002-061-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و همچنین زمانی بود که شما به موسی گفتید ما به یک غذا صبر نمی کنیم از پروردگارت بخواه از محصولی که زمین میرویاند مانند سبزی و خیار و سیر و عدس و پیاز از زمین خشک سینا برویاند موسی جواب داد آیا خوراک آسمانی بی زحمت و بسیار خوب را میخواهید به این خوراکهای بدتر تبدیل نمائید به سرزمین مصری که از آن بیرون آمدید بروید و مانند سابق پست و اسیر مصریان گردید و آنجا آنچه را تقاضا کرده اید هست، اینگونه اعمال بنی اسرائیل باعث شد که (پس از زیر دست شدن ایشان بوسیله پادشاهان آشور و روم) بر ایشان آن پستی ها و بیچارگی های معروف زده شد و پی در پی به سوی غضبی از الله برگشتند زیرا آنان نشانه های روشن الله را کفران میکردند و به ناحق پیغمبران الله را حاضر بودند که بکشند و آن گرفتاریها بواسطه نافرمانی های ایشان و تجاوز کاریهای ایشان از دستورات الله بود (61)
متن آیه (بقره: 61):

  1. «وَإِذْ قُلتُمْ يا مُوسى لَن نَصْبِرَ عَلى طَعامٍ واحِدٍ فَادْعُ لَنا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنا مِمّا تُنْبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِها وَقِثّائِها وَفُومِها وَعَدَسِها وَبَصَلِها»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و هنگامی‌که گفتید: ای موسی! هرگز بر یک خوراک شکیبا نخواهیم بود، پس برای ما پروردگارت را بخوان تا برای ما بیرون آورد از آنچه زمین می‌رویاند: از سبزیِ آن و خیارِ آن و فومِ آن و عدسِ آن و پیازِ آن.
  • تحلیل صرف و نحو واژگانِ کلیدی:
    • وَإِذْ: «و» عطف؛ «إِذْ» ظرف زمان ماضی، مضاف‌الیه جمله بعد.
    • قُلتُمْ: فعل ماضی، صیغه ۲ جمع (شما گفتید)، ریشه: ق و ل (قالَ، یَقولُ).
    • يا مُوسى: «يا» حرف ندا؛ «موسى» منادی علم مبنی.
    • لَن نَصْبِرَ: «لَن» نافیه برای آینده؛ «نَصْبِرَ» فعل مضارع منصوب به «لن»، ۱ جمع، ریشه: ص ب ر.
    • عَلى طَعامٍ واحِدٍ: جار و مجرور + مضاف‌الیه؛ «واحد» صفت «طعام».
    • فَادْعُ لَنا: «فَ» تفریع؛ «ادْعُ» فعل امر (از دعا/دَعَا)، ریشه: د ع و؛ «لَنا» جار و مجرور (برای ما).
    • رَبَّكَ: مفعولِ «ادعُ»، «ربّ» + کاف خطاب (پروردگارت).
    • يُخْرِجْ لَنا: فعل مضارع مجزوم (به سبب جوابِ طلب/امر)، ریشه: خ ر ج؛ «لَنا» جار و مجرور (برای ما).
    • مِمّا: «مِن» + «ما» موصول، یعنی «از آنچه».
    • تُنْبِتُ الأَرْضُ: فعل مضارع مرفوع، ریشه: ن ب ت (رویاندن)؛ «الأرض» فاعل مؤخر.
    • مِن بَقْلِها: «من» تبعیض؛ «بقل» سبزی؛ ضمیر «ها» به «الأرض» برمی‌گردد.
    • وَقِثّائِها: قثّاء = خیار؛ مضاف‌الیه با ضمیر.
    • وَفُومِها: فوم؛ دربارهٔ معنای «فوم» اختلاف است: نان/گندم/سیر گفته شده؛ در لغت کهن به گندم یا نان نیز اطلاق شده. ریشه احتمالی: ف و م.
    • وَعَدَسِها: عدس؛ ریشه: ع د س (اسم جامد).
    • وَبَصَلِها: پیاز؛ ریشه: ب ص ل (اسم جامد).
  • نوع جمله و کارکرد:
    • روایت تاریخی/نقل قول مستقیم از بنی‌اسرائیل به موسی؛ جمله خبری با نقلِ گفتار، دربردارندهٔ درخواست. بخشی از آن امر («فادعُ») و دعایی («یخرجْ») است.
  • معنی روان فارسی: و به یاد آورید زمانی را که گفتید: ای موسی! ما هرگز به یک نوع غذا صبر نمی‌کنیم؛ پس پروردگارت را برای ما بخوان تا از آنچه زمین می‌رویاند، برای ما بیرون آورد: سبزی‌ها، خیار، فوم (گندم/نان/سیر)، عدس و پیاز.
  1. «قالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذي هُوَ أَدْنى بِالَّذي هُوَ خَيْرٌ»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: گفت: آیا جایگزین می‌کنید آنچه را که پایین‌تر است به‌جای آنچه که بهتر است؟
  • تحلیل صرف و نحو:
    • قالَ: فعل ماضی، ۳ مفرد (او گفت)، ریشه: ق و ل.
    • أَتَسْتَبْدِلُونَ: همزه استفهام انکاری؛ «تستبدلون» مضارع مرفوع، ۲ جمع (شما)، باب استفعل، ریشه: ب د ل (جایگزین کردن).
    • الَّذي هُوَ أَدْنى: اسم موصول + مبتدا و خبر؛ «أدنى» افعل تفضیل از د ن و (پایین‌تر/پست‌تر).
    • بِالَّذي هُوَ خَيْرٌ: جار و مجرور (مصاحبت/ابدل)؛ «خیر» افعل تفضیل یا اسم تفضیل از خ ی ر.
  • نوع جمله:
    • استفهام انکاری برای نکوهش ترجیح پست بر برتر.
  • معنی روان فارسی: [موسی] گفت: آیا چیزی فروتر را به جای چیزی برتر می‌گیرید؟
  1. «اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَكُمْ ما سَأَلْتُمْ»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: فرود آیید [به] شهری/مصر، پس بی‌گمان برای شماست آنچه خواستید.
  • نکته لغوی «مِصْرًا»:
    • قرائت مشهور با تنوین: نکره (شهری/سرزمین آباد). برخی قرائات بدون تنوین: عَلَم (مصر). از نظر معنا هر دو محتمل است: اگر نکره باشد یعنی «به شهری [آباد] بروید که این‌ها در آن هست». اگر عَلَم باشد یعنی «به مصر بروید».
  • تحلیل صرف و نحو:
    • اهْبِطُوا: فعل امر، ۲ جمع، ریشه: ه ب ط (فرود آمدن/رفتن از بیابان به شهر).
    • مِصْرًا: مفعولٌ‌فیه یا مفعول‌به، نکره منصوب.
    • فَإِنَّ: «فاء» تفریع/سببیت؛ «إنّ» حرف توکید و نصب.
    • لَكُمْ: جار و مجرور خبر مقدّم «إنّ».
    • ما سَأَلْتُمْ: «ما» اسم موصول/مصدر موصولی؛ «سألتم» فعل ماضی، ۲ جمع، ریشه: س أ ل؛ جمله صلهٔ «ما»؛ مجموعاً اسم «إنّ» مؤخر.
  • نوع جمله:
    • امر جمله تأکیدی خبری.
  • معنی روان فارسی: به شهری [یا به مصر] فرود آیید؛ پس آنچه خواسته‌اید برای شما در آن فراهم است.
  1. «وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَباءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و زده/نشانده شد بر آنان خواری و درماندگی، و بازگشتند با خشمی از سوی خدا.
  • تحلیل صرف و نحو:
    • وَضُرِبَتْ: فعل ماضی مجهول، مؤنث مفرد به اعتبار «الذلة والمسكنة» یا ساختار سببی؛ ریشه: ض ر ب (در این باب: تحمیل/برقرار کردن).
    • عَلَيْهِمُ: جار و مجرور، ضمیر جمع (بر آنان).
    • الذِّلَّةُ: اسم مرفوع (نائب فاعل اول یا مبتدأ مؤخر معنایی)، ریشه: ذ ل ل (خواری).
    • وَالْمَسْكَنَةُ: معطوف به «الذلة»، ریشه: س ك ن (مسکنت/درماندگی).
    • وَباءُوا: فعل ماضی، جمع، ریشه: ب و أ (بازگشتن/به چیزی گرفتار شدن).
    • بِغَضَبٍ: جار و مجرور (با خشمی).
    • مِنَ اللَّهِ: جار و مجرور (از جانب خدا).
  • نوع جمله:
    • خبری توصیفی از پیامدهای معنوی/اجتماعی.
  • معنی روان فارسی: و خواری و درماندگی بر آنان برقرار شد و گرفتار خشمی از سوی خدا گشتند.
  1. «ذٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كانوا يَكْفُرونَ بِآياتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الحَقِّ»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: این [کیفر] به‌سبب آن است که آنان پیوسته به آیات خدا کفر می‌ورزیدند و پیامبران را بدون حق می‌کشتند.
  • تحلیل صرف و نحو:
    • ذٰلِكَ: اسم اشاره برای دور، مبتدا.
    • بِأَنَّهُمْ: «باء» سببیه؛ «أنّهم» مصدریه + ضمیر جمع (این به سبب آن است که ایشان…).
    • كانوا: فعل ناقص ماضی، ۳ جمع؛ ریشه: ك و ن؛ دلالت بر دوام/عادت گذشته.
    • يَكْفُرونَ: مضارع مرفوع، ۳ جمع، ریشه: ك ف ر (کفر ورزیدن).
    • بِآياتِ اللَّهِ: جار و مجرور؛ «آیاتِ» مضاف و «الله» مضاف‌الیه.
    • وَيَقْتُلُونَ: مضارع مرفوع، ۳ جمع، ریشه: ق ت ل.
    • النَّبِيِّينَ: مفعول‌به منصوب جمع مذکر سالم.
    • بِغَيْرِ الحَقِّ: جار و مجرور (به ناحق/بدون حق).
  • نوع جمله:
    • خبری تعلیلی (بیان علت کیفر).
  • معنی روان فارسی: این [گرفتاری‌ها] به این سبب بود که آنان همواره به آیات خدا کافر می‌شدند و پیامبران را به ناحق می‌کشتند.
  1. «ذٰلِكَ بِما عَصَوْا وَكانوا يَعْتَدونَ»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: این به‌سبب آن است که نافرمانی کردند و پیوسته تجاوز می‌نمودند.
  • تحلیل صرف و نحو:
    • ذٰلِكَ: اسم اشاره، مبتدا.
    • بِما: «باء» سببیه + «ما» مصدرية (به سبب نافرمانیِ ایشان).
    • عَصَوْا: فعل ماضی، ۳ جمع، ریشه: ع ص ي/ع ص و (نافرمانی کردن).
    • وَكانوا: فعل ناقص ماضی دالّ بر دوام.
    • يَعْتَدونَ: مضارع مرفوع، ۳ جمع، باب افتعال، ریشه: ع د و (تجاوز کردن).
  • نوع جمله:
    • خبری تعلیلیِ تکمیلی.
  • معنی روان فارسی: این، به سبب نافرمانی‌شان بود و اینکه پیوسته از حد می‌گذشتند.

نکات تکمیلی واژگانی و نحوی:

  • ساختار کلی با «وَإِذْ» مخاطب را به یادآوری یک مقطع تاریخی فرا می‌خواند و سپس گفت‌وگو و پیامدها را توصیف می‌کند.
  • «لن» نفی مؤکد آینده و دلالت بر تأکید بر عدم صبر دارد.
  • «يُخْرِجْ» به صورت مجزوم آمده چون در جوابِ طلب («فادعُ») است؛ این از اسالیب عربی برای دعا/درخواست است.
  • «أَتستبدلون» با همزه استفهام، نکوهش شدید را می‌رساند.
  • درباره «فوم»: در منابع لغوی برای آن معانی «گندم»، «نان»، و گاه «سیر» ذکر شده است. ترجمه‌های کلاسیک اغلب آن را «گندم/نان» گرفته‌اند.
  • «ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ» کنایه از «بر آنان تحمیل شد/مسلط شد» است.
  • تکرارِ «ذٰلِكَ بِـ…» علت‌یابی اخلاقی-اعتقادی را بیان می‌کند: کفر به آیات، قتل پیامبران، عصیان، و تجاوز.

جمع‌بندی معنایی روان: بنی‌اسرائیل گفتند: ای موسی! ما به یک نوع خوراک قانع نیستیم؛ برای ما از پروردگارت بخواه تا انواع محصولات زمینی مثل سبزی و خیار و فوم و عدس و پیاز برایمان فراهم کند. موسی پاسخ داد: آیا چیز فروتر را به جای برتر می‌گیرید؟ به شهری [یا به مصر] بروید، آنچه خواسته‌اید آنجاست. سپس بیان می‌شود که خواری و تنگدستی بر آنان مستقر شد و به خشمی از جانب خدا دچار گشتند، به سبب اینکه به آیات الهی کفر می‌ورزیدند و پیامبران را ناحق می‌کشتند؛ این‌ها نتیجه نافرمانی و تعدیِ آنان بود.

Nach oben scrollen