- وَاتَّبَعوا ما تَتلُو الشَّياطينُ عَلىٰ مُلكِ سُلَيمانَ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و پیروی کردند از آنچه شیطانها بر دورانِ پادشاهیِ سلیمان میخوانْدَند.
- صرف/نحو واژهها:
- وَ: حرف عطف.
- اتَّبَعوا: فعل ماضی، جمع غایب، باب افتعال، ریشه: ت-ب-ع (اتباع = پیروی کردن).
- ما: اسم موصول/موصوله، «آنچه».
- تَتلُو: فعل مضارع مرفوع، مؤنث مفرد (به اعتبار «الشیاطین» جمع غیرعاقل حکم مفرد مؤنث میگیرد در بعض قرائتها؛ در قرائت مشهور فعل مضارع مفرد مؤنث برای جمع غیرعاقل رواست)، ریشه: ت-ل-و (تلاوت/خواندن).
- الشَّياطينُ: اسم جمع، مرفوع به عنوان فاعل «تتلو»، ریشه: ش-ي-ط-ن.
- عَلىٰ: حرف جر.
- مُلكِ: اسم مجرور (مضاف)، ریشه: م-ل-ك (حکومت/پادشاهی).
- سُلَيمانَ: علم، مضافٌإلیه مجرور لفظاً (در رسمالخط با فتحه تنوینمانند میآید چون ممنوعمنالصرف است)، ریشه سامی خاص.
- نوع جمله: خبری.
- توضیح معنا: بیان میکند گروهی (اهل کتاب/برخی بنیاسرائیل) دنبال افسانهها/سحرهایی رفتند که شیاطین در نسبت با دوران حکومت سلیمان نقل میکردند.
- وَما كَفَرَ سُلَيمانُ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و سلیمان کفر نورزید.
- صرف/نحو:
- وَ: عطف.
- ما: حرف نفی.
- كَفَرَ: فعل ماضی، ریشه: ك-ف-ر.
- سُلَيمانُ: فاعل مرفوع.
- نوع جمله: خبریِ منفی (تبرئه).
- توضیح معنا: نفی نسبت کفر از سلیمان.
- وَلٰكِنَّ الشَّياطينَ كَفَروا
- ترجمهٔ تحتاللفظی: ولی شیطانها کفر ورزیدند.
- صرف/نحو:
- وَلٰكِنَّ: حرف استدراک و تأکید («اما واقع این است که»).
- الشَّياطينَ: اسم منصوب به علت دخول «إنّ» و اخوات، اسم «لكنَّ».
- كَفَروا: خبر «لكنَّ»، فعل ماضی جمع؛ ریشه: ك-ف-ر.
- نوع جمله: خبریِ استدراکی.
- توضیح معنا: تقابل با جملهٔ قبل؛ نسبت کفر به شیاطین داده میشود.
- يُعَلِّمونَ النّاسَ السِّحرَ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: به مردم سِحر میآموزند.
- صرف/نحو:
- يُعَلِّمونَ: مضارع مرفوع جمع مذکر، باب تفعیل (تعلیم)، ریشه: ع-ل-م.
- النّاسَ: مفعولٌبه منصوب؛ ریشه: ن-و-س/أُنس (لفظ سماعی).
- السِّحرَ: مفعولٌبه دوم منصوب؛ ریشه: س-ح-ر.
- نوع جمله: خبری، در مقام بیان عمل شیاطین (حال/عادت ایشان).
- توضیح معنا: کار شیاطین آموزش سحر به مردم است.
- وَما أُنزِلَ عَلَى المَلَكَينِ بِبابِلَ هاروتَ وَماروتَ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و [پیروی کردند از] آنچه نازل شد بر آن دو فرشته در بابل: هاروت و ماروت.
- صرف/نحو:
- وَما: عطف به «ما تتلو»، «ما» موصوله؛ مفعول «اتبعوا» مقدّر در ساخت آیه.
- أُنزِلَ: فعل ماضی مجهول؛ ریشه: ن-ز-ل.
- عَلَى: حرف جر.
- المَلَكَينِ: مثنّیِ «مَلَك»، مجرور به «على»، ریشه: م-ل-ك (ملک/فرشته).
- بِبابِلَ: جار و مجرور؛ «بابل» علم غیرمنصرف، ریشهٔ خاص.
- هاروتَ، ماروتَ: عَلم، بدل یا عطف بیان برای «الملکین»، منصوب به اعتبار بدل/عطفبیان از مجرورِ غیرمنصرف (در رسم قُرآنی با فتحه میآیند).
- نکته قرائت/ترکیب: «ما» میتواند موصوله باشد: «و آنچه بر دو فرشته نازل شد». برخی تفسیریها «ما» را نافیه گرفتهاند، اما در ترکیب مشهور اینجا موصوله است.
- نوع جمله: خبری (ادامهٔ مفعولهای «اتّبعوا»).
- توضیح معنا: اشاره به آموزشی که بر دو فرشته در بابل نازل شد (برای آزمون).
- وَما يُعَلِّمانِ مِن أَحَدٍ حَتّىٰ يَقولا إِنَّما نَحنُ فِتنَةٌ فَلا تَكفُر
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و آن دو به هیچ کسی چیزی نمیآموزَند مگر اینکه [اول] میگویند: ما فقط آزمونیم، پس کافر مشو.
- صرف/نحو:
- وَما: حرف نفی (در این موضع نفیِ عادت).
- يُعَلِّمانِ: مضارع مرفوع، مثنّی (علامت نون حذف اضطراری در وقف؛ در وصل، «يُعَلِّمانِ» با نون تثنیه یاءوقایه/علامت)، باب تفعیل، ریشه: ع-ل-م.
- مِن أَحَدٍ: «مِن» زائده برای استغراق در سیاق نفی، «أحد» مجرور لفظاً، ریشه: أ-ح-د.
- حَتّىٰ: حرف غایت/ابتدائیه.
- يَقولا: مضارع منصوب به «حتى»، مثنّى؛ ریشه: ق-و-ل.
- إِنَّما: ادات حصر («جز این نیست که»).
- نَحنُ: ضمیر منفصل، مبتدا.
- فِتنَةٌ: خبر مرفوع، ریشه: ف-ت-ن (آزمون/ابتلا).
- فَلا تَكفُر: «ف» فصیحه/سببیه، «لا» نهی، «تَكفُر» مضارع مجزوم، ریشه: ك-ف-ر.
- نوع جمله: خبری + قولی (نقلقول مستقیم) با نهی.
- توضیح معنا: هاروت و ماروت پیش از هر تعلیمی هشدار میدهند که این یک آزمون است و نباید مرتکب کفر شوی.
- فَيَتَعَلَّمونَ مِنهُما ما يُفَرِّقونَ بِهِ بَينَ المَرءِ وَزَوجِهِ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: پس میآموزند از آن دو آنچه بدان میانِ مرد و همسرش جدایی میافکنند.
- صرف/نحو:
- فَ: حرف تفریع/نتیجه.
- يَتَعَلَّمونَ: مضارع جمع، باب تفعّل، ریشه: ع-ل-م (یاد گرفتن).
- مِنهُما: جار و مجرور، ضمیر تثنیه (از آن دو).
- ما: موصوله، مفعول «يتعلّمون».
- يُفَرِّقونَ: مضارع جمع، باب تفعیل (تفریق)، ریشه: ف-ر-ق.
- بِهِ: جار و مجرور (وسیله).
- بَينَ: ظرف/حرف، ریشه: ب-ي-ن.
- المَرءِ: مضافٌإلیه مجرور، ریشه: م-ر-ء (مرد/انسان مذکر).
- وَزَوجِهِ: «و» عطف، «زوج» معطوف مجرور + ضمیر مضافإلیه (همسر او)، ریشه: ز-و-ج.
- نوع جمله: خبری با بیان نتیجهٔ رفتار.
- توضیح معنا: نتیجهٔ سوءاستفاده شاگردان از آن دانش: ایجاد جدایی میان زوجین.
- وَما هُم بِضارّينَ بِهِ مِن أَحَدٍ إِلّا بِإِذنِ اللَّهِ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و آنان بهسبب آن [سحر] به هیچکس زیانرسان نیستند مگر به اجازهٔ خدا.
- صرف/نحو:
- وَما: نفی.
- هُم: ضمیر فصل/مبتدا.
- بِضارّينَ: خبر با «باء» زائده برای تأکید، اسم فاعل جمع از «ضرّ»، ریشه: ض-ر-ر.
- بِهِ: جار و مجرور (وسیلهٔ زیان).
- مِن أَحَدٍ: «مِن» زائده در سیاق نفی برای عموم، «أحد» مجرور لفظاً.
- إِلّا: ادات استثناء.
- بِإِذنِ: جار و مجرور، ریشه: أ-ذ-ن (اجازه).
- اللَّهِ: مضافٌإلیه مجرور.
- نوع جمله: خبری همراه با حصر (نفی و استثناء).
- توضیح معنا: کارایی سحر مستقل نیست؛ اثرگذاری فقط در چارچوب اراده/اذن الهی است.
- وَيَتَعَلَّمونَ ما يَضُرُّهُم وَلا يَنفَعُهُم
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و میآموزند چیزی را که زیانشان میدهد و سودشان نمیدهد.
- صرف/نحو:
- وَ: عطف.
- يَتَعَلَّمونَ: مضارع جمع، باب تفعّل، ریشه: ع-ل-م.
- ما: مفعول «يتعلّمون»، موصوله.
- يَضُرُّهُم: مضارع مفرد، ریشه: ض-ر-ر + ضمیر مفعولی «هم».
- وَلا: عطف همراه با نفی.
- يَنفَعُهُم: مضارع مفرد، ریشه: ن-ف-ع + ضمیر مفعولی.
- نوع جمله: خبری، تقبیحی.
- توضیح معنا: تأکید بر بیفایدگی و زیانبار بودن آنچه میآموزند.
- وَلَقَد عَلِموا لَمَنِ اشتَراهُ ما لَهُ فِي الآخِرَةِ مِن خَلاقٍ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و بهراستی دانستند که هرآینه برای کسی که آن را خرید [برگزید] هیچ بهرهای در آخرت نیست.
- صرف/نحو:
- وَلَقَد: «و» عطف + «لَـ» موکّد + «قد» تحقیق.
- عَلِموا: فعل ماضی جمع، ریشه: ع-ل-م.
- لَمَنِ: لام موکِّده/ابتداء + «مَنِ» موصوله (یا موصول اسمی).
- اشتَراهُ: فعل ماضی، باب افتعال از «شَرَى/شراء»؟ اینجا «اشترى» به صورت «اشتراهُ» با ضمیر مفعولی «هُ» (آن [سحر/دانش])؛ ریشه: ش-ر-ي (خریدن/گزیدن).
- ما: اسم موصول یا مصدریه، اینجا مصدریه نافیه/موصوله برای «عدم» بهعنوان اسم «ما»ی نافیه در جملهٔ بعد.
- لَهُ: جار و مجرور، خبر مقدّم.
- فِي الآخِرَةِ: جار و مجرور.
- مِن خَلاقٍ: «مِن» زائده برای نفی جنسِ بهره، «خلاق» = نصیب/بهره، ریشه: خ-ل-ق.
- ترکیب: «لَمَنِ اشتراهُ ما له في الآخرة من خلاق» = جملهٔ مصدریه مفعول «علموا»؛ «لام» برای تأکید و قسم، «ما له…» نفی بهره.
- نوع جمله: خبری تأکیدی.
- توضیح معنا: آگاه بودند که خریدار/گزینندهٔ سحر در آخرت نصیبی ندارد.
- وَلَبِئسَ ما شَرَوا بِهِ أَنفُسَهُم
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و چه بد چیزی است آنچه بهوسیلهٔ آن خودشان را فروختند.
- صرف/نحو:
- وَلَبِئسَ: «و» عطف + «لبئس» فعل ذمّ (برای نکوهش شدید).
- ما: اسم موصول/نکره موصوفه در مقام «تمييز/فاعل لبئس».
- شَرَوا: فعل ماضی جمع، ریشه: ش-ر-ي (در لسان عرب، «شَرَى» هم بهمعنای فروختن و هم خریدن میآید؛ اینجا معنای «فروختنِ خویش به بهایی اندک»).
- بِهِ: جار و مجرور (بهایی/وسیلهٔ معامله).
- أَنفُسَهُم: مفعولٌبه، ریشه: ن-ف-س.
- نوع جمله: انشاییِ ذمّ.
- توضیح معنا: نکوهش معاملهٔ زیانبار آنان که خود را در برابر سحر فروختند.
- لَو كانوا يَعلَمونَ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: کاش میدانستند / اگر میدانستند.
- صرف/نحو:
- لَو: حرف امتناع لامتناع/تمنّی در سیاق، شرط غیرواقع.
- كانوا: فعل ناقص ماضی جمع، ریشه: ك-و-ن.
- يَعلَمونَ: مضارع جمع، ریشه: ع-ل-م.
- نوع جمله: شرطی (حسرت/توبیخی).
- توضیح معنا: افسوس بر نادانیشان؛ اگر آگاهی داشتند چنین نمیکردند.
جمعبندی معنایی فارسی: - برخی از مردم بجای پیروی از وحی، دنبال داستانها و سحرهایی رفتند که شیاطین به دوران سلطنت سلیمان نسبت میدادند. سلیمان از کفر بری است؛ این شیاطین بودند که با آموزش سحر، کفر ورزیدند. دو فرشته در بابل (هاروت و ماروت) دانشی در چارچوب آزمون الهی داشتند و پیش از هر آموزشی هشدار میدادند که این آزمون است و نباید به کفر بیفتید. با این حال، مردم از آنها چیزهایی میآموختند که وسیلهٔ جدایی میان مرد و همسرش میشد. با این همه، هیچ زیانی جز به اذن خدا رخ نمیدهد. آنان دانشی را میآموختند که زیان داشت و سودی نداشت. و میدانستند که کسی که این [سحر] را برمیگزیند در آخرت هیچ بهرهای ندارد. چه بد معاملهای بود که خودشان را با آن کردند؛ ای کاش میدانستند.
نکات نحوی کلی آیه: - «واتّبعوا ما تتلوا… وما أُنزِل…» دو مفعول برای «اتّبعوا» هستند که با «واو» عطف شدهاند.
- جملات «وما كفر سليمان ولكنّ الشياطين كفروا» معترضهٔ تبرئه/استدراک.
- «وما يعلّمان… حتى يقولا…» نفی بههمراه غایت، سپس نقلقول و نهی.
- چند ساخت حصر: «إنّما نحن فتنة»، «وما هم بضارّين… إلا بإذن الله»، «ما له في الآخرة من خلاق».
- افعال در بابهای تفعیل/تفعّل برای دلالت بر تکثیر/اکتساب (يعلّمون/يتعلّمون/يفرّقون).
ریشهها و ابواب پرکاربرد در آیه: - ت-ب-ع (اتّبع، افتعال)
- ت-ل-و (تلا، يفعل)
- ك-ف-ر (كفر)
- ع-ل-م (يعلّم، يتعلّم، تفعيل/تفعّل)
- س-ح-ر (سحر)
- م-ل-ك (مُلك، مَلَك)
- ف-ت-ن (فتنة)
- ف-ر-ق (يفرّقون، تفعيل)
- ض-ر-ر (ضارّين، يضرّهم)
- ن-ف-ع (ينفعهم)
- ش-ر-ي (اشترى/شروا)
- أ-ذ-ن (إذن)
- خ-ل-ق (خلاق = نصیب)
- ب-ي-ن (بين)
- ز-و-ج (زوج)
- م-ر-ء (المرء)
- ك-و-ن (كانوا)
- ق-و-ل (يقولا)
|