002-072-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و آن حادثه زمانی بود که کسی را کشتید و در پنهان به گردن یکدیگر افکنديد و الله میخواست آنچه را کتمان میکردید ظاهر سازد (۷۲)
آیه: وَإِذ قَتَلتُم نَفسًا فَادّارَأتُم فيها ۖ وَاللَّهُ مُخرِجٌ ما كُنتُم تَكتُمونَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی (زیر هر بخش):
  1. وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا
  • و: و
  • إذ: هنگامی که
  • قَتَلْتُمْ: شما کشتید
  • نَفْسًا: جانی/انسانی ترجمهٔ پیوسته: و هنگامی که شما جانی را کشتید
  1. فَادّارَأْتُمْ فِيهَا
  • فَ: پس/آنگاه
  • ادّارَأْتُمْ: با هم ستیز و مجادله کردید (یکدیگر را متهم کردید)
  • فِيهَا: دربارهٔ آن (قضیه) ترجمهٔ پیوسته: پس در آن (ماجرا) با هم ستیز کردید/به هم نسبت دادید
  1. وَاللَّهُ مُخْرِجٌ مَا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ
  • وَاللَّهُ: و خدا
  • مُخْرِجٌ: بیرون‌آورنده/آشکارکننده
  • مَا: آنچه را که
  • كُنْتُمْ: شما بودید (فعل ناقصه برای استمرار در گذشته)
  • تَكْتُمُونَ: پنهان می‌کردید ترجمهٔ پیوسته: و خدا آشکارکنندهٔ آن چیزی است که پنهان می‌کردید

ترجمهٔ روانِ نزدیک به لفظ: و هنگامی که انسانی را کشتید، پس در بارهٔ آن با هم مجادله کردید، و خدا آشکارکنندهٔ آن چیزی است که شما پنهان می‌کردید.

  • نوع جمله و ساختار: این آیه مرکب است و از سه بخش هم‌پیوسته تشکیل شده:
  1. جملهٔ ظرفیه با «إِذ» (وقتی که شما کشتید…)؛ «إذ» ظرف زمان برای ماضی است.
  2. جملهٔ معطوفه با «فـ» تفریع: نتیجهٔ واقعهٔ قتل، وقوع اختلاف و مجادله میان آنان.
  3. جملهٔ اسمیه «وَاللَّهُ مُخْرِجٌ …»: خبریه، بیان حکم کلیِ الهی دربارهٔ افشای امر پنهان.
  • بررسی نحوی و صرفی واژه‌ها:
  1. وَ: حرف عطف.
  2. إِذْ: ظرف زمان (مبنی)، متعلق به فعل بعدی، دلالت بر گذشتهٔ معین.
  3. قَتَلْتُمْ: فعل ماضی، ثلاثی مجرد (وزن فَعَلَ)، صیغهٔ دوم جمع مخاطب. ریشه: ق-ت-ل (قتل، کشتن). فاعل: واو/تاء مستتر؟ در «قَتَلْتُمْ»، ضمیر «تم» فاعل است.
  4. نَفْسًا: مفعولٌ‌به منصوب با تنوین فتح. «نفس» مفرد مؤنث لفظی، به معنای جان/شخص. ریشه: ن-ف-س (اصل معنایی: جان/خود).
  5. فَ: حرف عطف/تفریع (بیان ترتّب و تعقیب).
  6. ادّارَأْتُمْ: فعل ماضی مزید، اصل آن «تَدَارَأْتُمْ» از باب تفاعُل (تَدَارَأَ) از ریشهٔ د-ر-أ (دَرْء: دفع کردن، دور کردن). به سبب ادغام تاء در دال، به صورت «ادّارَأْتُمْ» آمده است. معنای باب: مشارکت/مفاعله؛ یعنی یکدیگر را دفع/متهم کردید، دعوا و مجادله کردید. صیغه: دوم جمع مخاطب. فاعل: ضمیر «تم».
  7. فِيهَا: جار و مجرور (فی + ها)، «ها» ضمیر مؤنث غائب، راجع به «نَفْس» یا به قضیهٔ قتل (حادثه).
  8. وَاللَّهُ: واو استیناف/عطف، «اللَّهُ» مبتدا مرفوع.
  9. مُخْرِجٌ: خبر مرفوع برای «اللَّهُ»، اسم فاعل از باب إفعال: «أخرجَ يُخْرِجُ إخراجًا». وزن: مُفعِل. ریشه: خ-ر-ج (خروج/بیرون آوردن).
  10. مَا: اسم موصول عام (آنچه که)، در محل نصب مفعول برای «مُخْرِجٌ» به تقدیر «مُخْرِجٌ ما» یا مفعول «يُخْرِجُ» مقدر. از نظر اعراب، «ما» مفعولٌ‌به برای معنای اخراج است.
  11. كُنْتُمْ: فعل ناقص ماضی (کان) + ضمیر جمع مخاطب، اسم «کان» ضمیر «تم» است؛ خبر آن جملهٔ فعلیهٔ «تَكْتُمُونَ» به صورت خبر کان ناقصه (مصدر مؤول یا جمله در محل نصب خبر کان).
  12. تَكْتُمُونَ: فعل مضارع مرفوع، ریشه: ك-ت-م (کتمان: پنهان کردن)، باب فَعَلَ-یَفْعُلُ/یَفْعَلُ؛ صیغهٔ دوم جمع مخاطب. فاعل: واو جمع. استمرار در گذشته با «كان» نشان داده شده: «همواره/داشتید پنهان می‌کردید».
  • ریشه‌ها و معانی پایه:
  • ق-ت-ل: بریدن حیات، کشتن. مشتقات: قتل، قتیل، اقتتال.
  • ن-ف-س: جان، خود، شخص. مشتقات: أنفس، نفوس، نفس.
  • د-ر-أ: دفع کردن، دور ساختن، ردّ کردن. در «تدارأ» حالت مشارکتیِ دفع و اتهام متقابل و منازعه را می‌رساند.
  • خ-ر-ج: بیرون رفتن/آوردن. «أخرج» باب إفعال: بیرون آوردن/آشکار کردن.
  • ك-ت-م: پنهان کردن، نهفتن. «كِتْمان» مصدر.
  • نکات معنایی و بلاغی:
  • «إذ» زمان رخداد را یادآور می‌شود و مخاطبان را به صحنهٔ مشخصی برمی‌گرداند.
  • «فَادّارَأْتُمْ» با ادغام، آهنگ شدت و سرعت نزاع را القا می‌کند؛ باب تفاعل نشان‌دهندهٔ اتهام و دفع متقابل است.
  • جملهٔ اسمیه «وَاللَّهُ مُخْرِجٌ …» ثبات و قطعیت را می‌رساند: آشکارسازیِ الهی حتمی است.
  • ترکیب «ما كنتم تكتمون» استمرار و عادت در کتمان را نشان می‌دهد؛ نه یک پنهان‌کاریِ لحظه‌ای.
  • از نظر کارکرد در سیاق سوره بقره (داستان گاو بنی‌اسرائیل)، این بخش زمینهٔ افشای قاتل به دستور الهی است.
  • تعیین نوع جمله و معنا به فارسی:
  • نوع: خبری، گزارشی؛ جملهٔ مرکب (ظرفیه + فعلیه معطوفه + اسمیه خبریه).
  • معنا: گزارش یک واقعهٔ گذشته و بیان اصل کلی که خدا آنچه را پنهان می‌شود آشکار می‌کند.
  • ترجمهٔ نهاییِ دقیق: و چون انسانی را کشتید، پس دربارهٔ آن با هم به ستیز و اتهام متقابل پرداختید، و خدا آشکارکنندهٔ آن چیزی است که پنهان می‌کردید.
Nach oben scrollen