002-034-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و هنگامی که به آن ملک ها گفتیم که به نفع آدم سرفرود آورند همه سر فرود آوردند، مگر ابلیس که سرباز زد و خود بزرگی نشان داد و از کفران کنندگانِ دستورات ما شد (ابلیس یعنی موجودِ کم فایده نسبت به انسان و او اولین جنی بود که باید از اولاد او جنهای شبه بشر بوجود آید و جنس او ضد ماده بود و چون این سخنان زبال حال است معلوم میدارد که جن با انسان چه فرقی دارد و جن اولیه با انسان اولیه چه فرقی داشت و چگونه در هم مؤثر واقع شدند و چرا انسان نمی تواند از وجود جن استفاده کند) (34)
آیه: وَإِذ قُلنا لِلمَلائِكَةِ اسجُدوا لِآدَمَ فَسَجَدوا إِلّا إِبليسَ أَبىٰ وَاستَكبَرَ وَكانَ مِنَ الكافِرينَ

ترجمهٔ تحت‌اللفظی فارسی: و آنگاه که گفتیم به فرشتگان: برای آدم سجده کنید؛ پس سجده کردند، جز ابلیس؛ سر باز زد و تکبّر ورزید و از کافران بود.

تحلیل واژه‌به‌واژه (صرف، نقش، ریشه):

  • وَ: حرف عطف؛ «و».
  • إِذ: ظرف زمان ماضی، «هنگامی که».
  • قُلنا: فعل ماضی، جمع متکلّم (ما گفتیم). ریشه: ق-و-ل. باب: مجرد (قالَ–یَقول).
  • لِلمَلائِكَةِ: جار و مجرور. لِـ: حرف جرّ «به/برای». المَلائِكَةِ: اسم جمع (فرشتگان)، مرفوع/مجرور به دلیل حرف جرّ، ریشه: م-ل-ك (مَلَك).
  • اسجُدوا: فعل امر، مخاطب جمع مذکر (سجده کنید). ریشه: س-ج-د. باب: مجرد (سَجَدَ–یَسجُد). علامت جمع: واو.
  • لِآدَمَ: جار و مجرور. لِـ: حرف جرّ «برای/به». آدَمَ: اسم علم، مجرور لفظاً به خاطر لام جرّ (در رسم‌الخط، فتحه‌نما).
  • فَسَجَدوا: فَ: فاء تفریع/تعقیب. سَجَدوا: فعل ماضی، جمع غایب (آنان سجده کردند). ریشه: س-ج-د. واو علامت جمع.
  • إِلّا: أداة استثناء «جز/مگر».
  • إِبليسَ: مستثنی از فعل «سجدوا»، منصوب به استثناء. اسم علم. ریشهٔ احتمالی در عربی معرَّب از یونانی/سریانی، در صرف عربی به‌صورت جامد.
  • أَبىٰ: فعل ماضی، مفرد مذکر غایب (سر باز زد/نپذیرفت). ریشه: أ-ب-ي (أَبى–یَأبى).
  • وَاستَكبَرَ: وَ: عطف. استَكبَرَ: فعل ماضی، مفرد مذکر غایب (تکبّر ورزید). ریشه: ك-ب-ر. باب استفعل (استکبار: طلب/اظهار بزرگی).
  • وَكانَ: وَ: عطف. كانَ: فعل ماضی ناقص (بود). ریشه: ك-و-ن.
  • مِنَ: حرف جرّ «از».
  • الكافِرينَ: اسم جمع سالم مذکر، مجرور به «مِن» (علامت: یاء و نون)، معنای وصفی «کافران». ریشه: ك-ف-ر (پوشاندن، انکار).

ساختار نحوی و نوع جمله:

  • نوع جمله: خبری/روایی (نقلِ گفتار الهی و گزارشِ رویداد).
  • ساخت کلی: جملهٔ اصلی با ظرف زمان «إِذ» آغاز می‌شود؛ محتوای «إذ» جملهٔ قول است: «قُلنا لِلمَلائِكَةِ اسجُدوا لِآدَمَ». سپس نتیجه با «فَسَجَدوا» آمده، بعد با ادات استثناء «إِلّا» مستثنی «إبليس» ذکر شده و سه فعل پی‌درپی دربارهٔ او می‌آید: «أَبى، واستكبر، وكان من الكافرين».
  • پیوندها: «فَ» تعقیب زمانی/سببی؛ «إِلّا» استثناء منقطع/متصل؟ در اینجا استثناء از سجده‌کنندگان است (متصل از جهت موجود در جمع ملائکه به عنوان خطاب؛ از نظر ماهیت ابلیس، بحث کلامی جداست). «واو»ها برای عطف افعال مربوط به ابلیس.

معنا و نکتهٔ تفسیری کوتاه:

  • خدا به فرشتگان فرمان سجدهٔ تعظیمی نسبت به آدم داد؛ همگی اطاعت کردند جز ابلیس که با امتناع و تکبّر، در شمار کافران قرار گرفت. «كان من الكافرين» بیان حالت انجام‌یافته و تثبیت‌شدهٔ کفر اوست. «سجده» در اینجا عبادتِ آدم نبود، بلکه تعظیمِ امر الهی دربارهٔ آدم.
Nach oben scrollen