آیه: «وَلَمّا جاءَهُم رَسولٌ مِن عِندِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُم نَبَذَ فَريقٌ مِنَ الَّذينَ أوتُوا الكِتابَ كِتابَ اللَّهِ وَراءَ ظُهورِهِم كَأَنَّهُم لا يَعلَمونَ»- ترجمهی تحتاللفظی (زیر هر بخش عربی):
- «وَلَمّا جاءَهُم رَسولٌ مِن عِندِ اللَّهِ»
- و: و
- لَمّا: هنگامی که/وقتی که
- جاءَهم: بهسویشان آمد
- رسولٌ: پیامبری
- من عندِ الله: از نزدِ خدا ترجمه: «و چون پیامبری از نزدِ خدا به سوی آنان آمد»
- «مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُم»
- مُصَدِّقٌ: تصدیقکننده/تأییدکننده
- لِما: برای/نسبت به آنچه
- مَعَهُم: با آنان است ترجمه: «که تصدیقکنندهی آنچه نزد ایشان بود»
- «نَبَذَ فَريقٌ مِنَ الَّذينَ أوتُوا الكِتابَ كِتابَ اللَّهِ»
- نَبَذَ: افکند/وانهاد/کنار گذاشت
- فَريقٌ: گروهی
- مِنَ الَّذينَ أوتُوا الكِتابَ: از کسانی که کتاب (آسمانی) به آنان داده شده بود
- كِتابَ اللَّهِ: کتابِ خدا ترجمه: «گروهی از اهلِ کتاب، کتابِ خدا را کنار افکندند»
- «وَراءَ ظُهورِهِم»
- وراءَ: پشتِ
- ظُهورِهِم: پشتهایشان/پشت سرشان ترجمه: «پشتِ سرشان»
- «كَأَنَّهُم لا يَعلَمونَ»
- كأنَّهُم: گویا آنان
- لا يَعلَمونَ: نمیدانند ترجمه: «چنانکه گویی نمیدانند»
تحلیل صرفی-نحوی، ریشهها و نقش واژگان: - و: حرف عطف.
- لَمّا: حرفِ ظرفِ زمانی/شرطی، دلالت بر «وقتی که».
- جاءَهم: فعل ماضی ثلاثی مجرد (جاءَ) + ضمیر مفعولی «هم». ریشه: جاء (ج ي ء). فاعلِ مؤخر «رسولٌ».
- رسولٌ: اسم مفرد مذکر، نکره، مرفوع (فاعلِ «جاءَ»).
- مِن عِندِ اللَّهِ: جار و مجرور + مضافالیه. «من» حرف جر، «عند» اسم مجرور مضاف، «الله» مضافالیه.
- مُصَدِّقٌ: اسم فاعل باب تفعیل از ریشه «صَدَقَ» (ص د ق). نقش: حال یا صفت برای «رسولٌ».
- لِما: لام جر + «ما» موصوله. جار و مجرور متعلق به «مُصَدِّقٌ».
- مَعَهُم: ظرف مکان/اسم ظرف «معَ» + ضمیر متصل «هم»، خبرِ محذوف برای موصول در تقدیر: «الذي هو معهم».
- نَبَذَ: فعل ماضی ثلاثی مجرد، ریشه «ن ب ذ»، بهمعنای افکندن/وانهادن.
- فَريقٌ: فاعلِ «نَبَذَ»، مفرد در لفظ، معنای جمعی.
- مِنَ الَّذينَ: «من» تبعیضیه + اسم موصول جمع مذکر عاقل.
- أوتُوا: فعل ماضی مجهول (أُوتُوا)، باب إفعال از ریشه «أتى/آتَى» (أ ت ي) بهمعنای «داده شدند/داده شد به آنان». واو جمع، نائب فاعل.
- الكِتابَ: مفعول بهِ «أوتوا» در اصل «أُوتُوا الكتابَ»، اکنون در ترکیب صلهی «الذين».
- كِتابَ اللَّهِ: مفعولبهِ «نَبَذَ»، مضاف و مضافالیه.
- وَراءَ: ظرف مکان، مضاف.
- ظُهورِهِم: «ظهور» جمع «ظهر»، مجرور بهعنوان مضافالیه «وراءَ» + ضمیر جمع «هم».
- كَأَنَّهُم: «كَأَنَّ» حرف مشبّه بالفعل دالّ بر تشبیه و توهّم + ضمیر اسم آن.
- لا يَعلَمونَ: فعل مضارع مرفوع، ریشه «ع ل م». فاعل ضمیر مستتر تقدیره «هم» یا همان ضمیر متصل در «كأنّهم». «لا» نافیة.
ساختار جمله و نوع آن: - جمله، خبری/بیانی است که گزارش میدهد: وقتی پیامبری از جانب خدا آمد که تأییدکنندهی آنچه نزد اهل کتاب بود، گروهی از آنان کتاب خدا را پشت سر انداختند، چنانکه گویی نمیدانند.
- ترکیب کلی: جمله زمانی با «لمّا» + جمله اصلی نتیجه/پاسخ شرط: «نَبَذَ فريق…».
- «مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُم» حال از «رسولٌ».
- «كَأَنَّهُم لا يَعلَمونَ» جمله تعلیلی/بیانی برای کیفیت رفتارشان (کنایه از تغافل یا تجاهل).
ریشهشناسی واژگان مهم: - جاءَ (ج ي ء): آمدن.
- رسول (ر س ل): فرستادن؛ رسول: فرستاده.
- صدّق (ص د ق): راستی/تصدیق؛ مُصَدِّق: تأییدکننده.
- أوتى/آتَى (أ ت ي): دادن/آوردن؛ أُوتُوا: داده شدند.
- كتاب (ك ت ب): نوشتن؛ کتاب: نوشته/کتاب آسمانی.
- نبذ (ن ب ذ): افکندن/انداختن/وانهادن.
- وراء (و ر أ): پسِ پشت.
- ظهر (ظ ه ر): پشت/پدیدار شدن؛ ظُهور: جمع «ظهر» (پشت).
- علم (ع ل م): دانستن.
نکتههای معنایی و دلالی: - «مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُم» میرساند پیامبر جدید با کتابها و نشانههای پیشین همخوان است و آنها را تأیید میکند.
- «نَبَذَ … كتابَ اللهِ وراءَ ظُهورِهِم» تعبیر تصویری برای ترک عمدی و بیاعتنایی آشکار است.
- «كَأَنَّهُم لا يَعلَمونَ» دلالت بر «تجاهل» دارد؛ یعنی در حالی که میدانستند، وانمود کردند که نمیدانند یا با علم، عمل نکردند.
جمعبندی معنای دقیق به فارسی (نزدیکبهلفظ): «و چون پیامبری از نزدِ خدا نزدِ آنان آمد، که تأییدکنندهی آنچه با ایشان بود، گروهی از اهلِ کتاب، کتابِ خدا را پشتِ سرِ خود افکندند، چنانکه گویی نمیدانند.» |