002-083-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و ای بازماندگانِ بنی اسرائیل یاد آورید هنگامی را که با بنی اسرائیل عهد بستیم که نباید جز الله از کسی دیگر اطاعت بنده وار کنید (عبادت و عبودیت یعنی اطاعت بنده وار کردن و به مانند نوکر و غلام سخن ارباب را بی چون و چرا پذیرفتن و ضمنا گفتن اینکه من بنده و غلام تو هستم نیز تظاهر به بندگی است و سجده کردن و سر فرود آوردن و دور گشتن نیز که علامت تسلیم و اطاعت کامل است عبودیت ظاهری محسوب میگردد مگر آنکه آن علامت اطاعت بی چون و چرا نباشد و فقط رسمی برای احترام باشد و اگر کسی با قرار دادی دوجانبه خود را در امور دنیا نوکر و غلام کسی معرفی کند غیر از عبودیتی است که در کتابهای آسمانی نهی شده و آنچه نهی شده آنست که دین دارانِ منحرف خود را بدون جیره و مواجب مطیع بی چون و چرای مقاماتِ مذهبی خود معرفی می کنند و حاضر نیستند سخنانِ مستدلِ مُصلحین را بپذیرند. چون عبد و غلام، انسان است و انسان تا حدی اطاعت بی چون و چرا از ارباب خود میکند که برای جانش خطر نداشته باشد، تقلید از عبودیت بدتر است زیرا تقلید به معنای قلاده و افسار به گردنِ خود افکندن و سر افسارِ خود به پیشوای مذهبی دادن است و آنان که میگویند منظور ما از تقلید تعلیم از داناتر از خود میباشد خوب است از این پس خود را شاگرد استادان مذهبی خود بدانند و هر چه را تعلیم می گیرند با دلیل تعلیم بگیرند و خود را بی دلیل تسلیم کسی نکنند که بت پرستی و گناهِ غير قابل بخششی محسوب میگردد) و به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و درماندگان نیکوئی نمائید (این مطالب می رساند که به مفتخوران نباید کمک کرد) و برای مردم سخنان خوب بگوئيد (این به گویندگان مذهبی است که نباید در سخنان خود بد آموزی و عقاید باطل بگویند) و آن نماز صحیح را بر پا دارید و آن زكات مقرره را بدهید (نمازی که معنای آنرا ندانند و فقط ص و ض و ع را توجه داشته باشند مورد رضای الله نیست) از این عهد و پیمان مدتی که گذشت تمام شما جز اندکی به این سخنان پشت کردید و از این نصایح اعراض میکردید (۸۳)
متن آیه (بقره، 83):

  1. «وَإِذ أَخَذنا ميثاقَ بَني إِسرائيلَ»
  • ترجمه تحت‌اللفظی: و هنگامی‌که پیمانِ بنی‌اسرائیل را گرفتیم.
  • تحلیل واژگان و ریشه:
    • وَ: حرف عطف.
    • إِذ: ظرف زمان = «هنگامی که».
    • أَخَذْنا: فعل ماضی، متکلم مع الغیر، ریشه «أخذ» (گرفتن).
    • ميثاقَ: مفعول به منصوب، از «وثق» (استوار کردن، پیمان محکم).
    • بَني: مضاف‌الیه مجرور، جمع «ابن»، به صورت ملحق به جمع مذکر سالم (بنی).
    • إِسرائيلَ: علم (یعقوب)، مضاف‌الیه مجرور لفظاً با فتحه (به سبب ممنوع‌من‌الصرف).
  • نوع جمله و معنا: خبری؛ بیان رخداد تاریخیِ گرفتن پیمان از بنی‌اسرائیل.
  1. «لا تَعبُدونَ إِلَّا اللَّهَ»
  • ترجمه تحت‌اللفظی: [این‌که] جز خدا را عبادت نکنید.
  • تحلیل:
    • لا: «لا»ی نهی یا در مقام نقلِ مضمونِ میثاق (نهی).
    • تَعبُدونَ: فعل مضارع مخاطب جمع (انتم)، ریشه «عبد» (پرستیدن). در سیاق نهی = «عبادت نکنید».
    • إِلَّا: اداة استثناء.
    • اللَّهَ: مستثنی منصوب (معبودِ مستثنی‌منه محذوف؛ معنای حاصل: فقط خدا را عبادت کنید).
  • نوع جمله و معنا: انشائی (نهی/امر غیر مستقیم)، فرمان توحید در عبادت.
  1. «وَبِالوالِدَينِ إِحسانًا»
  • ترجمه تحت‌اللفظی: و به پدر و مادر، نیکی [کنید].
  • تحلیل:
    • وَ: عطف.
    • بِالوالِدَينِ: جار و مجرور (باء تعدیه/الصق)، «والدین» مثنّى از «والد».
    • إِحسانًا: مفعول مطلق/منصوب على الإغراء یا مفعول به لفعل محذوف (أحسِنوا إحسانًا).
  • نوع جمله و معنا: انشائیِ امری (امر مقدر: احسنوا)، دستور به نیکی به والدین.
  1. «وَذِي القُربىٰ»
  • ترجمه تحت‌اللفظی: و [به] صاحب‌نسب‌ها/خویشاوندان.
  • تحلیل:
    • وَ: عطف.
    • ذِي: اسم مجرور به اضافه (ملحق به الأسماء الخمسة در برخی اعراب؛ اینجا مفرد مجرور)، به معنی «صاحبِ».
    • القُربىٰ: مضافٌ‌الیه، از ریشه «قرب».
  • نوع جمله و معنا: ادامه همان حکمِ محذوف (أحسِنوا إلى ذي القربى)، امر به نیکی به خویشاوندان.
  1. «وَاليَتامىٰ»
  • ترجمه تحت‌اللفظی: و یتیمان [را].
  • تحلیل:
    • وَ: عطف.
    • اليَتامىٰ: جمع «یتیم»، اسم مجرور به حرف جر مقدر/تابع در عطف بر «ذِي القُربىٰ» با همان فعل محذوف (أحسِنوا إلى اليتامى).
  • نوع جمله و معنا: امر به نیکی با یتیمان.
  1. «وَالمَساكينِ»
  • ترجمه تحت‌اللفظی: و مسکینان [را].
  • تحلیل:
    • وَ: عطف.
    • المَساكِينِ: جمع «مسکین»، مجرور عطفاً بر ما قبل، با همان تقدیر فعل احسان.
  • نوع جمله و معنا: امر به نیکی با نیازمندان.
  1. «وَقولوا لِلنّاسِ حُسنًا»
  • ترجمه تحت‌اللفظی: و به مردم سخنی نیکو بگویید.
  • تحلیل:
    • وَ: عطف.
    • قولوا: فعل امر، مخاطب جمع (قولوا)، ریشه «قال».
    • لِلنّاسِ: جار و مجرور، مخاطَبِ کلام.
    • حُسنًا: مفعول مطلق نوعی/حال مقدر از قول؛ به معنای «سخنی نیک».
  • نوع جمله و معنا: انشائی (امر)، دستور به گفتار نیکو با عموم مردم.
  1. «وَأَقيمُوا الصَّلاةَ»
  • ترجمه تحت‌اللفظی: و نماز را برپا دارید.
  • تحلیل:
    • وَ: عطف.
    • أَقيمُوا: فعل امر جمع، ریشه «قوم» (اقام یُقیم).
    • الصَّلاةَ: مفعول به منصوب.
  • نوع جمله و معنا: انشائی (امر)، اقامه نماز.
  1. «وَآتُوا الزَّكاةَ»
  • ترجمه تحت‌اللفظی: و زکات را بدهید.
  • تحلیل:
    • وَ: عطف.
    • آتُوا: فعل امر جمع، ریشه «أتى/آتَى» به معنی «دادن/ایتا».
    • الزَّكاةَ: مفعول به منصوب، از ریشه «زكو» (پاکی/رشد).
  • نوع جمله و معنا: انشائی (امر)، پرداخت زکات.
  1. «ثُمَّ تَوَلَّيتُم إِلّا قَليلًا مِنكُم»
  • ترجمه تحت‌اللفظی: سپس روی گرداندید، جز اندکی از شما.
  • تحلیل:
    • ثُمَّ: حرف عطف ترتیب با تراخی.
    • تَوَلَّيتُم: فعل ماضی مخاطب جمع، ریشه «ولی» باب تفعّل (تولّی = پشت کردن/اعراض).
    • إِلّا: اداة استثناء.
    • قَليلًا: مستثنی منصوب (یا مفعول مطلق توصیفی)، به معنای «اندکی».
    • مِنكُم: جار و مجرور، بیان تبعیض/بیان منبت آن اندک.
  • نوع جمله و معنا: خبری، گزارش نافرمانی بعد از اخذ میثاق، با استثناء قلیلی مطیع.
  1. «وَأَنتُم مُعرِضونَ»
  • ترجمه تحت‌اللفظی: و شما [حال آنکه] اعراض‌کننده بودید/هستید.
  • تحلیل:
    • وَ: حالیه (واوِ حال).
    • أَنتُم: ضمیر منفصل، مبتدا.
    • مُعرِضونَ: خبر مرفوع جمع مذکر سالم، اسم فاعل از «أعرض» (باب إفعال، ریشه «عرض» به معنای روگردانی).
  • نوع جمله و معنا: جمله حالیه/خبری، تأکید بر حالت استمرار اعراض.

جمع‌بندی دستوری و معنایی:

  • ساختار کلّی: «وإذ» آغازگر جمله خبریِ اصلی است که مفعول آن محذوف تقدیری «اذكر» است؛ یعنی «و یاد کن هنگامی را که…». سپس مضمون میثاق با چند امر و نهی پی‌درپی آمده است: توحید در عبادت، نیکی به والدین، خویشان، یتیمان و مسکینان، گفتار نیکو با همه مردم، اقامه نماز و ایتای زکات. آنگاه با «ثمّ» خبرِ نافرمانی اکثر آنان و استثنای گروه اندکی بیان می‌شود، و با جمله حالیه «وأنتم معرضون» حالت پایدار اعراض را می‌نمایاند.
  • ریشه‌های کلیدی:
    • أخذ (گرفتن)، وثق/میثاق (پیمان محکم)، عبد (عبادت)، حسن (نیکویی)، قوم/أقام (برپا داشتن)، أتى/آتَى (دادن)، ولي/تولّى (پشت کردن)، عرض/أعرض (اعراض).
  • نوع جملات:
    • خبری: «وإذ أخذنا…»، «ثم تولّيتم…»، «وأنتم معرضون».
    • انشائی (اوامر/نواهی ضمنی): «لا تعبدون إلا الله»، «وبالوالدین إحسانًا»، «وذي القربى واليتامى والمساكين»، «وقولوا للناس حسنًا»، «وأقيموا الصلاة»، «وآتوا الزكاة».
  • معنای کلی به فارسی روان: خدا یادآوری می‌کند که از بنی‌اسرائیل پیمان گرفتیم: فقط خدا را بپرستید، به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و نیازمندان نیکی کنید، با مردم به نیکی سخن بگویید، نماز را برپا دارید و زکات بدهید. سپس بیشتر شما، جز اندکی، روی گرداندید و در حالی بودید که اعراض می‌کردید.
Nach oben scrollen