002-115-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و مشرق و مغرب در اختيار الله است و شما مسلمانان حقیقی به هر سو برای رو کردن به الله نماز بخوانید آنجا روى الله است و الله وسعت جهانی عجیبی دارد و به همه چیز داناست (چون در دنباله این آیات خانه کعبه برای نمازهای رسمی مسلمین قبله تعیین شده این آیه میرساند که در جائی که مسلمان نداند که قبله کدام طرف است، به هر طرف بایستد نماز بخواند نمازش درست است و در نمازهای غیر رسمی و دعاها نیز مسلمان به هر طرفی میتواند متوجه الله شود و با الله راز و نیاز کند و از او تقاضا نماید) (۱۱۵)
آیه کامل: وَلِلَّهِ المَشرِقُ وَالمَغرِبُ ۚ فَأَينَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجهُ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَليمٌ

  1. تقسیم به جمله‌ها و ترجمهٔ واژه‌به‌واژه
  • جملهٔ 1: وَلِلَّهِ المَشرِقُ وَالمَغرِبُ ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و برایِ خداست مشرق و مغرب. معنای روان: شرق و غرب از آنِ خداست.
  • جملهٔ 2: فَأَينَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجهُ اللَّهِ ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس هر کجا رو کنید، پس آنجا چهرهٔ خداست. معنای روان: بنابراین هر سو رو کنید، همان‌جا روی به سوی خداست/حضور خداست.
  • جملهٔ 3: إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَليمٌ ترجمهٔ تحت‌اللفظی: بی‌گمان خدا گستراننده/دارای وسعت است [و] داناست. معنای روان: یقیناً خدا بسیار فراگیر و داناست.
  1. بررسی صرف، نحو، و ریشه‌ها
  • وَلِلَّهِ
    • و: حرف عطف.
    • لِـ: حرف جر به معنای «برای/از آنِ».
    • اللَّهِ: اسم جلاله، مجرور به لام جر، اعراب: مجرور با کسره.
  • المَشرِقُ
    • ال: حرف تعریف.
    • مَشرِق: اسم مکان/مصدر میمی از ریشهٔ شرق (ش-ر-ق) به معنای «جای برآمدن خورشید/شرق».
    • اعراب: مبتدا مؤخر یا خبر مقدم/مؤخر بسته به تحلیل؛ در ساخت «لله المشرق والمغرب»، ترکیب اِسنادی افادهٔ اختصاص می‌دهد. این کلمه مرفوع با ضمه.
    • ریشه: ش-ر-ق (شرق: برآمدن/شرق).
  • وَالمَغرِبُ
    • و: عطف.
    • المَغرب: اسم مکان/مصدر میمی از ریشهٔ غرب (غ-ر-ب): «جای فروشدن خورشید/غرب».
    • اعراب: معطوف بر «المشرق» و مرفوع با ضمه.
    • ریشه: غ-ر-ب (غرب: دوری/غروب).
  • فَأَينَما
    • فَ: فاء تفریع/سببیت.
    • أینَما: اسم شرط جازم/ظرف مکان شرطی به معنای «هر کجا که».
  • تُوَلّوا
    • فعل مضارع مرفوع/مجزوم؟ چون بعد از «أینما» (شرط جازم) می‌آید، مجزوم است.
    • صیغه: مخاطب جمع (انتم).
    • باب: تفعّل از «وَلّی/تَوَلّى» یا «أوْلى/ولّى»؛ اصل سه‌حرفی: و-ل-ي.
    • معنا: روی می‌گردانید/رو می‌کنید.
    • علامت جزم: حذف نون اگر از افعال خمسه باشد؛ این صورت «تُوَلّوا» در قرائت مشهور با حذف نون (اصل: تُوَلّونَ)، پس مجزوم به حذف نون.
  • فَثَمَّ
    • فَ: فاء جوابِ شرط.
    • ثَمَّ: اسم اشارهٔ ظرفی مکانی به معنای «آنجا». با تشدید میم: ثَمَّ.
  • وَجهُ
    • وجه: اسم، به معنای «چهره/روی». در اینجا استعاره از توجه/حضور/قِبله/ذاتِ مقصودِ الهی (مجاز عقلی/مرسل).
    • اعراب: مبتدا مؤخر یا فاعلِ محذوف؟ در ترکیب «فثم وجهُ الله» معمولاً «وجهُ» مبتدا و «ثَمَّ» خبر مقدّم محسوب می‌شود. «وجهُ» مرفوع با ضمه.
    • ریشه: و-ج-ه (روی/جهت).
  • اللَّهِ
    • مضافٌ‌الیهِ «وجهُ»، مجرور با کسره.
  • إِنَّ
    • حرف توکید و نصب.
  • اللَّهَ
    • اسم إنّ، منصوب با فتحه.
  • واسِعٌ
    • خبر إنّ (اول)، مرفوع با تنوین ضم (ضمه).
    • صفت مشبهه از ریشهٔ و-س-ع (وسعت/گستردگی).
  • عَليمٌ
    • خبر دوم إنّ، مرفوع با تنوین.
    • صیغهٔ مبالغه/صفت مشبهه از ریشهٔ ع-ل-م (دانستن).

نکات نحوی و دلالی:

  • ساخت «لله المشرق والمغرب» افادهٔ اختصاص/ملکیت حقیقی می‌کند: شرق و غرب ملکِ خداست؛ کنایه از شمول کل جهات و سراسر عالم.
  • جملهٔ شرطیه: «أينما» ابزار شرط مکان، «تُوَلّوا» فعل شرط، «فثَمَّ وجهُ الله» جواب شرط با فاء رابطة جواب.
  • «وجهُ الله» در زبان عربی قرآن غالباً مجازی است: مراد جهتِ مقبول نزد خدا/قِبله یا حضور و احاطهٔ الهی، نه معنای جسمانی.
  • «واسعٌ» دلالت بر سَعهٔ رحمت، قدرت و احاطه دارد؛ «عليمٌ» بر علم مطلق نسبت به همه جهات و نیّات.
  1. نوع جمله و بیان معنای کلی
  • جملهٔ 1: اسمیه (وَلِلَّهِ المشرقُ والمغربُ)
    • کارکرد: خبری/بیانی برای بیان تملک و احاطهٔ الهی بر جهات.
    • معنا: همهٔ جهات (شرق و غرب) از آنِ خداست.
  • جملهٔ 2: شرطیه (فَأينما تُوَلّوا فَثَمَّ وجهُ الله)
    • کارکرد: نتیجهٔ منطقی از جملهٔ اول؛ هر جهت محل رجوع به سوی خداست.
    • معنا: به هر سو که رو کنید، خدا همان‌جا حاضر است/جهتِ رو آوردن به او محدود به سمت خاص نیست.
  • جملهٔ 3: اسمیه با «إنّ» برای تأکید (إِنَّ اللهَ واسعٌ عليمٌ)
    • کارکرد: تأکید بر دو صفت الهی که مبنای حکم پیشین است: احاطه و علم.
    • معنا: خدا بس فراگیر و داناست؛ لذا حکم شمول حضور او در هر جهت موجّه است.

جمع‌بندی معنایی به فارسی روان:

  • شرق و غرب از آنِ خداست؛ پس هر جا رو کنید، همان‌جا رو به سوی خداست. بی‌تردید خدا فراگیر و داناست.

ریشه‌ها به‌اختصار:

  • ش-ر-ق: روشن شدن/برآمدن خورشید → مَشرق.
  • غ-ر-ب: پوشیده شدن/دور شدن/غروب → مَغرب.
  • و-ل-ي: نزدیک شدن/پشت سر آمدن/ولایت → تولّی/رو کردن.
  • و-ج-ه: روی/جهت → وجه.
  • و-س-ع: گشادگی/ظرفیت → واسع.
  • ع-ل-م: دانستن → عليم.
Nach oben scrollen