002-075-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و ای مسلمانان آیا شما طمع دارید که این یهودیان با چنین گذشته ای بنفع شما و به مکتب تربیتی شما ایمان آورند؟ مگر نمی بینید که گروهی از ایشان کلام الله را می شنوند و بعد از اینکه در آن تعقل کردند و دانستند درست است آنرا کم و زیاد میکنند و دگرگون جلوه میدهند (تمام روایات اسرائیلی که در کتابهای روایتی و تفسیر و فقه شیعه و سنی هست نمونه هائیست از کم و زیاد کردن آیات قرآنی بوسیله یهودیان از قدیم الایام. منتهی چون متن قرآن بوسیله مؤمنان حقیقی و خواست الله محفوظ ماند، آنان تفسیرهای قرآن را به وسیله عمال به ظاهر مسلمان خود به کم و زیاده ها و معانی غلط کشاندند بسیار جای تاسف است، کسانی که خود را عالم مسلمان میدانند، حاضر نیستند از این روایت های اسرائیلی دست بکشند و یک کنگره علمی درست نمی کنند که در آن قلم بطلان بر روی اینگونه روایات بکشند) (۷۵)
آیه: أَفَتَطمَعونَ أَن يُؤمِنوا لَكُم وَقَد كانَ فَريقٌ مِنهُم يَسمَعونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفونَهُ مِن بَعدِ ما عَقَلوهُ وَهُم يَعلَمونَ

ترجمهٔ تحت‌اللفظی (سطر به سطر):

  • أَفَتَطمَعونَ آیا پس طمع می‌برید/امید می‌بندید؟
  • أَن يُؤمِنوا لَكُم که ایمان بیاورند برای شما (به شما اعتماد/تصدیق کنند)؟
  • وَقَد كانَ فَريقٌ مِنهُم با آنکه گروهی از ایشان بود (وجود داشتند گروهی از آنان)
  • يَسمَعونَ كَلامَ اللَّهِ می‌شنوند کلامِ خدا را
  • ثُمَّ يُحَرِّفونَهُ سپس آن را دگرگون می‌کنند/تحریف می‌کنند
  • مِن بَعدِ ما عَقَلوهُ پس از آنکه آن را فهمیدند/عقل کردند
  • وَهُم يَعلَمونَ حال‌آنکه خود آگاهند/می‌دانند

ترجمهٔ روان نزدیک به تحت‌اللفظ: پس آیا امید دارید که به شما ایمان بیاورند، در حالی که گروهی از آنان کلام خدا را می‌شنوند، سپس پس از آنکه آن را می‌فهمند، آن را تحریف می‌کنند، و خودشان (به این کار) آگاهند؟


بررسی صرف، نحو و ریشهٔ واژگان:

  • أَفَتَطمَعونَ
    • اَ: همزهٔ استفهام (برای پرسش و انکار/تعجب)
    • فَ: حرف عطف/تفریع (پس)
    • تَطمَعونَ: فعل مضارع مرفوع، مخاطب جمع (أنتم)، ریشه: ط-م-ع (طَمِعَ)، باب: مجرد ثلاثی. معنا: طمع می‌بندید/امید می‌برید.
  • أَن
    • حرف مصدریه/نصب، مصدرساز برای فعل مضارع بعدی.
  • يُؤمِنوا
    • فعل مضارع منصوب به أَن، علامت نصب حذف نون (چون جمع مذکر سالم در افعال پنج‌گانه). فاعل: واو جماعت (هم). ریشه: أ-م-ن. باب: أفعل (آمَنَ یؤمن). معنا: ایمان بیاورند/تصدیق کنند.
  • لَكُم
    • لِ: حرف جر (برای/به سودِ)
    • کُم: ضمیر مخاطب جمع. جار و مجرور متعلق به يُؤمِنوا (به شما/برای شما ایمان بیاورند؛ در معنای به سودِ دعوت شما، یا تصدیق شما را بکنند).
  • وَقَد
    • وَ: حرف عطف (و)
    • قَد: حرف تحقیق/تقریب؛ با کانَ یا ماضی برای تأکید وقوع.
  • كانَ
    • فعل ماضی ناقص (کانَ)، دلالت بر استمرار/بودن.
    • اسم و خبر: اسم کانَ بعداً می‌آید (فريقٌ)، خبر محذوف تقدیراً «کائناً/موجوداً» یا جملهٔ حالیه بعدی.
  • فَريقٌ
    • اسم کانَ، مفرد مذکر، مرفوع با تنوین. معنا: گروهی.
  • مِنهُم
    • مِن: حرف جر (از)
    • هُم: ضمیر متصل (ایشان). جار و مجرور صفت برای «فريقٌ» (گروهی از آنان).
  • يَسمَعونَ
    • فعل مضارع مرفوع، واو جماعت فاعل. ریشه: س-م-ع. معنا: می‌شنوند.
    • از نظر نحوی: جملهٔ فعلیه در مقام خبر برای «كانَ» یا حال/وصف برای «فريقٌ» (تقدیر: کان فريقٌ منهم یسمعون…).
  • كَلامَ
    • مفعولٌ‌به برای يَسمَعونَ، منصوب. ریشه: ك-ل-م، مصدر «کلام».
  • اللَّهِ
    • مضاف‌الیه مجرور برای «كلام». علم جلاله.
  • ثُمَّ
    • حرف عطف دالّ بر ترتیب با تراخی (سپس).
  • يُحَرِّفونَهُ
    • فعل مضارع مرفوع، فاعل: واو جماعت محذوف تقدیراً در صیغه جمع؟ در متن واو نیامده چون ضمیر مفعولی «هُ» آمده؛ فاعل مستتر «هم».
    • ریشه: ح-ر-ف. باب: تفعیل (حَرَّفَ یُحَرِّفُ). معنا: تحریف می‌کنند/می‌گردانند.
    • هُ: ضمیر مفعولی مفرد غایب (آن را؛ مرجع: کلامَ الله).
  • مِن بَعدِ
    • جار و مجرور: «پس از».
  • ما
    • در اینجا «ما» مصدریه (یا موصوله مصدریه)؛ همراه با فعل بعدی مصدر می‌سازد: «پس از فهمیدنش».
  • عَقَلوهُ
    • فعل ماضی، جمع غایب (هم). ریشه: ع-ق-ل. معنا: فهمیدند/درک کردند.
    • هُ: ضمیر مفعولی (آن را؛ مرجع: کلام خدا).
    • از نظر ترکیب: صلهٔ «ما» یا جزء مصدر مؤول «ما عَقَلوه».
  • وَهُم
    • واوِ حالیه (در حالی که)، هُم: ضمیر مبتدا (ایشان).
  • يَعلَمونَ
    • خبر برای «هم»، فعل مضارع مرفوع. ریشه: ع-ل-م. معنا: می‌دانند/آگاهند.
    • جملهٔ اسمیه «وهم یعلمون» در مقام حال؛ یعنی این تحریف را با آگاهی انجام می‌دهند.

نوع جمله و ساختار:

  • کل آیه یک جملهٔ استفهامی انکاری/تعجبی است که با «أفَ» آغاز شده: پرسش برای نکوهشِ امید ساده‌لوحانه به ایمان آوردن آنان.
  • پس از آن، جملهٔ حالیه و توصیفی با «وَقَد كانَ فريقٌ منهم…» می‌آید که دلیل انکار را بیان می‌کند: وجود گروهی که کلام خدا را می‌شنوند و با علم، آن را تحریف می‌کنند.
  • درون جملهٔ وصفی: دو فعل مضارع «يسمعون» و «يحرفونه» با ترتیب «ثم» و قید زمانی «من بعد ما عقلوه» آمده‌اند. پایان با «وهم يعلمون» حالیهٔ موکد بر آگاهی.

معنا و نکتهٔ تفسیری کوتاه به فارسی:

  • خطاب به مؤمنان است: آیا انتظار دارید آنان به شما ایمان بیاورند، با اینکه برخی از ایشان—even پس از شنیدن و فهمیدن کلام خدا—آن را عمداً تغییر می‌دهند؟ این نشان می‌دهد مشکل، نادانی نیست بلکه تحریف آگاهانه است. بنابراین، امید ساده‌دلانه به پذیرش حق از سوی کسانی که عامدانه تحریف می‌کنند، موجه نیست.

نکات نحوی/بلاغی تکمیلی:

  • «قَد كانَ» برای تأکید بر تحقق عادت/پیشینهٔ ثابت آنان در این رفتار آمده است.
  • «ثم» دلالت بر فاصلهٔ زمانی/رتبی: نخست شنیدن، سپس—پس از تعقل—تحریف.
  • «وهم يعلمون» حالیهٔ موکّد: تحریف با علم، نه از سر اشتباه.
  • «لَكُم» می‌تواند دو وجه داشته باشد: برای نفع (برای شما) یا به معنای «به شما/سخن شما را»؛ در سیاقِ دعوت پیامبر و مؤمنان، یعنی تصدیق پیام شما.
Nach oben scrollen