002-100-091-بقرة

« Back to Glossary Index
آیا انسانها هر زمان عهدی بستند گروهی از ایشان آنرا رها میکنند؟ (۱۰۰)
آیه: أَوَكُلَّما عاهَدوا عَهدًا نَبَذَهُ فَريقٌ مِنهُم ۚ بَل أَكثَرُهُم لا يُؤمِنونَ

ترجمه‌ی تحت‌اللفظی (حداکثر ممکن به واژه‌به‌واژه):

  • آیا و هرگاه که پیمان بستند پیمانی، گروهی از ایشان آن را افکند/وانهاد؟ بلکه بیشترشان ایمان نمی‌آورند.

توضیح ریزترِ واژه‌به‌واژه زیر هر قطعه:

  • أَوَ: آیا (همراه با واو عطف که با هم «آیا و …» می‌دهد، نوعی استفهام انکاری/تعجّبی)
  • كُلَّما: هرگاه که
  • عاهَدوا: آنان پیمان بستند
  • عَهدًا: پیمانی
  • نَبَذَهُ: آن را افکند/وانهاد/به دور انداخت
  • فَريقٌ: گروهی
  • مِنهُم: از ایشان/از آنان
  • بَل: بلکه (اضراب انتقالی، ردّ/تصحیح مضمون پیشین)
  • أَكثَرُهُم: بیشترِ ایشان
  • لا يُؤمِنونَ: ایمان نمی‌آورند

ترجمهٔ روان (همچنان نزدیک به متن):

  • آیا هر بار که پیمانی می‌بندند، گروهی از آنان آن را به دور می‌اندازد؟ بلکه بیشترشان ایمان نمی‌آورند.

تحلیل صرفی (ریشه، وزن، نقش نحوی):

  • أَوَ: «أَ» همزة استفهام (حرف استفهام)، «وَ» واو عطف. کارکرد: طرح پرسش انکاری/تعجبی و پیوند با قبل.
  • كُلَّما: «كُلَّ» (اسم بمعنای «هر/همه») + «ما» زمانیه؛ ظرف زمان شرطی غیر جازم، به معنای «هرگاه که».
  • عاهَدوا: فعل ماضی، صیغه 3 جمع مذکر. ریشه: ع-ه-د. باب مفاعلة (عاهَدَ). وزن: فاعَلَ. معنا: پیمان بستن با طرف مقابل. فاعل: واو جمع (ضمیر مستتر/متصل).
  • عَهدًا: «عهد» مصدر/اسم، مفرد، منصوب به‌عنوان مفعولٌ‌به برای «عاهدوا». ریشه: ع-ه-د. معنا: پیمان.
  • نَبَذَهُ: فعل ماضی «نَبَذَ» 3 مفرد مذکر + ضمیر مفعولی «هُ» (آن را). ریشه: ن-ب-ذ. وزن: فَعَلَ. معنا: افکند/واگذاشت/به کناری انداخت. فاعلِ این فعل در ادامه می‌آید (فريقٌ).
  • فَريقٌ: اسم مرفوع نکره به‌عنوان فاعل برای «نَبَذَهُ». معنا: گروهی.
  • مِنهُم: جار و مجرور (مِن + هُم ضمیر جمع). متعلق به «فَريقٌ» برای تبعیض: «گروهی از ایشان».
  • بَل: حرف اضراب/انتقال؛ ابطال یا تصحیح فهم پیشین و انتقال به حکم قوی‌تر.
  • أَكثَرُهُم: «أكثر» اسم تفضیل مضاف + «هم» ضمیر مضافٌ‌إلیه. مرفوع به‌عنوان مبتدا (در جمله بعد).
  • لا يُؤمِنونَ: «لا» نافیۀ غیر عامله + «يؤمنون» مضارع مرفوع، 3 جمع مذکر، ریشه: أ-م-ن، باب إفعال (آمَنَ/يؤمن). خبر مبتدا. معنا: ایمان نمی‌آورند.

نکات نحوی و ساختاری:

  • ترکیب ابتدایی: «أَوَ كُلَّما عاهَدوا عَهداً …؟» جملهٔ استفهامی انکاری با ظرف شرطی «كلما»؛ جوابِ «كلما» در ادامه آمده: «نَبَذَهُ فريقٌ منهم». ساختار: هر وقت پیمان بستند، گروهی از آنان آن را می‌شکند. استفهام در اینجا برای نکوهش و تعجب از تکرار پیمان‌شکنی است، نه پرسشِ واقعی.
  • «نَبَذَهُ فريقٌ منهم»: فعل (نَبَذَ) + مفعول (ـهُ) + فاعل (فريقٌ) + جار و مجرور تبعیضی (منهم).
  • «بَل أكثرهم لا يؤمنون»: اضراب از نکوهش «گروهی» به بیان علت عمیق‌تر: نه فقط گروهی پیمان می‌شکنند، بلکه اکثریت اصلاً ایمان ندارند؛ جمله اسمیه برای ثبات حکم.

ریشه‌ها و میدان‌های معنایی:

  • ع-ه-د: عهد، میثاق، شناختِ ثابت. در باب مفاعلة (عاهد) دلالت بر تعاهد متقابل دارد.
  • ن-ب-ذ: نبذ = انداختن، کنار گذاشتن، رد کردن. در سیاق پیمان: نقض و وانهادن تعهد.
  • أ-م-ن: امن و امان؛ در باب إفعال «آمَنَ» به معنای تصدیق قلبی/ایمان آوردن.

نوع جمله و دلالت معنایی به فارسی:

  • نوع: جملهٔ استفهامی انکاری/تعجبی در بخش اول، به‌دنبال آن جملهٔ اسمیهٔ خبری با «بَل» برای تأکید و اضراب.
  • دلالت: نکوهشِ تکرار نقض پیمان از سوی گروهی از ایشان، و بیان این حقیقت که مشکل ریشه‌ای‌تر است: بیشترشان اصلاً ایمان نمی‌آورند؛ لذا پیمان‌شکنی‌شان عجیب نیست.

نکات ترجمه‌ای:

  • «نَبَذَهُ» را در فارسیِ نزدیک می‌توان «وانهاد/به دور انداخت/نقض کرد» آورد. چون «نبذ» تصویر پرتاب‌کردنِ چیزی بی‌ارج است، «به دور انداخت» تصویر را بهتر می‌رساند.
  • «بَل» در فارسی «بلکه» می‌آید و معنای انتقال از نکوهش بخشی به بیان امری شدیدتر (اکثریت بی‌ایمان‌اند) را می‌رساند.
Nach oben scrollen