002-096-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و آنان را به زندگی از تمام مردم و حتی از مشرکان غیر متکی به پیغمبران حريصتر می یابی هر یک از آنان دوست دارد که کاش هزار سال عمر میکرد و حال آنکه اگر چنان عمری هم میداشت از عذاب شدید آخرت رها نمی شدند و الله بدانچه میکنند بیناست (عجیب است که امروزه نیز یهودیان دنیا از هر گروه دیگری از مردم مال دوست تر و مادی ترند و با اینحال خود را یگانه ملت مورد توجه الله میدانند) (96)
آیه: «وَلَتَجِدَنَّهُم أَحرَصَ النّاسِ عَلىٰ حَياةٍ وَمِنَ الَّذينَ أَشرَكوا ۚ يَوَدُّ أَحَدُهُم لَو يُعَمَّرُ أَلفَ سَنَةٍ وَما هُوَ بِمُزَحزِحِهِ مِنَ العَذابِ أَن يُعَمَّرَ ۗ وَاللَّهُ بَصيرٌ بِما يَعمَلونَ»

ترجمه تحت‌اللفظی (زیر هر جمله)

  1. وَلَتَجِدَنَّهُم أَحرَصَ النّاسِ عَلىٰ حَياةٍ
  • و: و
  • لَـ: به‌راستی/هرآینه (لامِ تأکید قسم)
  • تَجِدَنَّهُم: هرآینه خواهی‌یافت ایشان را
  • أَحرَصَ النّاسِ: حریص‌ترینِ مردم
  • عَلىٰ حَياةٍ: بر زندگی (دلبسته به زندگی)

ترجمه: و قطعاً آنان را حریص‌ترینِ مردم بر زندگی می‌یابی.

  1. وَمِنَ الَّذينَ أَشرَكوا
  • و: و
  • مِنَ: از (برخی از)
  • الَّذينَ أَشرَكوا: کسانی که شرک ورزیدند

ترجمه: و [حتی] از مشرکان [نیز حریص‌تر].

  1. يَوَدُّ أَحَدُهُم لَو يُعَمَّرُ أَلفَ سَنَةٍ
  • يَوَدُّ: دوست می‌دارد/آرزو می‌کند
  • أَحَدُهُم: یکی از آنان
  • لَو: کاش/اگر [آرزومندانه]
  • يُعَمَّرُ: عمر طولانی داده شود
  • أَلفَ سَنَةٍ: هزار سال

ترجمه: یکی از آنان آرزو می‌کند کاش هزار سال عمر داده شود.

  1. وَما هُوَ بِمُزَحزِحِهِ مِنَ العَذابِ أَن يُعَمَّرَ
  • و: و
  • ما: نیست/هرگز نه
  • هُوَ: او/آن (امرِ تعمیر)
  • بِمُزَحزِحِهِ: جداکننده‌ی او/دورکننده‌ی او
  • مِنَ العَذابِ: از عذاب
  • أَن يُعَمَّرَ: اینکه عمر داده شود

ترجمه: و این‌که عمر داده شود، او را از عذاب دورکننده نیست.

  1. وَاللَّهُ بَصيرٌ بِما يَعمَلونَ
  • و: و
  • اللَّهُ: خدا
  • بَصيرٌ: بیناست/آگاهِ بینا
  • بِما يَعمَلونَ: به آنچه می‌کنند

ترجمه: و خداوند به آنچه می‌کنند بیناست.

تحلیل صرفی و نحوی، ریشه‌ها، و نکات

  • وَلَتَجِدَنَّهُم
    • لَـ: لام قسم/تأکید.
    • تَجِدَنَّ: فعل مضارع مخاطب مفرد، مجزوم به «نون ثقیله» برای تأکید. ریشه: و-ج-د (وَجَدَ: یافتن).
    • ـهُم: ضمیر مفعولی جمع (ایشان).
    • نقش: فعل و مفعول.
    • نکته: «نونِ تأکید ثقیله» شدت قطعیت را می‌رساند.
  • أَحرَصَ النّاسِ
    • أَحرَصَ: افعل تفضیل از ریشه ح-ر-ص (حرص: آزمندی/حریص بودن).
    • النّاسِ: مضاف‌الیه مجرور.
    • «على حياة» جار و مجرور متعلق به «أحرص» یا به معنای متعلق به حرص.
    • ساختار: اسم تفضیل + مضاف‌الیه = «حریص‌ترینِ مردم».
  • عَلىٰ حَياةٍ
    • على: حرف جر.
    • حياةٍ: اسم مجرور نکره؛ ریشه: ح-ي-ي (حیاة: زندگی).
  • وَمِنَ الَّذينَ أَشرَكوا
    • مِن: حرف جر تبعیضیه (به معنی «از جمله»/«حتی از»).
    • الَّذينَ: اسم موصول جمع.
    • أَشرَكوا: فعل ماضی جمع؛ ریشه: ش-ر-ك (شرک ورزیدن).
    • نکته: این عبارت عطف بر جمله قبلی است و شدت حرص ایشان را نسبت به مشرکان نیز می‌سنجد؛ یعنی حتی از مشرکان هم حریص‌ترند.
  • يَوَدُّ أَحَدُهُم
    • يَوَدُّ: مضارع مرفوع؛ ریشه: و-د-د (ودّ: دوست داشتن/آرزو کردن).
    • أَحَدُهُم: فاعل مرفوع + ضمیر مضاف‌الیه (یکی‌شان).
  • لَو يُعَمَّرُ أَلفَ سَنَةٍ
    • لَو: در اینجا لَو تمنّی (برای آرزو/کاش) نه شرطیه واقعی.
    • يُعَمَّرُ: مضارع مجهول (باب تفعیل: عَمَّرَ/یُعَمِّرُ؛ در مجهول: يُعَمَّرُ)، ریشه: ع-م-ر (عمر).
    • أَلفَ: عدد منصوب (مفعول‌به یا تمییز عددی).
    • سَنَةٍ: تمییز مجرور لفظاً/منصوب تقدیراً در ترکیب عددی هزار سال. در عرف نحوی: «ألفَ سنةٍ».
  • وَما هُوَ بِمُزَحزِحِهِ مِنَ العَذابِ أَن يُعَمَّرَ
    • ما: حرف نفی.
    • هُوَ: ضمیر شأن/یا ضمیر فصل برای تاکید.
    • بِمُزَحزِحِهِ: باءِ زائده برای تاکید در نفی + اسم فاعل «مُزَحزِح» با ضمیر مضاف‌الیه «هِ» (او). ریشه: ز-ح-ز-ح (زحزح: دور کردن/کنار زدن).
    • مِنَ العَذابِ: جار و مجرور، بیان دور شدن از عذاب.
    • أَن يُعَمَّرَ: مصدر مؤول در محل رفع/نصب (اختلاف در اعراب تفسیری) به عنوان مبتدا/خبر مؤخر یا فاعلِ «مُزَحزِح» در تقدیر معنایی؛ معنا: «اینکه عمر داده شود».
    • نکته: ساختار نفی مؤکد با باءِ زائده بر سر خبر «ليس» مقدّر یا اسم فاعل، شدت نفی اثر طول عمر در دور کردن عذاب را می‌رساند.
  • وَاللَّهُ بَصيرٌ بِما يَعمَلونَ
    • اللَّهُ: مبتدا مرفوع.
    • بَصيرٌ: خبر مرفوع؛ صیغه مبالغه از ریشه ب-ص-ر (دیدن/بینایی).
    • بِما: باء حرف جر + ما موصوله (به آنچه).
    • يَعمَلونَ: مضارع مرفوع جمع؛ ریشه: ع-م-ل (عمل کردن).
    • نکته: ختم آیه با صفت «بصیر» بر احاطه کامل الهی بر اعمال آنان تأکید دارد.

نوع جمله و ساختار کلی

  • «وَلَتَجِدَنَّهُم أحرصَ الناسِ على حياةٍ»: خبری مؤکد (لام قسم + نون تأکید)، بیان حکم کلی درباره حرص.
  • «وَمِنَ الَّذينَ أَشرَكوا»: جمله جار و مجرور عطفی برای تقویت معنا؛ افاده مقایسه (یعنی از مشرکان نیز بیشتر).
  • «يَوَدُّ أَحَدُهُم لَو يُعَمَّرُ أَلفَ سَنَةٍ»: خبری؛ بیان حالت نفسانی (آرزومندی شدید به طول عمر).
  • «وما هو بمزحزحه من العذاب أن يعمر»: خبری نفی مؤکد؛ نفیِ تأثیر طول عمر در دفع عذاب.
  • «والله بصير بما يعملون»: خبری؛ ختم تهدیدی/هشداری با صفت الهی.

جمع‌بندی معنایی به فارسی

  • این آیه خبر می‌دهد که برخی از اهل کتاب آن‌قدر به زندگی دنیا دلبسته‌اند که از همه مردم، حتی از مشرکان، حریص‌ترند. هر یک از آنان آرزو دارد هزار سال عمر کند. اما این طول عمر هیچ‌گاه او را از عذاب دور نمی‌کند اگر مسیر و عمل او نادرست باشد. خداوند کاملاً به کارهایشان بیناست.
Nach oben scrollen