002-114-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و چه کسی ستمکار تر از کسی میباشد که مردم را از سجده گاه های حقیقی الله بازداشته و نگذاشته در آنها فقط نام الله را ببرند و در خراب کردن آنها نیز کوشش کرده؟ اینگونه اشخاص ستمکار باید کارشان به جائی برسد که خود جز از روی ترس وارد اینگونه سجده گاه ها نشوند برای اینان در دنیا رسوائی ای خواهد بود و در آخرت عذاب بزرگی برای ایشان است (از آیه ۱۰4 تا آیه ۱۵۲، این ۵۰ آیه در یک زمان نازل شده و مجموع آنها برای اثبات لزوم تغییر قبله مسلمانان از قبله يهود بسوی خانه کعبه است و این آیات میرسانند که پیغمبر اسلام و مهاجرین وقتی از مکه به مدینه هجرت کردند روی نزدیک بودن دین اسلام به دین یهود قبله ایشان نیز با قبله یهود یکی بود یعنی مسجد قدس و اورشلیم بود و این مسجد غیر از مسجدی است که به غلط مسجد اقصی نامیده شده و کنیسه ای برای نصاری بوده و بوسیله عبد الملک مروان تبدیل به مسجد شده و چند قرن بعد از آن روی سوء نظرهائی آنرا به مسجد اقصی معروف کردند، باری چون قبله و نماز مسلمانان تقریبا مانند یهود بود مسلمین میخواستند علاوه بر یکی دو مسجد اختصاصی خود در مساجد يهود نیز نماز بخوانند و یهودیان را هم تشویق میکردند که در مساجد مسلمانان نماز بخوانند و البته مسلمانان به یهودیان میگفتند که در مسجد های خود نام غیر الله را با صفات الله نخوانند و از ذکرِ بزرگی های غلو آمیزِ بزرگانِ دینِ خود در مسجد دست بکشند، معدودی از یهودیان روشن فکر این تبلیغات را میپذیرفتند ولی بزرگان سوءاستفاده کننده یهود و مریدان آنها با این تبلیغ مخالف بودند و مردم را از رفتن در چنین مسجد هائی که تحت نفوذ مسلمانان بود باز میداشتند و حتی کوشش میکردند که این مسجدها را بوسیله مریدان خود خراب کنند و این خرابی شامل مسجد های اختصاصی خودشان هم بود نه از حیث بنای مسجد بلکه از حیث آلوده کردن مسجدهای خود به موهومات و عقاید شرک آمیز. همانطور که امروزه نیز این دو نوع خرابی مسجد در مسجد های مسلمانان هم دیده میشود. در زمان پیغمبر اسلام هر روزی که میگذشت قدرت مسلمانان حقیقی بیشتر میشد و کم کم کار یهودیان متعصب و سوءاستفاده چیان ایشان به جایی رسید که نزد مسلمانان شناخته شدند و جز از روی ترس نمی توانستند به مسجدهای اصلاح شده ایکه تحت نفوذ یهودیان مسلمان شده و سایر مسلمانان بود وارد شوند و روزبروز یهودیان مسلمان نشده بدنام تر و ذلیل تر میشدند) (114)
آیه: «وَمَن أَظلَمُ مِمَّن مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَن يُذكَرَ فيهَا اسمُهُ وَسَعىٰ في خَرابِها ۚ أُولٰئِكَ ما كانَ لَهُم أَن يَدخُلوها إِلّا خائِفينَ ۚ لَهُم فِي الدُّنيا خِزيٌ وَلَهُم فِي الآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ»

  1. جمله عربی: «وَمَن أَظلَمُ مِمَّن مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَن يُذكَرَ فيهَا اسمُهُ وَسَعىٰ في خَرابِها»
  • ترجمه تحت‌اللفظی فارسی: و کی (چه کسی) ستمگرتر است از آن‌کس که بازداشت مساجدِ خدا را از این‌که نام او در آن یاد شود و کوشید در ویرانیِ آن‌ها.
  • تحلیل نحوی و صرفی واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف.
    • مَن: اسم استفهام برای نفی و انکار، در معنای «کی/چه کسی».
    • أَظلَمُ: اسم تفضیل از ریشه «ظ ل م»، به‌معنای «ستمگرتر». خبر مقدّم برای مبتدأ محذوف تقدیری یا خبر «مَن» استفهامی؛ ساختار استفهام انکاری برای نفی اکمل.
    • مِمَّن: «مِن» حرف جر + «مَن» موصول؛ «از کسی که».
    • مَنَعَ: فعل ماضی ثلاثی مجرد، باب «فَعَلَ»، ریشه «م ن ع»، معنی: بازداشت/مانع شد. فاعل: ضمیر مستتر تقدیره «هو» عائد به «مَن» موصول.
    • مَساجِدَ: مفعولٌ‌بهِ اوّل منصوب، جمع «مَسجِد» بر وزن «مَفاعِل»، ریشه «س ج د».
    • اللَّهِ: مضافٌ‌الیهِ مجرور.
    • أَن: حرف مصدری و ناصب.
    • يُذكَرَ: فعل مضارع مجهول منصوب به «أن»، ریشه «ذ ك ر»، باب افعال؟ نه؛ ثلاثی مجرد مجهول (يُفْعَلُ)، معنی: یاد شود/ذکر گردد.
    • فيها: جار و مجرور + ضمیر «ها» عائد به «مساجد»، متعلق به «يُذكَرَ».
    • اسمُهُ: «اسمُ» فاعل برای «يُذكَرَ» (فاعل در ساخت مجهول، در عربی فاعل ظاهری بعد از مجهول نمی‌آید؛ در اصل مبتدا/نائب فاعل است): نائب‌فاعل مرفوع با ضمیر «ـه» مضافٌ‌الیهِ (ضمیر به «اللّه» برمی‌گردد).
    • وَ: عطف.
    • سَعىٰ: فعل ماضی ثلاثی مجرد، ریشه «س ع ي»، معنی: تلاش کرد/کوشید.
    • في: حرف جر.
    • خَرابِها: اسم مجرور به «في»، «خرابِ» با کسره، ریشه «خ ر ب»، به‌اضافه ضمیر «ها» عائد به «مساجد». ترکیب: جار و مجرور متعلق به «سعى».
  • نوع جمله و معنا:
    • نوع: استفهام انکاری برای بیان نفیِ درجه بالاترِ ظلم؛ جمله خبریِ انکاری.
    • معنا: هیچ‌کس ستمگرتر از کسانی نیست که راهِ یاد کردن نام خدا در مساجد را می‌بندند و در ویرانی آن‌ها می‌کوشند.
  1. جمله عربی: «أُولٰئِكَ ما كانَ لَهُم أَن يَدخُلوها إِلّا خائِفينَ»
  • ترجمه تحت‌اللفظی فارسی: آنان، روا نبود برای‌شان که داخل شوند در آن (مساجد) مگر ترسان.
  • تحلیل نحوی و صرفی واژه‌ها:
    • أُولٰئِكَ: اسم اشاره برای دور، مبتدا.
    • ما: حرف نافیۀ حجازیه یا زائده برای تأکید در «كان»، در این سیاق «ما كانَ» نفی وقوع/شایستگی را می‌رساند.
    • كانَ: فعل ناقص ماضی.
    • لَهُم: جار و مجرور خبر مقدّم «كان»، ضمیر «هم» عائد به «أولئك».
    • أَن: حرف مصدری و ناصب.
    • يَدخُلوها: فعل مضارع منصوب به «أن»، ریشه «د خ ل»، ثلاثی مجرد؛ واو جمع فاعل و «ها» ضمیر مفعولی به «مساجد» برمی‌گردد. مصدر تأویلی «أن يدخلواها» اسم «كان» مؤخر.
    • إِلّا: أداة استثناء؛ در این ساخت بعد از نفی می‌آید.
    • خائِفينَ: حال منصوب از واو فاعل در «يدخلواها»، ریشه «خ و ف» (صفت جمع مذکر سالم).
  • نوع جمله و معنا:
    • نوع: جمله خبری با نفی + استثناء؛ بیان حکم/شایستگی و تهدید.
    • معنا: شایسته و سزاوارشان نیست که به مساجد درآیند مگر با حالت ترس و بیم (ذلّت).
  1. جمله عربی: «لَهُم فِي الدُّنيا خِزيٌ وَلَهُم فِي الآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ»
  • ترجمه تحت‌اللفظی فارسی: برای آنان در دنیا رسوایی است، و برای آنان در آخرت عذابی بزرگ است.
  • تحلیل نحوی و صرفی واژه‌ها:
    • لَهُم: جار و مجرور خبر مقدّم.
    • فِي الدُّنيا: جار و مجرور، متعلق به خبر یا برای تقیید ظرفی.
    • خِزيٌ: مبتدأ مؤخر مرفوع، ریشه «خ ز ي»، معنی رسوایی/خواری.
    • وَ: عطف.
    • لَهُم: جار و مجرور خبر مقدّم.
    • فِي الآخِرَةِ: جار و مجرور.
    • عَذابٌ: مبتدأ مؤخر مرفوع، ریشه «ع ذ ب».
    • عَظيمٌ: صفت برای «عذاب»، ریشه «ع ظ م».
  • نوع جمله و معنا:
    • نوع: خبرِ مؤکد با تقدیم جار و مجرور برای حصر و اهتمام.
    • معنا: بهره آنان در دنیا خواری و رسوایی است، و در آخرت عذابی سختِ بزرگ خواهند داشت.

ریشه‌شناسی و نکات معنایی کلیدی:

  • ظلم (ظ ل م): نهادن چیزی در غیر جای خود؛ در این آیه، منع عبادت و یاد خدا و تخریب کانون‌های عبادت.
  • منع (م ن ع): بازداشتن/مانع شدن.
  • مسجد (س ج د): محل سجود؛ جمع «مساجد» بر وزن «مفاعِل».
  • ذكر (ذ ك ر): یاد کردن/نام بردن؛ «يُذكَر» به صورت مجهول برای عمومیت و هرگونه یادکرد.
  • سعي (س ع ي): کوشش پیگیر؛ هم شامل اقدام نرم (ممانعت قانونی/جسمی) و هم اقدام سخت (تخریب).
  • خراب (خ ر ب): ویرانی/تباهی؛ هم مادی و هم معنوی (تعطیل کارکرد مسجد).
  • خوف (خ و ف): ترس؛ «خائفين» حالِ دخول، اشاره به ذلت و ناامنی معنوی/حقوقی آنان.
  • خزي (خ ز ي): خواری اجتماعی و رسوایی عمومی در دنیا.
  • عذاب (ع ذ ب) عظيم (ع ظ م): کیفر بزرگ اخروی؛ «عظيم» شدت و عظمت کیفر را می‌نمایاند.

ساختار کلی و نوع جمل:

  • جمله اول: استفهام انکاری برای نفی و شدت نکوهش.
  • جمله دوم: نفیِ شایستگی همراه با استثناء و بیان حالت لازم (ترس) در صورت ورود.
  • جمله سوم: دو خبر اسمی مؤکد با تقدیم شبه‌جمله، بیان پیامد دنیوی و اخروی.

نکات نحوی برجسته:

  • «أَظلَمُ» اسم تفضیل در سیاق استفهام انکاری برای افاده نفی افعل تفضیل.
  • «أن يُذكَرَ فيها اسمُه» مصدر مؤول در محل نصب مفعولٌ‌به دوم برای «مَنَعَ».
  • «اسمُه» نائب‌فاعلِ «يُذكَرَ».
  • «أن يَدخُلوها» مصدر مؤول اسم «كان».
  • «إلا خائفين» حال مستثنی‌منه محذوف بعد از نفی؛ تقدیر: «ما كان لهم أن يدخلوها في حال من الأحوال إلا حال كونهم خائفين».

ترجمه روان جمع‌بندی: هیچ‌کس ستمگرتر از کسانی نیست که راه یاد کردن نام خدا را در مسجدهای او ببندند و برای ویرانی‌شان بکوشند. اینان، جز با ترس، سزاوارِ ورود به مساجد نیستند. برایشان در دنیا خواری است و در آخرت عذابی بزرگ.

Nach oben scrollen