002-060-091-بقرة

« Back to Glossary Index
هم چنین زمانی بود که موسی برای رفع تشنگی قومش از ما آب خواست، ما گفتیم عصای خودت را به آن سنگ بزن، از آن سنگ دوازده چشمه آب بجوشید بطوریکه هر گروهی از آنان چشمه ای را برای خود شناختند، به ایشان گفتیم از روزی الله بخورید و بیاشامید و در زمین فساد کار نباشید (حادثه این ۱۲ چشمه آب در باب هفدهم از سفر خروج است و بنی اسرائیل در حالی که از آن آب و آن غذای آسمانی میخوردند حتی در زمان خود موسی گاه به گاه نافرمانی و بی ایمانی نشان میدادند چنانکه گوساله پرست نیز شدند) (60)
آیه (بقره/۶۰): وَإِذِ اسْتَسْقَىٰ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ ۖ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا ۖ قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ ۖ كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ

  1. وَإِذِ اسْتَسْقَىٰ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ
  • ترجمه تحت‌اللفظی: و به یاد آور هنگامی را که موسى برای قومِ خود درخواستِ آب کرد.
  • صرف و نحو و ریشه:
    • وَ: حرف عطف.
    • إِذِ: ظرف زمان ماضی، مضاف‌الیه جمله بعد از خود می‌شود؛ معمولاً متعلق به «اذكر» محذوف: «اذكر إذ…».
    • اسْتَسْقَى: فعل ماضی، باب استفعل (وزن: اسْتَفْعَلَ)، فاعل مستتر تقدیره «هو» برمی‌گردد به موسى. ریشه: س ق ي.
    • مُوسَى: اسم عَلَم، فاعل مرفوع (مبنی).
    • لِقَوْمِهِ: جار و مجرور متعلق به «استسقى». لِ: حرف جر. قَوْمِ: اسم مجرور، ریشه: ق و م. هِ: ضمیر متصل، مضاف‌الیه (به موسى برمی‌گردد).
  • نوع جمله: خبری گذشته‌نگر (روایی).
  • توضیح معنایی: یادآوری واقعه‌ای که موسى برای سیراب شدن قومش از خدا آب خواست.
  1. فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ
  • ترجمه تحت‌اللفظی: پس گفتیم: با عصایت سنگ را بزن.
  • صرف و نحو و ریشه:
    • فَ: فاءِ تفریع/عطف، دلالت بر ترتیب.
    • قُلْنَا: فعل ماضی (اینجا سیاق امر الهی است، اما صیغه ماضی ادایی است)، فاعل: «نا» = ما (عظمت)، ریشه: ق و ل.
    • اضْرِبْ: فعل امر مخاطب مفرد مذکر از «ضَرَبَ»، ریشه: ض ر ب.
    • بِعَصَاكَ: جار و مجرور. بِ: حرف جر آلیّه (با). عَصَا: اسم مجرور، ریشه: ع ص و/ی. كَ: ضمیر مخاطب، مضاف‌الیه (عصای تو).
    • الْحَجَرَ: مفعولٌ‌به منصوب، معرفه به الف و لام. ریشه: ح ج ر.
  • نوع جمله: خبری-انشایی؛ نقل قول امری الهی (امر).
  • توضیح معنایی: فرمان خدا به موسى برای زدن سنگ با عصا.
  1. فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا
  • ترجمه تحت‌اللفظی: پس شکافت و جاری شد از آن (سنگ)، دوازده چشمه.
  • صرف و نحو و ریشه:
    • فَ: فاءِ تفریع، بیان نتیجه فرمان.
    • انْفَجَرَتْ: فعل ماضی مؤنث مفرد (به جهت فاعل مؤنث لفظی)، باب «انفعل»؟ در حقیقت «انفجر» باب «انفعل» از جذر ف ج ر (انفَجَرَ = ترکیدن/جوشیدن/شکافتن و جاری شدن).
    • مِنْهُ: جار و مجرور، ضمیر «ه» به الحجر برمی‌گردد.
    • اثْنَتَا عَشْرَةَ: عدد مرکب مؤنث (به اعتبار معدود «عين» که مؤنث است). اعراب: مفعول به مؤخر/فاعل مؤخر؟ در ترکیب مشهور، «اثنتا عشرة عيناً» فاعل «انفجرت» محسوب می‌شود؛ «انفجرت» مؤنث به اعتبار «عيْن»؛ برخی نحویان آن را فاعل مؤخر می‌گیرند و «منه» متعلق به فعل.
    • عَيْنًا: تمییز منصوب برای عدد «اثنتا عشرة». ریشه: ع ي ن.
  • نوع جمله: خبری نتیجه‌ای.
  • توضیح معنایی: از سنگ دوازده چشمه آب فوران کرد.
  1. قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ
  • ترجمه تحت‌اللفظی: به‌راستی هر گروهی نوشگاهِ خود را دانست.
  • صرف و نحو و ریشه:
    • قَدْ: حرف تحقیق برای ماضی (توکید وقوع).
    • عَلِمَ: فعل ماضی، ریشه: ع ل م.
    • كُلُّ: مبتدا یا فاعل مرفوع؛ در این ساختار فاعل فعل است.
    • أُنَاسٍ: مضاف‌الیه مجرور برای «كلّ»، جمع انسانی؛ ریشه: أ ن س.
    • مَشْرَبَهُمْ: مفعولٌ‌به منصوب. مَشْرَب: اسم مکان/مصدر میمی از «شَرِبَ/شُرْب» به معنای محل نوشیدن/نوشگاه؛ ریشه: ش ر ب. هُمْ: ضمیر جمع، مضاف‌الیه.
  • نوع جمله: خبری تأکیدی (با قد).
  • توضیح معنایی: هر دسته‌ای جای آب خوردن مخصوص خود را شناخت (تقسیم منظم برای قبایل بنی‌اسرائیل).
  1. كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ
  • ترجمه تحت‌اللفظی: بخورید و بنوشید از روزیِ خدا.
  • صرف و نحو و ریشه:
    • كُلُوا: فعل امر جمع (واو جماعت) از «أكل»، ریشه: أ ك ل.
    • وَاشْرَبُوا: و + فعل امر جمع از «شرب»، ریشه: ش ر ب.
    • مِنْ رِزْقِ اللَّهِ: جار و مجرور بیان منشأ/مصدَر نعمت. رِزْقِ: اسم مجرور، ریشه: ر ز ق. اللَّهِ: لفظ جلاله، مضاف‌الیه مجرور.
  • نوع جمله: انشایی امری ارشادی/امتنان.
  • توضیح معنایی: اجازه و امتنان برای بهره‌مندی از نعمت‌های الهی با یادآوری منبع آن.
  1. وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
  • ترجمه تحت‌اللفظی: و در زمین در حالی که تباهکارید، زیاده‌رویِ فساد نکنید.
  • صرف و نحو و ریشه:
    • وَلا: واو عطف + لاي نهي (نهی).
    • تَعْثَوْا: فعل مضارع مجزوم به «لا»ی نهی (حذف نون؟ اینجا اصلش «تعثون» است؛ با جزم، «تعثوا» تثبیت حرکت)، ریشه: ع ث و/ي. «عَثَا/يَعْثُو» = بسیار فساد کردن، بی‌بندوباری در تباهی.
    • فِي الْأَرْضِ: جار و مجرور. أرض: ریشه: أ ر ض.
    • مُفْسِدِينَ: حال منصوب جمع مذکر سالم از «أفسد» باب إفعال (اسم فاعل)، ریشه: ف س د. نقش: حال از واو جماعت در «تعثوا» برای بیان حالت فاعلان در هنگام «عَثْو».
  • نوع جمله: انشایی نهی.
  • توضیح معنایی: نهی از افراط در فساد و تباهی در زمین؛ تاکید بر ترک هرگونه خرابی و فساد ساختاری.

جمع‌بندی معنایی آیه به فارسی روان: خدا واقعه‌ای را یادآور می‌شود: وقتی موسى برای قومش آب خواست، خدا به او فرمان داد با عصایش سنگ را بزند؛ پس از آن سنگ دوازده چشمه جوشید و هر طایفه جای آب خود را شناخت. سپس خطاب شد: از روزی خدا بخورید و بنوشید، و در زمین به فساد و تباهی نپردازید.

Nach oben scrollen