002-037-091-بقرة

« Back to Glossary Index
پس آدم از پروردگار خود کلماتی را دریافت و پروردگارش بدان کلمات توبه او را پذیرفت و او همان توبه پذیر مهربان میباشد ( آدم اول پس از این توصیه متوجه شد که بد کرده است که فریب هوس را خورده در دلش افتاد که به عمل بد خود اقرار کند و کلماتی را بگوید که در سوره اعراف است او نزد الله تضرع نمود و توبه کرد و حال آنکه ابلیس پس از اینکه نافرمانی کرد و از جرگه ملكها خارج شد روی غرور از کار خود پشیمان نشد بلکه لج کرد و تصمیم گرفت با شیطنت خود نسبت به آدم خود بزرگی بیشتری نشان بدهد و لذا خالق عالم توبه آدم را پذیرفت ولی شیطان را کاری کرد که به شیطنت خود ادامه دهد و این میرساند که فریب خورندگان آسانتر توبه می کنند و باز میگردند ولی سوءاستفاده چیان روز به روز خیره سر تر میشوند) (۳۷)
آیه: «فَتَلَقّىٰ آدَمُ مِن رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيهِ ۚ إِنَّهُ هُوَ التَّوّابُ الرَّحيمُ»

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی:
  • «فَتَلَقّىٰ آدَمُ مِن رَبِّهِ كَلِماتٍ»
    • پس دریافت کرد/پذیرفت آدم از پروردگارش کلماتی.
  • «فَتابَ عَلَيهِ»
    • پس بازگشت [خدا] بر او به رحمت/توبه‌اش را پذیرفت.
  • «إِنَّهُ هُوَ التَّوّابُ الرَّحيمُ»
    • همانا او خود بسیار توبه‌پذیرِ مهربان است.
  1. بررسی واژه‌به‌واژه و ریشه‌ها (صرف و نحو) و معنی هر کلمه:
  • فَ: حرف عطف تفریع/فاصلهٔ زمانی (پس/آنگاه).
  • تَلَقّىٰ: فعل ماضی (باب تفعّل)، صیغهٔ مفرد مذکّر غایب؛ ریشه: ل-ق-ي. معنی: دریافت کرد، پذیرفت.
  • آدَمُ: فاعل مرفوع با ضمه (علمِ شخصِ مفرد). نقش: فاعلِ «تلقّى».
  • مِن: حرف جر. معنی: از.
  • رَبِّهِ: ربّ + ضمیر متصل «ه» (او/وی). ربّ مجرور به‌سبب «مِن». معنی: پروردگارِ او. ریشه: ر-ب-ب.
  • كَلِماتٍ: جمع مؤنث سالمِ «کلمة» در حالت تنوینِ جر/نصب (اینجا مفعولٌ‌به منصوب به‌واسطهٔ تقدیر/ایجاز و با تنوین کسره به‌اعتبار جمع مؤنث سالم در حالت اضافه‌ناپذیر؛ در قرائت، علامت تنوین ظاهر است). نقش: مفعولِ «تلقّى». ریشه: ك-ل-م. معنی: کلماتی/سخنانی.
  • فَ: حرف عطف تفریع (پس).
  • تابَ: فعل ماضی، مفرد مذکّر غایب. ریشه: ت-و-ب. در مورد خدا: بازگشت به بنده با پذیرش توبه (یعنی «توبهٔ او را پذیرفت»).
  • عَلَيهِ: جار و مجرور؛ «على» + ضمیر «ه» (بر او). این جار و مجرور متعلق به «تاب» است و دلالت بر رجوع رحمت/قبول دارد.
  • إِنَّ: حرف توکید و نصب. معنی: همانا/به‌راستی.
  • هُوَ: ضمیر منفصل مرفوع (ضمیر فصل/شأن)، برای تأکیدِ انحصار و فصل میان مبتدا و خبر.
  • التَّوّابُ: اسم مبالغه بر وزن «فعّال»، مرفوع به‌عنوان خبر «هو». ریشه: ت-و-ب. معنی: بسیار توبه‌پذیر.
  • الرَّحيمُ: صفتِ ثانی برای «التواب» یا خبر دوم، مرفوع. ریشه: ر-ح-م. معنی: مهربانِ دائم‌رحمت.
  1. ساختار نحوی و نوع جمله و معنا:
  • «فَتَلَقّىٰ آدَمُ مِن رَبِّهِ كَلِماتٍ»
    • نوع جمله: فعلیه (با فعل ماضی). ترتیب: فعل + فاعل + جار/مجرور + مفعول.
    • کارکرد: بیان وقوع فعل دریافتِ «کلمات» از سوی آدم از جانب پروردگارش.
    • معنا: آدم کلماتی را از پروردگارش دریافت کرد.
  • «فَتابَ عَلَيهِ»
    • نوع جمله: فعلیه (ماضی). فاعلِ «تاب» در سیاق الهی، خداوند است که در تقدیر است.
    • کارکرد: نتیجهٔ جملهٔ قبل؛ پذیرش توبهٔ آدم.
    • معنا: پس خدا بر او بازگشت [به رحمت] و توبه‌اش را پذیرفت.
  • «إِنَّهُ هُوَ التَّوّابُ الرَّحيمُ»
    • نوع جمله: اسمیه مؤکده با «إنّ» و ضمیر فصل «هو» برای حصر/تأکید.
    • کارکرد: تأکید بر صفات الهی مرتبط با مضمون آیه (قبول توبه و رحمت).
    • معنا: بی‌تردید او همان بسیار توبه‌پذیرِ مهربان است.
  1. نکات معنایی و تفسیری کوتاه:
  • «كلمات»: به‌صورت اجمالی آمده است؛ در تفاسیر، به جملات استغفار/توبه نسبت داده شده است (مانند دعای «رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا…» در آیهٔ 23 همین سوره)، اما خود آیه تعیین نمی‌کند.
  • «تاب عليه»: در کاربرد نسبت‌داده‌شده به خدا، به‌معنای «قبول توبه و بازگشت با رحمت» است، در مقابل «تاب إلى الله» برای بنده که به‌معنای بازگشتِ بنده به‌سوی خداست.
  • توالی «فَ»ها رابطهٔ سبب و نتیجه را نشان می‌دهد: دریافتِ کلمات → توبه/استغفار → پذیرش الهی.
  • ساخت «إِنَّهُ هُوَ» شدت تأکید بر دو صفت «التواب» و «الرحیم» را می‌رساند و مناسبت با مضمون پذیرش توبه دارد.
Nach oben scrollen