002-118-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و کسانی که نمی خواهند بدانند گفتند چرا الله با ما سخن نمیگوید یا نشانه ای که ما میخواهیم به ما نشان نمیدهد ؟ مردمی که پیش از ایشان بودند نیز مانند سخن ایشان را گفتند و معلوم میشود که افکارشان شبیه بهم است و ما برای قومی که یقین کننده حق میباشد آنهمه نشانه های لازم را توضیح داده ایم (یعنی آنان نشانه های تطمیعی و یا مجبور کننده و یا بازیگرانه میخواهند که برای ایمان صحيح مؤثر نیست ولی ما نشانه هائی نشان میدهیم که مردم حق جو و بیغرض راستی پیغمبران را درک کنند) (۱۱۸)
آیه کامل (عربی): وَقالَ الَّذينَ لا يَعلَمونَ لَولا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ أَو تَأتينا آيَةٌ ۗ كَذٰلِكَ قالَ الَّذينَ مِن قَبلِهِم مِثلَ قَولِهِم ۘ تَشابَهَت قُلوبُهُم ۗ قَد بَيَّنَّا الآياتِ لِقَومٍ يوقِنونَ

ترجمه تحت‌اللفظی (زیر هر بخش):

  • وَقالَ الَّذينَ لا يَعلَمونَ
    • و گفتند کسانی که نمی‌دانند
  • لَولا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ
    • چرا [پس] خدا با ما سخن نمی‌گوید؟
  • أَو تَأتينا آيَةٌ
    • یا نشانه‌ای نزد ما بیاید؟
  • كَذٰلِكَ قالَ الَّذينَ مِن قَبلِهِم مِثلَ قَولِهِم
    • همین‌گونه گفتند کسانی که پیش از آنان بودند، همانند گفتارشان
  • تَشابَهَت قُلوبُهُم
    • دل‌هایشان همانند شد/یکسان گشت
  • قَد بَيَّنَّا الآياتِ لِقَومٍ يوقِنونَ
    • به‌راستی ما آیات را برای قومی که یقین می‌آورند روشن ساخته‌ایم

تحلیل صرفی، نحوی، ریشه واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • قالَ: فعل ماضی، ثلاثی مجرد (فعل قالَ)، ریشه: ق-و-ل؛ فاعل بعداً می‌آید (الَّذينَ).
  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر، محل رفع به عنوان فاعل قالَ.
  • لا: حرف نفی.
  • يَعلَمونَ: فعل مضارع مرفوع با نون ثبوت، ریشه: ع-ل-م؛ فاعل ضمیر واو جمع (بازگشت به الَّذينَ). جمله صله موصول.
  • لَولا: حرف تحضيض/امتناع لوجود، در این‌جا معنای «چرا [نیست] که…؟» برای مطالبه و سرزنش.
  • يُكَلِّمُنَا: فعل مضارع مرفوع، باب تفعیل (كَلَّمَ)، ریشه: ك-ل-م؛ فاعل مستتر تقدیره «هو» (خدا)، مفعول اول: نا (ما). معنای «با ما سخن بگوید».
  • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعل مرفوع برای يُكَلِّمُنا.
  • أَو: حرف عطف تخییری.
  • تَأتينا: فعل مضارع مرفوع، ریشه: أ-ت-ي (أتى)، فاعل مستتر تقدیره «هي» برمی‌گردد به «آية» مؤنث؛ مفعول: نا (ما).
  • آيَةٌ: فاعل مرفوع برای تأتي (مؤخر).
  • كَذٰلِكَ: اسم اشاره مبنی (کاف تشبیه + ذا)، در مقام تشبیه «همین‌گونه».
  • قالَ: فعل ماضی؛ فعل جمله جدید.
  • الَّذينَ: اسم موصول، فاعل قالَ دوم.
  • مِن: حرف جر.
  • قَبلِهِم: ظرف زمان مجرور مضاف + ضمیر هم (آن‌ها)؛ «پیش از آنان».
  • مِثلَ: اسم منصوب (تمییز تشبیهی/مفعول مطلق نایب)، به معنای «مانند».
  • قَولِهِم: مضاف‌الیه برای مثل؛ ریشه ق-و-ل؛ «گفتارشان».
  • تَشابَهَت: فعل ماضی، باب تفاعل (تَشابَهَ)، ریشه ش-ب-ه؛ تاء تأنیث برای فاعل مؤنث جمع مجازی (قلوب).
  • قُلوبُهُم: فاعل مرفوع؛ قلوب جمع قلب (ق-ل-ب) + ضمیر هم.
  • قَد: حرف تحقیق/تقریب؛ این‌جا برای تأکید تحقق.
  • بَيَّنَّا: فعل ماضی متکلم مع الغیر، باب تفعیل (بَيَّنَ)، ریشه ب-ي-ن؛ فاعل: نا (ما).
  • الآياتِ: مفعولٌ‌به منصوب (اینجا ظاهرِ مجرور به کسره به‌خاطر جمع مؤنث سالم در حالت نصب با کسره).
  • لِقَومٍ: جار و مجرور متعلق به بَيَّنّا؛ «برای قومی».
  • يوقِنونَ: فعل مضارع مرفوع با نون، ریشه ي-ق-ن (یَقِنَ/أيقن)، فاعل واو جمع؛ جمله صفت برای «قوم».

نوع جملات و ساختار:

  • «وَقالَ الَّذينَ لا يَعلَمونَ …»: جمله خبری نقل قولی، درونش دو طلب/استفهام اِنکاری-مطالبه‌ای با «لولا» و عطف «أو».
  • «كَذٰلِكَ قالَ …»: جمله خبری تشبیهی، بیان تکرار همان مطالبه از سوی پیشینیان.
  • «تَشابَهَت قُلوبُهُم»: جمله خبری دال بر همسانی دل‌ها در انکار و عناد.
  • «قَد بَيَّنَّا الآياتِ …»: جمله خبری تأکیدی از سوی خدا درباره اتمام حجت بر اهل یقین.

معنای کلی (روان به فارسی):

  • نادانان گفتند: چرا خدا با ما سخن نمی‌گوید یا نشانه‌ای برای ما نمی‌آید؟ همین‌طور کسانی که پیش از آنان بودند همان حرف را زدند؛ دل‌هایشان شبیه هم است. ما آیات را برای قومی که یقین دارند به روشنی بیان کرده‌ایم.

نکات معناشناختی و بلاغی:

  • «لَولا يُكَلِّمُنا اللَّهُ …»: در مقام بهانه‌گیری، نه طلب هدایت واقعی؛ «لولا» بار عتاب دارد.
  • «تَشابَهَت قُلوبُهُم»: استعاره از همانندی در گرایش‌ها و لجاجت؛ وحدت الگوی انکار در طول تاریخ.
  • «قَد بَيَّنَّا الآياتِ»: تأکید بر کفایت دلیل؛ مشکل در نبود دلیل نیست، در نبود یقین‌پذیری است.
  • «لِقَومٍ يوقِنونَ»: قید هدایت‌پذیری به صفت «یقین»؛ فهم آیات نصیب اهل طلب و قطع می‌شود، نه بهانه‌جویان.
Nach oben scrollen