002-064-091-بقرة

« Back to Glossary Index
مدتی که از این تعهد شما گذشت شما به تعهد خود پشت کردید و اگر فضل الله و رحمت او بر شما نبود شما از زیان دیدگانی میشدید که راه بازگشت ندارند (فضل الله و رحمت او بر بنی اسرائیل باعث شد که بنی اسرائیل اندکی توبیخ میشدند و الله روی هدفی که برای آینده ایشان داشت کاری میکرد که توبه کنند و برگردند و دوباره فضل الله شامل ایشان میشد و باید دانست که متن تورات فعلی در داستانهای فوق و در مورد اغلب موضوعات دینی کم و زیاد شده هائی میباشد از تورات اصلی که متن قرآن آنرا تصحیح میکند و بنابر این کسی یهودی خوب و حقیقی است که از روی قرآن تورات را تصحیح کند و بر طبق راهنمائی های تورات حقیقی که از لحاظ راهنمائی عین قرآن است زندگی دینی خود را بگذراند) (64)
متنِ آیه (عربی): ثُمَّ تَوَلَّيتُم مِن بَعدِ ذٰلِكَ ۖ فَلَولا فَضلُ اللَّهِ عَلَيكُم وَرَحمَتُهُ لَكُنتُم مِنَ الخاسِرينَ

ترجمهٔ تحت‌اللفظی (حداکثر وفادار به ساختار): سپس روی‌گردان شدید پس از آن؛ و اگر نبود فضلِ خدا بر شما و رحمتِ او، حتماً از زیانکاران می‌بودید.

تحلیل واژه‌به‌واژه و ریشه‌شناسی:

  • ثُمَّ: سپس، آنگاه. حرف عطفِ تراخی (فاصلهٔ زمانی/رتبی).
  • تَوَلَّيتُم: شما روی‌گردان شدید/برگشتید. فعل ماضی، صیغهٔ جمعِ مخاطب (أنتم).
    • باب: تفعّل (تَفَعَّلَ).
    • ریشه: و-ل-ي (ولی).
    • معنای صرفی: «تَوَلَّى» = پشت کردن، روی گرداندن، به ولایت/دوستی گرفتن نیز می‌آید اما اینجا «اعراض/روگردانی».
  • مِن: از. حرف جر.
  • بَعدِ: بعدِ، پس از. اسم (مصدر ظرف زمان) مضاف.
    • ریشه: ب-ع-د (بعد، دوری/پس).
  • ذٰلِكَ: آن. اسم اشارهٔ مفرد مذکر دور، مضافٌ‌الیهِ «بعد».
  • فَـ: پس/آنگاه. حرف عطف/استئناف با دلالت بر تفریع.
  • لَولا: اگر نبود/اگر نه. حرف امتناعِ لوجود (امتناعِ جواب به سبب وجودِ شرطِ مقدّر یا عدمِ آن). در این ساخت، «لولا» شرطِ محذوف‌الجواب را می‌آورد و با لامِ ابتداء در جواب می‌آید.
  • فَضلُ: فضل، بخشش، افزونیِ لطف. اسم مرفوع (مبتدا پس از «لولا»).
    • ریشه: ف-ض-ل (فضیلت، افزونی).
  • اللَّهِ: خدا. لفظ جلاله، مجرور به اضافه.
  • عَلَيكُم: بر شما. جار و مجرور (على + ضمیر کم).
  • وَ: و. حرف عطف.
  • رَحمَتُهُ: رحمتِ او. اسم مرفوع معطوف به «فضلُ»، و «ـهُ» ضمیر متصل (ضمیر غایب) به خدا برمی‌گردد.
    • ریشه: ر-ح-م (رحمت، مهربانی).
  • لَـ: لام ابتداء/لام موطئهٔ جوابِ «لولا»، برای تأکیدِ تحققِ جواب.
  • كُنتُم: بودید. فعل ناقص (کان)، ماضی، جمعِ مخاطب.
    • ریشه: ك-و-ن (بودن/شدن).
  • مِنَ: از. حرف جر زائد در خبر برای تبعیض/بیانیه (در ترکیب «من الخاسرین»).
  • الخاسِرينَ: زیانکاران. جمع مذکر سالم، مجرور لفظاً به «من» (نقش: خبرِ کان).
    • ریشه: خ-س-ر (خسارت، زیان).

ساخت و اعراب اجمالی جمله:

  • بخش اول: ثُمَّ تَوَلَّيتُم مِن بَعدِ ذٰلِكَ
    • جملهٔ فعلیه (فعل «تولّيتم»، فاعل «ضمیر واو جمع» مستتر/متصل).
    • «من بعدِ ذلک» جار و مجرور متعلق به «توليتم».
  • بخش دوم: فَلَولا فَضلُ اللَّهِ عَلَيكُم وَرَحمَتُهُ لَكُنتُم مِنَ الخاسِرينَ
    • «فـ» تفریع.
    • «لولا فضلُ الله عليكم ورحمتُه»: شبه‌جملهٔ شرطیه، مبتنی بر امتناعِ جواب به سببِ وجودِ شرط (وجودِ فضل و رحمت مانعِ وقوعِ خسارت شده).
    • «لَكُنتُم من الخاسرين»: جوابِ «لولا» با لامِ تأکید؛ «كنتم» ناقصه و «من الخاسرين» خبر آن.

نوع جمله و کارکرد بلاغی:

  • نوع: خبریِ انکاری/عتاب‌آمیز. جملهٔ اول خبر از روگردانی، جملهٔ دوم شرطیهٔ امتناعی برای نشان‌دادن شدّت نیاز مخاطبان به فضل و رحمت الهی.
  • کارکرد: توبیخِ نرم همراه با یادآوریِ نعمت؛ بیان این‌که نجات از زیان، تنها به سبب فضل و رحمت خدا حاصل شد نه به استحقاقِ ذاتی مخاطبان.

معنای تفسیریِ فشرده به فارسی:

  • پس از آن نعمت‌ها و پیمان‌ها، شما اعراض کردید؛ و اگر لطف افزونِ خدا و مهربانی او شامل شما نمی‌شد، قطعاً در شمارِ زیانکاران قرار می‌گرفتید.
Nach oben scrollen