| همچنین زمانی ما با شما عهد و پیمان گرفتیم و آن کوه را بالای سر شما بلند کردیم و گفتیم آنچه را از تورات که به شما دادیم محکم بگیرید و آنچه در او نوشته است را بیاد داشته باشید تا پرهیزکار شوید (این مختصر اشاره به تفصیلی است که در باب نوزدهم از سفر خروج است که بنی اسرائیل تقاضا کرده بودند خالق عالم را ببینند و صدای او را مستقیما بشنوند و او برای اثبات اینکه مانع دیده شدن الله، قدرت شدید اوست که چشم خاکی و بدن خاکی و حتی کوه در مقابل چنان قدرتی تحمل ندارد به موسی دستور داد کارهائی کنند که آن کارها برای جلوگیری از تاثیر رادیواکتیویته انفجارات شدید اتمی خوب است و برای ایشان حدی تعیین شد که تا اندازه ای از خطر قدرت الله که شبیه به قدرت انفجارات اتمی امروز بود حفظ شوند و آنان انفجاری شبیه به انفجار اتمی فعلی دیدند و چنان مشاهده کردند که مقداری از کوه دود شد و بالای سر آنان قرار گرفت و تصور کردند بر ایشان میافتد و در آن انفجار صدای گوش خراشی چون کرنا شنیدند که کلماتی در آن بود یعنی کلمات ده فرمان و گروهی از کم ایمانان و بی ایمانانِ آنان از حد تجاوز کردند و مردند و بنی اسرائیل فریاد بر آوردند که نمیخواهیم مستقیما صدای الله را بشنویم زیرا ممکن است بمیریم و فقط موسی بقیه سخنان الله را شنید و از این حادثه تصور کردند خالق عالم از سئوال ایشان بدش آمد که ایشان را معذب کرد ولی بعداً چون این سئوال را موسی بر طبق آیات دیگری از سوره اعراف تکرار نمود فهميد قدرت مرکزی الله که همراه با دیدن الله است خیلی از زمین و حتی خورشید دور است و فقط دست بسیار کوچکی از قدرت الله تمام قوه های موجود در زمین را نشان میدهد و دست بزرگتری از قدرت الله در خورشید است و از آن بزرگتر در کهکشان هاست، در این جملات میبینیم که خالق عالم هرگز نمی گوید الله دیده نمی شود زیرا که در همه جاست، بلکه می گوید الله که در همه جاست همه اش همه جا نیست بلکه مرکزش در مرکز خلقت یعنی عرش است و رشته های کوچکتر و کوچکترش در خلق های کوچک و کوچکتر است و خلاصه تمام ذرات وجود جز قدرت الله و خود الله چیز دیگری نیست و ظاهر و باطن و اول و آخر خلقت یک واحد است به نام الله) (6۳) |
| آیه: وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُوا مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ترجمه تحتاللفظی (کلمه به کلمه و نزدیک به متن): و زمانی که پیمانِ شما را گرفتیم و بلند کردیم بر فرازِ شما «طور» را؛ بگیرید آنچه را که به شما دادیم با نیرویی (جدیت)، و یاد کنید آنچه را در آن است، باشد که پرهیزگار شوید. ترجمه روان نزدیک به متن: و آنگاه که از شما پیمان گرفتیم و کوه «طور» را بالای سر شما برافراشتیم: آنچه را به شما عطا کردیم، با قدرت و جدیت بگیرید و آنچه در آن است به یاد داشته باشید، باشد که پرهیزگار شوید. تحلیل جمله و نحو:
بررسی واژگان، اعراب، ریشهها و نقشها:
نقشهای نحوی مهم:
نوع جمله:
معنای کلی (به فارسی):
نکات بلاغی و تفسیری کوتاه:
صرف افعال (برای دقت بیشتر):
اشارات نحوی اضافی:
|
