002-041-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و به چیزی ایمان آورید که من آنرا فرو فرستادم (یعنی قرآن) چیزی که تصديق کننده مطالبی از من است که نزد شما میباشد (یعنی تورات فعلی شما قرآن را تایید میکند و قرآن نیز کلمات دست نخورده تورات را تایید می نماید) و شما نباید در کفران کردنِ قرآن پیشقدم باشید (افسوس که هم اکثر یهودیان مدینه در زمان پیغمبر اسلام به مطالب قرآن ایمان نیاوردند و هم اکثر یهودیان بعد تا به امروز و امروزه حتی اکثر مسلمانان از تسلیم شدن به متن مطالب قرآن سرباز زده اند و بیشترشان مطيع روایات دروغ مخالف قرآن بنام پیشوایان میباشند) و نشانه های پیغام مرا به قیمتی کم نفروشید و فقط از من بترسيد (41)
  • وَآمِنوا بِما أَنزَلتُ مُصَدِّقًا لِما مَعَكُم
    • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و ایمان بیاورید به آنچه نازل کردم، در حالی‌که تصدیق‌کنندهٔ آن چیزی است که همراهِ شماست.
    • بررسی واژه‌به‌واژه و ریشه:
      • وَ: حرف عطف، «و».
      • آمِنوا: فعل امر جمع مخاطب از ریشهٔ «أ م ن» (باب أفعل: آمنَ–یؤمنُ؛ صیغهٔ امر: آمِنوا)؛ معنای اصلی ریشه: امنیت، اطمینان، ایمان آوردن.
      • بِما: حرف جرّ «بِـ» + «ما» (اسم موصول/مصدرية حسب سیاق). «به آنچه/به آن‌که».
      • أَنزَلتُ: فعل ماضی متکلم وحده از ریشهٔ «ن ز ل» باب إفعال (أنزلَ–یُنزِلُ)؛ «نازل کردم». فاعل: ضمیر «تُ» (من).
      • مُصَدِّقًا: حال مفرد منصوب از ریشهٔ «ص د ق» باب تفعیل (صَدَّقَ–یُصَدِّقُ) اسم فاعل: مُصَدِّق؛ «تصدیق‌کننده/تأییدکننده». تنوینِ نصب نشانِ حال است.
      • لِما: حرف جرّ «لِـ» برای اختصاص/تعلّق + «ما» (اسم موصول)؛ «برای/در مورد آنچه».
      • مَعَكُم: ظرف مکان «مَعَ» + ضمیر جمع مخاطب «کم»؛ «با شما/نزد شما». «لِما مَعَكُم» یعنی «آنچه نزد شماست» (یعنی کتاب شما).
    • نوع جمله و معنا:
      • نوع: جملهٔ امری خبری‌-انشایی؛ خطاب الهی به جمع مخاطبان (اهل کتاب). جمله مرکب با جملهٔ حالیه («مُصَدِّقًا…»).
      • معنا: دستور به ایمان آوردن به وحی جدید که تصدیق‌کنندهٔ کتاب‌های در دست ایشان است.
  • وَلا تَكونوا أَوَّلَ كافِرٍ بِهِ
    • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و مباشید نخستین کافر به آن.
    • بررسی واژه‌به‌واژه و ریشه:
      • وَ: حرف عطف.
      • لا: «لا»ی ناهیّه برای نهی.
      • تَكونوا: فعل مضارع ناقصه (كان–يكون) صیغهٔ مخاطب جمع منصوب/مجزوم به «لا»ی نهی؛ «نباشید».
      • أَوَّلَ: اسم تفضیل/ترتیبی، منصوب به‌عنوان خبرِ «تكونوا» یا مفعولِ ثانیِ محذوف تقدیری؛ در این ساختار خبرداری به صورت «أولَ كافرٍ» ترکیب تمییزی/بدلی دارد. اعراب: منصوب به‌سبب اضافه به نکره به شکل ترکیب وصفی معنایی.
      • كافِرٍ: اسم فاعل از ریشهٔ «ك ف ر» (پوشاندن/کفر ورزیدن) نکره، مجرور به اضافه پس از «أوّلَ»؛ «کافر».
      • بِهِ: حرف جرّ «بِـ» + ضمیر غایب «ـه» (به آن: یعنی به آنچه نازل شده).
    • نوع جمله و معنا:
      • نوع: جملهٔ نهی (طلبی منفی).
      • معنا: نهی از پیشگام شدن در کفر ورزیدن نسبت به وحی.
  • وَلا تَشتَروا بِآياتي ثَمَنًا قَليلًا
    • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و مفروشید آیات مرا به بهایی اندک.
    • بررسی واژه‌به‌واژه و ریشه:
      • وَ: حرف عطف.
      • لا: «لا»ی ناهیّه.
      • تَشتَروا: فعل مضارع مجزوم به «لا»ی نهی، از ریشهٔ «ش ر ي» (اشترى–يَشتري: خریدن). در تعبیر عربی «لا تَشْتَروا بِـ … ثَمَنًا» معنای «مبادله کردن/فروختن در برابرِ» می‌دهد؛ یعنی «نفروشید».
      • بِآياتي: حرف جرّ «بِـ» + «آيات» (جمع «آية» از ریشهٔ «أ ﻱ ة/آي» نشانه/آیت) + یای متکلّم برای اضافه؛ «به آیات من».
      • ثَمَنًا: اسم نکره منصوب (مفعول به/تمییز ساختار مبادله)؛ «بهایی/قیمت».
      • قَليلًا: صفت برای «ثَمَنًا» منصوب؛ «اندک».
    • نوع جمله و معنا:
      • نوع: جملهٔ نهی.
      • معنا: نهی از معامله‌گری/سودطلبی دنیوی با تحریف یا کتمان آیات خدا به بهایی ناچیز.
  • وَإِيّايَ فَاتَّقونِ
    • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و تنها از من پروا کنید.
    • بررسی واژه‌به‌واژه و ریشه:
      • وَ: حرف عطف.
      • إِيّايَ: ضمیر منفصل مفعولی اختصاصی (مرکب تأکیدی) به معنای «فقط مرا/تنها مرا». تقدیم برای حصر و تأکید.
      • فَاتَّقونِ: فاء تفریع/سببیت + فعل امر جمع مخاطب از ریشهٔ «و ق ي» باب افتعال (اتّقى–يتّقي)؛ «پروا کنید/تقوا پیشه کنید». «نون» وقایه + «یاء» متکلم حذف شده به‌سبب وقف/رسم، یا «ن» به عنوان نون وقایه با «کسر» آخر (قرائت‌ها متفاوت). معنای ریشه: حفظ و وقایه.
    • نوع جمله و معنا:
      • نوع: جملهٔ امری با حصر (قصر) بر «ایّای».
      • معنا: دستور به تقوا و پرهیزکاری، منحصر به خداوند (یعنی از خدا بترسید و حرمت نهید، نه از دیگران).
Nach oben scrollen