002-065-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و ای بنی اسرائیل شما از نفراتی از خودتان که از دستورات راجع به شنبه تجاوز کردند خوب خبر دارید ما بواسطه آن تجاوزشان درباره ایشان گفتيم بوزینه گانی شوید رانده شده (6۵)
متن آیه (عربی): ولقد علمتم الذين اعتدوا منكم في السبت فقلنا لهم كونوا قردة خاسئين

ترجمهٔ تحت‌اللفظی (حداکثر نزدیک به واژه‌به‌واژه): و به‌راستی دانستید آن کسانی را که تجاوز کردند از میانِ شما در (روزِ) شنبه، پس گفتیم به آنان: «باشید میمون‌هایی خوار و رانده.»

ترجمهٔ روانِ نزدیک به متن: و بی‌گمان شما از کسانی که از میان شما دربارهٔ شنبه تجاوز کردند، آگاهید؛ پس به آنان گفتیم: «به‌صورتِ بوزینگانِ خوار (و مطرود) درآیید.»

تحلیل واژگانی، صرف، نحو و ریشه‌شناسی:

  • ولقد
    • «و»: حرف عطف (و).
    • «لَـ»: لامِ تأکید.
    • «قد»: حرف تحقیق/تحقیقی که بر وقوع و تحقق در گذشته دلالت دارد.
    • کارکرد: تأکید بر تحقق علم در گذشته.
  • علمتم
    • ریشه: ع ل م.
    • باب/نوع: فعل ماضی، ثلاثی مجرد (فَعَلَ).
    • صیغه: ماضی، مخاطب جمع (أنتم)، «عَلِمْتُم».
    • معنا: دانستید/آگاه شدید.
  • الذين
    • نوع: اسم موصول، جمع مذكر عاقل.
    • نقش: مفعول‌به «علمتم» (با صله‌اش)، یعنی «کسانی که…».
  • اعتدوا
    • ریشه: ع د و (عدوان/تعدی).
    • باب: افتعل (اعتدى – يعتدي).
    • صیغه: فعل ماضی، جمع غائب (هم).
    • معنا: تجاوز کردند/تعدی نمودند.
    • نقش: صلهٔ «الذين».
  • منكم
    • «من»: حرف جر (از).
    • «كم»: ضمیر مخاطب جمع (شما).
    • معنا: از میان شما/از شما.
    • تعلق: جار و مجرور متعلق به «اعتدوا» (تجاوز از شما/از میان شما).
  • في السبت
    • «في»: حرف جر (در).
    • «السبت»: اسم مجرور، معرفه با «ال»، به‌معنای روز شنبه (و نیز نام شریعتی برای بنی‌اسرائیل).
    • نقش: جار و مجرور، قید زمانِ وقوعِ «اعتدوا».
  • فقلنا
    • «فَ»: فاء تفریع/سببیت (نتیجهٔ اعتداء).
    • «قلنا»: فعل ماضی + فاعل «نا» (ما گفتیم). ریشه: ق و ل.
    • معنا: پس گفتیم.
  • لهم
    • «لِ»: حرف جر (به/برای).
    • «هم»: ضمیر غائب جمع (ایشان).
    • نقش: جار و مجرور، متعلق به «قلنا» (به آنان گفتیم).
  • كونوا
    • ریشه: ك و ن (كان – يكون).
    • صیغه: فعل امر، مخاطب جمع (أنتم)، از ناقصهٔ «كان».
    • معنا: باشید/بشوید.
    • نقش: فعل امرِ مقولِ قول.
  • قردة
    • مفرد: قِرد (میمون/بوزینه).
    • صیغه: جمع تَکثیر (جمع اسم جنس).
    • اعراب: خبرِ «كونوا» منصوب (اسم ناقصه محذوف تقدیراً؟ در امرِ «كونوا» معمولاً خبر منصوب می‌آید).
    • معنا: میمون‌ها/بوزینگان.
  • خاسئين
    • ریشه: خ س أ (خَسَأَ – یَخْسَأُ: خوار و رانده شدن/دور کردن).
    • صیغه: جمع اسم فاعل «خاسئ»، جمع مذكر سالم منصوب (به‌عنوان حال یا صفت ثانی برای «قردة»).
    • نقش: حال مؤکد یا صفت توضیحی برای «قردة»؛ دلالت بر ذلت و طردشدگی.
    • معنا: خوار و رانده‌شده/مطرود.

ساختار نحوی جمله:

  • «ولقد علمتم الذين اعتدوا منكم في السبت»: جمله خبری مؤکد (با «وَلَقَد»)، فعل و فاعل «علمتم»، مفعول آن «الذين» با صلهٔ «اعتدوا …».
  • «فقلنا لهم كونوا قردة خاسئين»: جمله خبری (ماضی) با فاء تفریع؛ «قلنا» فعل و فاعل، «لهم» جار و مجرور؛ مقولِ قول: جملهٔ امری «كونوا قردة خاسئين».

نوع جمله و کارکرد بلاغی:

  • نوع: خبر انشایی-اخباری مرکب؛ بخش اول خبریِ تأکیدی، بخش دوم گزارشی از امر الهی (انشایی) در قالب نقل قول.
  • کارکرد: توبیخ و یادآوری واقعهٔ تاریخی برای عبرت‌دادن مخاطبان (بنی‌اسرائیل و به تبع، مخاطبان قرآن)، با تأکید بر علمِ پیشینیِ آنان به این حادثه.

نکات معنایی و تفسیری کوتاه:

  • «اعتدوا في السبت»: تعدی به حکم تحریم صید در روز شنبه (سرپیچی از شریعت). اشاره به ماجرای اصحاب سبت.
  • «كونوا قردة خاسئين»: امر تکوینی به مسخ؛ بسیاری از مفسران آن را مسخ جسمانی دانسته‌اند که به صورت بوزینه در آمدند و خوار شدند. «خاسئين» بُعد ذلت و طرد را می‌افزاید، یعنی نه‌فقط تغییر صورت، بلکه محرومیت و خفت اجتماعی/الهی.
  • ترتیب: علمِ مخاطبان → ارتکابِ اعتداء از برخی از میان آنان → نتیجهٔ الهی (عقوبت).

جمع‌بندی معنای آیه به فارسی: شما به‌خوبی می‌دانید که گروهی از میان شما در حکمِ شنبه سرکشی کردند؛ پس ما به آنان گفتیم: «به بوزینگانِ خوار و رانده تبدیل شوید.» این آیه یادآوریِ یک کیفر الهی به سبب تعدی از فرمان خداست و حاوی هشدار و عبرت.

Nach oben scrollen