن). فاعل مقدر: الله (از سیاق قبل).
    • إِنّي: إنّ + یاء متکلم؛ تأکید به معنای «به‌راستی من».
    • جاعِلُكَ: اسم فاعل از «جَعَلَ»، ریشه ج‌ع‌ل؛ در سیاق خبری به معنای فعل مضارع استمراری/حالی: «قرار می‌دهم». «كَ» ضمیر مفعول‌به (تو).
    • لِلنّاسِ: جار و مجرور؛ «برای مردم».
    • إِمامًا: تمییز/مفعولٌ‌به دوم منصوب (در باب «جعل» متعدی به دو مفعول). ریشه أ‌م‌م (قصد، پیشوایی). معنا: پیشوا/رهبر.
  • نوع جمله و معنا:
    • جمله خبری-انشایی (اعلان任صب/تکریم الهی)؛ وعده و تعیین مقام امامت برای ابراهیم.
  1. قالَ وَمِن ذُرِّيَّتي
  • ترجمه تحت‌اللفظی: گفت: و از فرزندانم [نیز؟].
    • معنای مقصود: و از نسل من [نیز آنان را امام قرار ده].
  • تجزیه و تحلیل صرفی-نحوی و ریشه:
    • قالَ: فعل ماضی؛ گوینده: ابراهیم.
    • وَ: عاطف.
    • مِن: حرف جر.
    • ذُرِّيَّتي: اسم مجرور مضاف‌الیه با «من»، «ذریّة» ریشه ذ‌ر‌ر (ذرو/ذرّ: پراکندن/نسل) یا از «ذرأ». «ی» ضمیر متکلم مفرد (نسلِ من).
    • تقدیر جمله: «واجعل من ذريّتي» یا «ومن ذريّتي كذلك»؛ حذف خبر/فعل به قرینه.
  • نوع جمله و معنا:
    • جمله التماسی/درخواستی به صورت ایجاز (حذف فعل)؛ درخواست ابراهیم برای شمول امامت در نسلش.
  1. قالَ لا يَنالُ عَهدِي الظّالِمينَ
  • ترجمه تحت‌اللفظی: فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد.
    • نکته: «لا ينال» = درنمی‌یابد/دست نمی‌یابد.
  • تجزیه و تحلیل صرفی-نحوی و ریشه:
    • قالَ: فعل ماضی؛ گوینده: خداوند.
    • لا: نافیۀ جملۀ فعلیه.
    • يَنالُ: فعل مضارع مرفوع، ریشه ن‌ی‌ل (نیل/رسیدن/دستیابی).
    • عَهدِي: مفعولٌ‌به مضاف + یای متکلم؛ «پیمان من» (مراد: عهد امامت/پیمان الهی).
    • الظّالِمينَ: فاعل مؤخر مرفوع لفظاً؟ نکته اعرابی: در قرائت مشهور «الظالمينَ» منصوب دیده می‌شود اما از حیث عمل، در ساختار «نَالَ الشيءَ فلانٌ» فاعل نایل و مفعول «شيء» است. اینجا ترتیب مقدّم/مؤخر: فعل «ينالُ» فاعل «الظالمون» خواهد بود اگر مرفوع باشد. ولی در رسم‌الخط موجود «الظّالِمينَ» به صورت منصوب پس از «عَهدي» آمده، لذا اعراب صحیح: «لا يَنالُ عَهدي الظّالِمونَ» از نظر قاعده است؛ و بسیاری از نحویان تقدیم و تأخیر را معکوس می‌دانند: تقدیر صحیح: «لا يَنالُ الظّالِمونَ عَهدي». بنابراین:
      • تحلیل نحوی پذیرفته: «الظالمون» فاعل مؤخّر (محلّاً مرفوع)، «عهدي» مفعول مقدّم. در رسم عثمانی اعراب تلفظی رعایت می‌شود: قرائت: «لا يَنالُ عَهْدي الظّالِمينَ» با نصب بر اشتغال یا حمل بر «لا ينالُ عهدي أحدٌ الظالمينَ»؟ اما قرائت و تفسیر رایج: فاعل = «الظالمون»، مفعول = «عهدي». معنی مطابق همین است.
    • ریشه «ظ-ل-م»: ظلم، قرار دادن چیزی در غیر موضعش/ستم.
  • نوع جمله و معنا:
    • جمله خبری با مفهوم حصر/قید: پیمان امامت به ستمگران نمی‌رسد؛ پس امامت مخصوص افراد غیرظالم (عادل/طاهر) است.

جمع‌بندی معنایی و نکات:

  • ساختار کلی: گفت‌وگوی الهی با ابراهیم پس از موفقیت در آزمون‌ها؛ اعطای مقام امامت؛ درخواست ابراهیم برای نسلش؛ پاسخ مشروط خداوند: امامت شامل ظالمان نمی‌شود.
  • نکته اعتقادی-نحوی: «جاعلُكَ إمامًا» نشان‌دهندۀ جعل الهی و منصب الهی بودن امامت است. «لا ينال عهدي الظالمين» قید عام است؛ هر که در زمرۀ ظالمان باشد (به هر نحوی از ظلم)، مشمول این عهد نمی‌شود.
  • دلالت زمانی: «جاعلُكَ» با اسم فاعل، افاده استمرار/تحقق قریب می‌کند.
  • بلاغت:
    • حذف در «ومن ذريّتي»: ایجاز و ادب دعا.
    • تقدیم «عهدي» بر «الظالمين» برای اهتمام به عهد الهی و افادۀ حصر: این عهد به آنان نمی‌رسد.
    • انتقال از ابتلاء به امامت: ترتّب مقام امامت بر اتمام ابتلائات.

ریشه‌ها و ابواب به اختصار:

  • ابتلى: باب افتعال، ریشه ب‌ل‌ی (ابتلاء، آزمودن).
  • أتمّ: باب إفعال از تمّ، ریشه ت‌م‌م (کامل کردن).
  • جعل/جاعل: ریشه ج‌ع‌ل (قرار دادن؛ متعدی به دو مفعول).
  • إمام: ریشه أ‌م‌م (پیشی گرفتن/قصد؛ پیشوا).
  • ذرّیّة: ریشه ذ‌ر‌ر یا ذرأ (نسل/فرزندان).
  • نال/ينال: ریشه ن‌ی‌ل (رسیدن/دستیابی).
  • عهد: ریشه ع‌ه‌د (پیمان).
  • ظالم: ریشه ظ‌ل‌م (ستم).

نوع جملات:

  • جمله 1: خبری تاریخی با ظرف «إذ» (یادآورانه).
  • جمله 2: خبری-انشایی اعلام منصب (وعدۀ الهی).
  • جمله 3: التماسی/دعایی به ایجاز.
  • جمله 4: خبری با دلالت شرط و قید (نفی شمول بر ظالمان).

ترجمه یکپارچه روان (در عین حفظ دقت لفظی):

  • و [به یاد آور] هنگامی را که پروردگارش ابراهیم را با کلماتی آزمود، پس آنها را کامل به انجام رسانید. [خدا] فرمود: بی‌گمان من تو را برای مردم پیشوا قرار می‌دهم. [ابراهیم] گفت: و از فرزندانم [نیز چنین کن]. [خدا] فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد.
Nach oben scrollen