002-073-091-بقرة

« Back to Glossary Index
پس ما بودیم که گفتیم قسمتی از این گاو را به آن مرده بزنید و همانطور که آن مرده با زدن آن تکه گاو زنده شد الله تمام مردگان را میتواند زنده نماید، آرى الله به شما بنی اسرائیل نشانه های خودش را بسیار می نمایاند شاید شما عقل خود را در قبول پیغامهای او بکار اندازید (این مطالب الله در قرآن توضیحی است که آثارش در تورات تحریف شده فعلی در باب ۲۱ از سفر تثنیه است به این طریق: «اگر مقتولی قاتلش معلوم نباشد باید با نفوذان نزدیکترین شهر به محل افتادن مقتول گوساله ای را که هنوز برای شخم زدن رامش نکرده اند بکشند و گردنش را بشکنند و در پیشگاه قاضی دینی در رودخانه مخصوصی دست خود را بر آن گوساله بشویند و بگویند نه دست ما به کشتن این مقتول آلوده شده و نه کشتن آن را که قاتلش کیست خبر داریم از این راه معلوم میشود که آنان و مردم آن شهر قاتل نبوده اند» از مجموع مطالب قرآن و تورات چنین نتیجه میگیریم که داستان زنده شدن مقتول بوسیله زدن تکه ای از آن گاو منشاء و تاریخ و اتکای حکم موجود در تورات بوده که مدتها در خاطره یهودیان بود و باعث شده بود که قاتل ها وسوسه روحی بشوند تا اولا به جایی که قاضی هست و گاو را کشته اند و مردم جمعند حاضر شوند و ببینند چه میشود ثانیا اگر قاتل در میان آنان باشد وسوسه شود که اقرار نماید، ثالثا بانفوذانی که واقعا خبر ندارند تبرئه شوند، رابعا اگر یکی از بانفوذان خبری دارد برای شناختن قاتل اطلاع دهد، خامسا با نفوذانِ شهر به یاد داشته باشند که هر زمان خبری یافتند به قاضی اطلاع دهند، اینکه این موضوع به طرزی که در قرآن است در تورات نیست میرساند که علمای یهودیان روی سلیقه های شخصی خود بسیاری از اینگونه موضوعات را از تورات اصلی زده اند و قرآن که مصحح تورات است آن را توضیح داده و ممکن است این مطالب در روایاتی از یهود نیز کم و بیش باشد که ما خبر نداریم) (۷۳)
  • آیهٔ عربی: فَقُلنَا اضرِبوهُ بِبَعضِها ۚ كَذٰلِكَ يُحيِي اللَّهُ المَوتىٰ وَيُريكُم آياتِهِ لَعَلَّكُم تَعقِلونَ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظیِ فارسی (زیر هر بخش از جمله):
  1. فَقُلنَا
  • پس گفتیم
  1. اضْرِبوهُ بِبَعْضِها
  • او را با بخشی از آن (گاو) بزنید
  1. كَذٰلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتى
  • این‌گونه خدا مردگان را زنده می‌کند
  1. وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ
  • و به شما نشانه‌هایش را می‌نمایاند
  1. لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
  • باشد که شما خرد بورزید/بیندیشید

تحلیل دستوری واژه‌ها و ریشه‌ها:

  • فَ: حرف عطف/تفریع (پس، بنابراین).
  • قُلْنَا: فعل ماضی، جمع متکلم. ریشه: ق-و-ل (قول). باب ساده (ثلاثی مجرد: قالَ-یَقولُ). معنا: گفتیم. فاعل: نا (ما).
  • اضْرِبوهُ:
    • اِضْرِبوا: فعل امر، جمع مخاطب (شما بزنید). ریشه: ض-ر-ب (ضرب). باب ثلاثی مجرد (ضَرَبَ-یَضرِبُ).
    • هُ: ضمیر متصل مفعولی (او را). کل: او را بزنید.
  • بِبَعْضِها:
    • بِ: حرف جر (با/به‌وسیلهٔ).
    • بَعْضِ: اسم مجرور به‌سبب باء، به معنی «بخشی/پاره‌ای».
    • ها: ضمیر متصل مؤنث مفرد، عائد به بقره (گاو) در سیاق آیات. کل: با بخشی از آن (گاو).
  • كَذٰلِكَ:
    • كَ: حرف تشبیه (چنان/این‌گونه).
    • ذٰلِكَ: اسم اشاره مفرد مذکر دور (آن/این‌چنین). در این‌جا در ترکیب «کذلک» به معنی «این‌گونه».
  • يُحْيِي:
    • فعل مضارع مرفوع، غایب مفرد مذکر. ریشه: ح-ی-ی (حیاة/حی). باب إفعال (أحیا-یحیی)، به معنی «زنده می‌کند».
  • اللَّهُ:
    • اسم جلاله، فاعل مرفوع (علامت رفع: ضمهٔ مقدر/ظاهر).
  • المَوْتى:
    • جمع «مَیِّت/مَیت» یا اسم جمع، منصوب/مفعولٌ‌به برای یحیی. ریشه: م-و-ت (موت).
  • وَ:
    • حرف عطف (و).
  • يُرِيكُمْ:
    • فعل مضارع مرفوع. ریشه: ر-أ-ی (رؤیت). باب إفعال: أرى-یُري (به دیدن واداشتن/نشان دادن). صیغه: غایب مفرد مذکر (او نشان می‌دهد). کُم: ضمیر مفعولی جمع مخاطب (به شما). معنا: به شما می‌نمایاند/نشان می‌دهد.
  • آيَاتِهِ:
    • آياتِ: جمع «آية» (نشانه)، مجرور به‌سبب اضافه به ضمیر. نقش: مفعولٌ‌به دوم برای «یُریکم» در معنای «چیزی را به کسی نشان دادن». هِ: ضمیر مضاف‌الیه (او/خدا).
  • لَعَلَّكُمْ:
    • لَعَلَّ: حرف ترجّی/تعلیل خفیف (امید است/باشد که). كُمْ: ضمیر اسم لعلّ (شما).
  • تَعْقِلُونَ:
    • فعل مضارع مرفوع، جمع مخاطب. ریشه: ع-ق-ل. باب ثلاثی مجرد (عَقَلَ-یَعقِلُ)، معنا: خرد می‌ورزید/می‌اندیشید/می‌فهمید. خبر لعلّ: جملهٔ فعلیه «تعقلون».

ساختار جمله و نوع آن:

  • این آیه از چند پاره‌جملهٔ پی‌درپی تشکیل شده است:
    1. «فقلنا اضربوه ببعضها»: جملهٔ خبری روایی (گذشته) با نقل فرمان الهی؛ درون آن «اضربوه» جملهٔ امری (انشایی) است.
    2. «كذلك يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتى»: جملهٔ خبری حالیه/توصیفی که نتیجه و شیوهٔ قدرت الهی را بیان می‌کند.
    3. «ويُريكُم آياتِهِ»: جملهٔ خبری ادامهٔ بیان نتیجه.
    4. «لعلّكم تعقلون»: جملهٔ تعلیلی-ترجّی برای بیان غایت (امید به تعقل شما).
  • پیوند معنایی: «فَ» سبب/ترتیب رخداد پس از گفت‌وگو در واقعهٔ گاو بنی‌اسرائیل؛ «کذلک» نتیجه‌گیری تمثیلی از معجزهٔ احیای مقتول با ضربه‌ای از پارهٔ گاو.

توضیح معنا و بستر:

  • زمینه: در ماجرای بنی‌اسرائیل و گاو، فردی کشته شد و اختلاف افتاد. خدا به آنان فرمان داد گاوی را ذبح کنند و بخشی از آن را بر بدن مقتول بزنند تا به قدرت الهی زنده شود و قاتل را معرفی کند. این رخداد نشانه‌ای از قدرت خدا بر احیای مردگان است.
  • معنای کلی آیه به فارسی روان:
    • پس گفتیم: او را با بخشی از آن گاو بزنید؛ این‌چنین خدا مردگان را زنده می‌کند و نشانه‌های خود را به شما می‌نمایاند، باشد که بیندیشید.

نکات نحوی و بلاغی:

  • تبدیل امر «اضربوه» به وقوع معجزه: امر انشایی که مقدمهٔ اظهار قدرت الهی است.
  • «كَذٰلِكَ» اشاره به شیوهٔ نمایش قدرت: همان‌گونه که این کشته زنده شد، زنده‌کردن مردگان بر خدا ممکن و واقع است.
  • «يُريكُم آياتِهِ»: تعدیهٔ «رأى» به دو مفعول در باب إفعال؛ مفعول اوّل «کم»، مفعول دوم «آیاته».
  • «لعلّكم تعقلون»: غایت تربیتی-معرفتیِ ارائهٔ آیات: برانگیختن خرد و فهم.

ریشه‌ها و باب‌های صرفی (خلاصه):

  • قول: ق-و-ل، ثلاثی مجرد (قالَ-یَقولُ).
  • ضرب: ض-ر-ب، ثلاثی مجرد (ضَرَبَ-یَضرِبُ).
  • بعض: ب-ع-ض (اسم، نه فعل).
  • أحیا: ح-ی-ی، باب إفعال (أحیا-یُحیی).
  • موت: م-و-ت (اسم/مصدر).
  • أرى/یُري: ر-أ-ی، باب إفعال.
  • آیه/آیات: أ-ي-ي به اعتبار ریشهٔ همزه-یاء؛ آیه به معنی نشانه.
  • عقل: ع-ق-ل، ثلاثی مجرد (عَقَلَ-یَعقِلُ).
Nach oben scrollen