002-093-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و بیاد آورید زمانی را که آن عهد معروف را با شما بستیم و آن کوه را بالای شما بلند کردیم و گفتیم آنچه را به شما دادیم محکم بگیرید و بدانها گوش دهید و امثال شما گفتند شنیدیم و نافرمانی کردیم و روی کفران خود محبت آن گوساله را در دلهای خود گرفتند (این مطالب اشاره به مطالب مفصل باب ۱۹ تا ۳۲ از سفر خروج تورات است که یک انفجار شبه اتمی در کوه سینا پدید آمد و مقداری از کوه بصورت دود و آتش و صدای رعدآسا بالای بنی اسرائیل آمد و در آن صدای زحمت دهنده ای از الله به گوش بنی اسرائیل رسید و ده فرمان برای آنان گفته شد و بوسیله حضرت موسی با الله عهد بستند که مطيع دستورات او باشند ولی اندک زمانی از این تعهد نگذشت که نافرمانی کردند و در چهل روزی که موسی به کوه رفته بود اکثر ایشان گوساله پرست شدند زیرا روح ظلم کننده و متمایل به فساد و موهومات داشتند همانطور که اکثر مسلمانان فعلی نیز از متن قرآن به دورند و محبت موهوماتی مانند گوساله سامری را در دل گرفتند تا بتوانند بنام مذهب ظلمهائی بکنند و معتقد شوند بزرگان مورد تصور ایشان از ایشان وساطت میکنند) بگو اگر شما مؤمن باشید چه بد چیزهائی را ایمان شما به شما دستور میدهد؟ (93)
آیات (بقره: 93)

  1. وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و زمانی‌که پیمانِ شما را گرفتیم.
  • تحلیل صرفی-نحوی و ریشه:
    • وَ: حرف عطف.
    • إِذْ: ظرف زمان گذشته «هنگامی‌که».
    • أَخَذْنَا: فعل ماضی، صیغه ۱ جمع (ما)، ریشه: أ- خ- ذ (أخذ = گرفتن).
    • مِيثَاقَكُمْ: مفعول به منصوب با فتحه، «پیمانِ شما». میثاق: مصدر/اسم از ریشه و-ث-ق (وثق = محکم بودن/وثوق). کُم: ضمیر متصل، مضاف‌الیه.
  • نوع جمله: خبری.
  • معنا: خبر از اخذِ پیمان از بنی‌اسرائیل در گذشته.
  1. وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و فرازِ شما کوهِ طور را برافراشتیم.
  • تحلیل:
    • وَ: عطف.
    • رَفَعْنَا: فعل ماضی، «بلند کردیم»، ریشه: ر-ف-ع (رفع).
    • فَوْقَكُم: ظرف مکان + ضمیر (بالایِ شما). فوق: ظرف/اسم مکان، ریشه ف-و-ق.
    • الطُّورَ: مفعول به منصوب، نام کوه (طور سینا). اصلِ لفظ سامی/عربی «طور» به‌معنای کوه.
  • نوع جمله: خبری.
  • معنا: بیان نشانهٔ الزام‌آور الهی (بلند کردن کوه بر فراز آنان).
  1. خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: بگیرید آنچه شما را دادیم با نیرویی (قاطعانه).
  • تحلیل:
    • خُذُوا: فعل امر، ۲ جمع (شما)، ریشه: أ- خ- ذ (گرفتن).
    • مَا: اسم موصول/موصوله، «آنچه».
    • آتَيْنَاكُمْ: فعل ماضی + ضمایر، «دادیم شما را/به شما دادیم»، ریشه: أ-ت-ي (إيتاء = بخشیدن/دادن). نا: فاعل (ما). کم: مفعول‌له/مفعول‌به غیر مستقیم (به شما).
    • بِقُوَّةٍ: جار و مجرور حال/مفعول فیه، «با نیرو/با عزم». قوة: اسم مصدر از ریشه ق-و-ي (قوّت).
  • نوع جمله: انشائی (امر).
  • معنا: فرمان به چنگ‌زدن/گرفتن تورات با عزم و جدیت.
  1. وَاسْمَعُوا
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و بشنوید.
  • تحلیل:
    • وَ: عطف.
    • اسْمَعُوا: فعل امر، ۲ جمع، ریشه: س-م-ع (شنیدن). در سیاق: شنیدن همراه با اطاعت.
  • نوع جمله: انشائی (امر).
  • معنا: دستور به شنیدن/پذیرفتن.
  1. قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: گفتند: شنیدیم و نافرمانی کردیم.
  • تحلیل:
    • قَالُوا: فعل ماضی، ۳ جمع (آنها گفتند)، ریشه: ق-و-ل.
    • سَمِعْنَا: فعل ماضی، ۱ جمع (ما شنیدیم)، ریشه: س-م-ع.
    • وَ: عطف.
    • عَصَيْنَا: فعل ماضی، ۱ جمع (ما نافرمانی کردیم)، ریشه: ع-ص-ي (عصیان).
  • نوع جمله: خبری (نقل قول).
  • معنا: اقرار به شنیدن همراه با سرپیچی.
  1. وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و نوشانده شد در دل‌هایشان گوساله به‌سبب کفرشان.
    • نکتهٔ بیانی: «أُشْرِبُوا … العِجلَ» مجاز از آمیخته شدن محبت/شیفتگیِ گوساله‌پرستی در قلب‌هاست؛ یعنی دل‌هاشان با عشق به گوساله آغشته شد.
  • تحلیل:
    • وَ: عطف.
    • أُشْرِبُوا: فعل ماضی مجهول، ۳ جمع (ایشان آغشته/نوشانده شدند)، ریشه: ش-ر-ب (نوشاندن/آمیختن).
    • فِي قُلُوبِهِم: جار و مجرور + مضافٌ‌الیه، «در دل‌هایشان». قلوب: جمع قلب (ق-ل-ب).
    • العِجْلَ: مفعول‌به دوم در ساختار تضمینی/تمثیلی (چیزی که به دل‌ها نوشانده شد)، ریشه: ع-ج-ل در اینجا اسم «گوساله»؛ هم‌ریشه با «عَجَل» (شتاب) ولی معنای اسمی مستقل.
    • بِكُفْرِهِمْ: جار و مجرور سببیه، «به‌سبب کفرشان». کفر: ریشه ک-ف-ر (پوشاندن/انکار).
  • نوع جمله: خبری با مجاز.
  • معنا: نفوذ و آمیختگی گوساله‌پرستی در دل‌ها به سبب کفر.
  1. قُلْ بِئْسَمَا يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمَانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: بگو: چه بد چیزی است آنچه ایمانتان شما را بدان فرمان می‌دهد، اگر مؤمنید.
    • نکته تفسیری: مراد از «ایمان» در این‌جا ادعای ایمان آنان یا ایمانِ فاسدِ پنداری ایشان است؛ یعنی ادعایی که به بدکاری فرمان می‌دهد، پس در حقیقت ایمان نیست.
  • تحلیل:
    • قُلْ: فعل امر، ۲ مفرد (بگو)، ریشه: ق-و-ل.
    • بِئْسَ: فعل جامد ذمّ (بد است)، ریشه: ب-ئ-س (بئس = بد).
    • مَا: اسم موصول/تَمْييز یا موصوله، «آنچه/چه چیزی».
    • يَأْمُرُكُمْ: فعل مضارع مرفوع (می‌فرماید/فرمان می‌دهد)، فاعل بعداً با «إيمانُكُم» می‌آید؛ کُم: مفعول‌به اول (شما را). ریشه: أ-م-ر (امر).
    • بِهِ: جار و مجرور، مفعول‌به دومِ مقدّم با حرف جر (به آن).
    • إِيمَانُكُمْ: فاعل مرفوع (ایمانِ شما). ریشه: أ-م-ن (امن/ایمان).
    • إِنْ: حرف شرط.
    • كُنْتُمْ: فعل ناقص (کان) ماضی، ۲ جمع (اگر بودید).
    • مُؤْمِنِينَ: خبر کان منصوب، جمع سالم مذکر، «مؤمن».
  • نوع جمله: انشائی (امر) + خبری (ذمّ) + شرطیه.
  • معنا: سرزنش ادعای ایمان که به نافرمانی می‌کشاند؛ تعلیق بر شرطِ «اگر مؤمنید» برای ابطال ادعای آنان.

جمع‌بندی معنایی آیات به فارسی ساده:

  • خدا از بنی‌اسرائیل پیمان گرفت و برای تأکید، کوه طور را بر فرازشان برافراشت. به آنان فرمان داده شد تورات را با عزم بگیرند و فرمان را بشنوند. آنان گفتند: شنیدیم و نافرمانی کردیم. شوق به گوساله در دل‌هایشان به سبب کفر آمیخته شد. به پیامبر گفته شد بگو: چه بد است آنچه این «ایمانِ» ادعایی‌تان شما را بدان فرمان می‌دهد، اگر راست می‌گویید که مؤمنید.

نکات اضافی زبان‌شناختی:

  • تقابل سَمِعْنَا/عَصَيْنَا: کاربرد سمع در عربی قرآنی غالباً متضمن اطاعت است؛ آوردن «وَعَصَيْنَا» بعد از «سَمِعْنَا» تضاد و نکوهش را تشدید می‌کند.
  • «أُشْرِبُوا … العِجْلَ»: ساختار تفعیلی-تمثیلی که مفهوم «تشرب القلب حبّ الشيء» را می‌رساند؛ یعنی چیزی چنان در دل نفوذ کند که گویا نوشانده شده است.
  • «بِقُوَّةٍ»: قید کیفیت برای نحوۀ التزام؛ در مقابلِ سستی و مسامحه.
  • «بِئْسَما»: ترکیبِ فعل ذمّ با «ما» برای عمومیت و شدت نکوهش.
Nach oben scrollen