| متن عربیِ آیه: وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ ترجمهی تحتاللفظی (زیر هر بخش): - وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ
- و آنگاه که پیمانِ شما را گرفتیم
- لَا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ
- وَلَا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ
- و خودتان را از سرزمینهایتان بیرون نکنید
- ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ
- وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ
- در حالی که خودتان گواهی میدادید
ترجمهی روان نزدیک به لفظ: و چون از شما پیمان گرفتیم که خونهای یکدیگر را نریزید و یکدیگر را از خانهها و دیار خود بیرون نکنید، سپس اقرار کردید و خودتان گواه بودید. بررسی دستور زبان (نقشها، صرف، ریشهها): - وَ: حرف عطف (و).
- إِذْ: حرف ظرف زمان ماضی، «آنگاه که».
- أَخَذْنَا: فعل ماضی، متکلم مع الغیر (ما)، ریشه: أخذ (أ-خ-ذ)، باب ثلاثی مجرد. معنا: گرفتیم.
- مِيثَاقَكُمْ: مفعولٌبه منصوب با فتحه؛ «پیمانِ شما». «میثاق» مصدر/اسم به معنای عهد محکم. ریشه: و-ث-ق (وثق: استوار بودن). «کم» ضمیر متصل مضافالیه.
- لَا تَسْفِكُونَ: «لا» ناهیّه جازمه، «تسفکون» فعل مضارع مجزوم (علامت جزم: حذف نون؟ در اینجا به صورت ثبوت نون آمده چون از افعال خمس است و با لا نهی باید مجزوم و نون حذف شود؛ اما قرائت مشهور «لا تَسْفِكُونَ» خبری/نهی ضمنی در سیاق میثاق است. از نظر اعراب در سیاق میثاق، به صورت مضارع مرفوع هم نقل شده است. ریشه: س-ف-ك (سفک: ریختن [خون]). صیغه: دوم جمع مذکر مخاطب. معنا: نمیریزید/نریزید.
- دِمَاءَكُمْ: مفعولٌبه برای «تسفکون». «دماء» جمع «دم». اعراب: منصوب. «کم» ضمیر مضافالیه. معنا: خونهایتان.
- وَلَا تُخْرِجُونَ: «واو» عطف؛ «لا» (نهی/نفی)؛ «تخرجون» مضارع دوم جمع. ریشه: خ-ر-ج (خرج: بیرون رفتن/کردن). باب: أفعل (أخرجَ یُخرِجُ)، مضارع معلوم مزید. معنا: بیرون نمیکنید/نکنید.
- أَنْفُسَكُمْ: مفعولٌبه منصوب. «أنفس» جمع «نفس». «کم» مضافالیه. نکته: تعبیر «خودتان را بیرون نکنید» از نظر بلاغی کنایه از «یکدیگر را بیرون نکنید» است؛ چون اهل یک جامعه نفس واحدهاند.
- مِنْ دِيَارِكُمْ: «من» حرف جر، «دیار» مجرور جمع «دار»، «کم» مضافالیه. معنا: از سرزمینها/خانههای شما.
- ثُمَّ: حرف عطف برای تراخی (فاصله زمانی/رتبی).
- أَقْرَرْتُمْ: فعل ماضی، دوم جمع مخاطب. ریشه: ق-ر-ر (أقرَّ: اقرار کرد). باب: أفعل. معنا: اقرار کردید، تصدیق نمودید.
- وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ: «واو» حالیّه؛ «أنتم» ضمیر منفصل مبتدا/ضمیر فصل در موقعیت حال؛ «تشهدون» فعل مضارع دوم جمع مخاطب از ریشه ش-ه-د (شهد: گواهی دادن). جملهٔ حالیه: در حالی که گواهی میدادید/خود شاهد بودید.
نوع جمله و ساختار: - جمله خبری-انشایی مرکب: آغاز با ظرف «إذ» و فعل ماضی «أخذنا» (خبری درباره زمان گذشته) که محتوای میثاق به صورت نهی/الزام در دو جملهی مضارع منفی/نهی «لا تسفکون» و «لا تخرجون» آمده، سپس خبر «ثم أقررتم وأنتم تشهدون» بیان اقرار مخاطبان است. «واو حالیّه» حالِ همزمان بودن شهادت با اقرار را میرساند.
نکات معنایی و بلاغی: - «دماءکم» و «أنفسکم»: نسبتِ «خونِ شما» و «خودِ شما» برای تاکید بر یگانگی جمعی بنیاسرائیل؛ ریختن خون یکدیگر به منزلهی ریختن خون خود و بیرون کردن یکدیگر به منزلهٔ بیرون کردن خویش تلقی شده است.
- سیاق میثاق: بیان تعهد دینی-اجتماعی به حفظ جان و مسکن یکدیگر.
- «أقررتم وأنتم تشهدون»: تاکید مضاعف بر آگاهی و قبول مخاطبان؛ اقرار همراه با شهادت خودشان.
جمعبندی معنایی به فارسی: خدا یادآوری میکند که از شما پیمان گرفتیم که خون همدیگر را نریزید و یکدیگر را از خانههایتان آواره نسازید؛ شما هم پذیرفتید و خودتان بر آن گواه بودید. |