002-032-091-بقرة

« Back to Glossary Index
ملكها گفتند تو از هر عیبی پاکی و برای ما دانشی نیست مگر چیزی که تو به ما یاد داده ای و فقط توئی آن همه چیزدانِ پرحکمت (ملکها یا به عبارت دیگر فرشتگان یا هر چه از خود اختیار نداشته باشند و در اختیار و تملک دیگران باشند فقط معرف خودشان و صفات خودشان هستند و جز ماموریت خود چیزی نمی دانند و جمادات چنین صفاتی دارند) (۳۲)
متن عربی: قالوا سُبحانَكَ لا عِلمَ لَنا إِلّا ما عَلَّمتَنا ۖ إِنَّكَ أَنتَ العَليمُ الحَكيمُ

ترجمه تحت‌اللفظی به فارسی: گفتند: «منزّهی تو؛ دانشی برای ما نیست مگر آنچه تو به ما آموخته‌ای. همانا تویی دانای بس حکیم.»

تحلیل واژگان و دستور (صرف، نحو، ریشه‌ها):

  • قالوا
    • معنا: گفتند
    • نوع: فعل ماضی (گذشته)
    • شخص/عدد: غایب، جمع (آن‌ها)
    • ریشه ثلاثی: ق-و-ل
    • باب: مجرد (فعل ثلاثی مجرد)
    • نکته نحوی: فعل جمله اول؛ فاعل آن واو جمعِ متصل به فعل است.
  • سُبحانَكَ
    • معنا: منزّهی تو / پاکی از هر نقص ویژه توست
    • ترکیب: مصدر «سُبحانَ» + ضمیر متصل مخاطب مفرد مذکر «ک»
    • ریشه: س-ب-ح
    • نقش: مفعول‌به مطلق (مصدر منصوب برای دلالت بر تنزیه) با مضاف‌الیه ضمیر «ک»
    • نکته معنایی: تعبیر برای تنزیه خدا از هر نقص.
  • لا
    • معنا: نیست/هیچ
    • نوع: «لا»ی نافیه (نفی جنس یا نفی مطلق بسته به سیاق)
    • نقش: نفی وجود «علم» برای متکلم‌مع‌الغیر.
  • عِلمَ
    • معنا: دانشی
    • نوع: اسم
    • اعراب: منصوب (به اعتبار عمل «لا»ی نافیه جنس یا به عنوان اسم «لا»)
    • ریشه: ع-ل-م
  • لَنا
    • معنا: برای ما/از آنِ ما
    • ترکیب: حرف جر «لِـ» + ضمیر متکلم‌مع‌الغیر «نا»
    • نقش: جار و مجرور، خبر در تقدیر (خبر برای «لا» یا متعلق به محذوف)
  • إِلّا
    • معنا: مگر/جز
    • نوع: ادات استثناء
  • ما
    • معنا: آنچه
    • نوع: اسم موصول (مصدر موصولی)
    • نقش: مفعول‌به برای فعل «علّمتَ»
  • عَلَّمتَنا
    • معنا: تو به ما آموخته‌ای
    • نوع: فعل ماضی مزید
    • باب: فعّل (تضعیف عین الفعل)
    • صرف: «علّم» + تاء فاعل (تو) + «نا» مفعول‌به (ما)
    • ریشه: ع-ل-م
    • نکته نحوی: صله «ما»ی موصوله؛ جمله‌ی فعلیه در محل جرّ بعد از «إلا» به اعتبار استثناء منقطع/متصل (سیاقاً متصل: علم به‌صورت مطلق نفی شده جز آنچه او آموخته).
  • إِنَّكَ
    • معنا: به‌راستی تو
    • نوع: حرف مشبه بالفعل «إنّ» + ضمیر مخاطب «ک»
    • نقش: «إنّ» با اسمش (کاف) منصوب و بعداً خبر می‌آید.
  • أَنتَ
    • معنا: تویی
    • نوع: ضمیر منفصل
    • نقش: تأکید بر ضمیر اسم «إنّ» (ضمیر فصل/ضمیر تأکیدی)
  • العَليمُ
    • معنا: دانای بس دانا (دانای مطلق)
    • نوع: اسم صفت مشبهه/اسم مبالغه بر وزن «فعیل»
    • اعراب: مرفوع (خبر اول برای «إنّ»)
    • ریشه: ع-ل-م
  • الحَكيمُ
    • معنا: بسیار حکیم/دارای حکمت کامل
    • نوع: صفت مشبهه/اسم مبالغه
    • اعراب: مرفوع (خبر دوم برای «إنّ» یا عطف بر خبر اول محذوف نیست، بلکه خبر دوم معطوف به خبر اول مقدر نیست؛ اینجا دو خبر برای «إنّ» است)
    • ریشه: ح-ك-م

ساختار و نحو جمله:

  • جمله 1: «قالوا سُبحانَكَ لا عِلمَ لَنا إِلّا ما عَلَّمتَنا»
    • نوع جمله: خبری گزارشی با درون‌مایه دعایی/تنزیهی
    • اجزا:
      • فعل و فاعل: «قالوا»
      • مفعول‌قول/مقول‌القول: «سُبحانَكَ لا عِلمَ لَنا إِلّا ما عَلَّمتَنا» (جمله‌ی قولی)
      • درون مقول‌القول:
        • «سُبحانَكَ»: تنزیه (مفعول مطلق)
        • «لا عِلمَ لَنا»: جمله اسمیه منفی (نفی جنسِ علم برای گویندگان)
        • «إلّا ما علّمتَنا»: استثناء، حصر علم در آموخته‌های خدا
    • معنا: ایشان گفتند که خدا پاک و منزّه است؛ ما هیچ دانشی نداریم مگر همان که تو به ما آموخته‌ای.
  • جمله 2: «إِنَّكَ أَنتَ العَليمُ الحَكيمُ»
    • نوع جمله: تأکیدی خبری (جمله اسمیه با «إنّ»)
    • اجزا:
      • «إنّ» + اسم: «إنّكَ»
      • ضمیر منفصل «أنت»: برای تأکید اختصاص
      • خبرهای «إنّ»: «العليمُ» و «الحكيمُ» (دو خبر)
    • معنا: یقیناً تنها تویی که دانای حکیم هستی.

سنجش نوع کلی و پیام:

  • نوع کلی: نقل قول فرشتگان (بر پایه آیه ۲:۳۲ بقره) شامل تنزیه، اعتراف به محدودیت علم، حصر دانش به تعلیم الهی، و اثبات دو صفت الهی.
  • پیام/مفهوم: اعتراف بندگان به اینکه دانش حقیقی از جانب خداست و خدا دارای علم کامل و حکمت کامل است؛ نفی هرگونه استقلال علمی برای مخلوق بدون افاضه الهی.

نکات صرفی-معنایی اضافی:

  • «سُبحانَ» مصدر غیرمصروف است که غالباً به‌صورت مضاف به ضمیر می‌آید برای افاده تنزیه.
  • «لا علمَ لنا»: اگر «لا» را «لا»ی نافیه‌ی جنس بگیریم، «علمَ» اسم «لا» منصوب و «لنا» خبر آن است؛ نفی مطلق جنس علم برای ما (الا ما علّمتنا).
  • «إلا ما علّمتنا»: استثناء متصل؛ مستثنی‌منه «علم» و مستثنی «ما علّمتنا» است که در حقیقت تعیین محدوده‌ای از علم را که به تعلیم الهی حاصل شده اثبات می‌کند.
  • «العليم، الحكيم»: هر دو از اسمای حسنی هستند؛ وزن «فعيل» دلالت بر ثبوت و مبالغه دارد.
Nach oben scrollen