002-031-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و او به آدم تمام اسم ها را یاد داد (یعنی الله در این موجودِ نسلیِ جدید استعدادِ اسم گذاری اشیاء را نهاد و لازمه استعداد اسم گذاری، درک اختلاف اشياء و گذاشتن اسمی که این اختلاف را مجسم سازد میباشد و فرق اساسی انسان با سایر حیوانات فقط همین است و بس و افسوس که استادان جامعه شناس و حیوان شناس تا حال از این تذکرات صد در صد درست قرآن استفاده نکرده اند و خود نظرات پست تر و مشکوکی داده اند و حتی مفسرین قرآن بجای دقت در فهم صحیح این آیات روی روایات دروغی که ساخته شده این آیات را به تفسیرهای موهومی کشانده اند) سپس نفرات حاضر را به آن ملكها عرضه کرد و گفت اگر تشخیص شما در مورد برتری شما از موجود نسلی جدید درست است به من خبر دهید که اسمهای هر یک از این حاضرین چه میباشد (اگر آنان فهم داشتند و دارای استعداد اسم گذاری بودند میگفتند فلان ملک صاحب چنان صفت و آن دیگری صاحب صفت دیگر است و مثلا میگفتند : آن یکی فرشته گرد و سرخ است و دیگری دراز و سفید و میدانیم که اسم گذاریهای حقیقی آنست که بر اساس نشان دادن صفت ممتازه هر چیز و هر کس باشد) (۳۱)
آیهٔ کامل (عربی): وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُم عَلَى المَلائِكَةِ فَقالَ أَنبِئوني بِأَسماءِ هٰؤُلاءِ إِن كُنتُم صادِقينَ

ترجمهٔ تحت‌اللفظی (فارسی): و [خدا] آموخت به آدم همهٔ نام‌ها را، سپس آنان/آنها را بر فرشتگان عرضه کرد، پس گفت: مرا آگاه کنید از نام‌های اینان، اگر راستگو هستید.

تحلیل واژه‌به‌واژه و صرف/نحو (فارسی):

  • وَ: حرف عطف، به‌معنای «و».
  • عَلَّمَ: فعل ماضی، باب تفعیل از ریشهٔ ع ل م، صیغهٔ غایب مفرد مذکر؛ معنی: «آموخت/یاد داد». تعدیهٔ «عَلِمَ» (دانست) به «عَلَّمَ» (یاد داد).
    • ریشه: ع-ل-م.
    • باب: تفعیل (شدت و تعدیه).
  • آدَمَ: اسم علم، مفعولٌ بهِ اول برای «عَلَّمَ» با نصب (فتح).
  • الأَسْماءَ: اسم جمع «اسم»، معرفه با «ال»، مفعولٌ بهِ دوم برای «عَلَّمَ» با نصب.
    • ریشه: و-س-م یا س-م-و (در اشتقاق، دو قول مشهور).
  • كُلَّها: «كُلَّ» مضاف منصوب به‌معنای «تمامِ»، و «ها» ضمیر متصل (ضمیر غایب جمع مؤنث/محلّی به «الأسماء» برمی‌گردد) مضافٌ‌الیه.
  • ثُمَّ: حرف عطف تراخی (ترتیب با فاصلهٔ زمانی)، «سپس».
  • عَرَضَهُم: «عَرَضَ» فعل ماضی ثلاثی مجرد، ریشهٔ ع ر ض، صیغهٔ غایب مفرد مذکر؛ «هُم» ضمیر مفعولی جمع مذکر (اشاره به «المسمیات/المعروضات» یا موجودات نام‌گذاری‌شده). برخی آن را به «الأسماء» برمی‌گردانند به اعتباری که «الأسماء» بر مسمّیات دلالت می‌کند و ضمیر جمع عاقل آمده است.
    • ریشه: ع-ر-ض، معنی: «عرضه کرد/نشان داد».
  • عَلَى: حرف جر، «بر/بر روی».
  • المَلائِكَةِ: اسم جمع «مَلَك»، مجرور به «على» با کسره؛ «فرشتگان».
    • ریشه: م-ل-ك (در اشتقاق: «مَلَك» از «ألوكة/مألك» هم گفته شده).
  • فَقالَ: «فَ» فاء تفریع/عطف، «قالَ» فعل ماضی ثلاثی مجرد از ریشهٔ ق و ل، غایب مفرد مذکر؛ «پس گفت».
    • ریشه: ق-و-ل.
  • أَنبِئوني: فعل امر باب إفعال «أَنبِئوا» + «ني» ضمیر مفعولی متصل مفرد متکلم؛ «مرا خبر دهید/آگاه کنید».
    • ریشه: ن-ب-أ (نبأ: خبر مهم). باب: إفعال (أَنْبَأَ يُنْبِئُ).
    • صیغه: امر مخاطب جمع مذکر «أَنبِئوا»؛ با «ني» = «أَنبِئوني».
  • بِأَسماءِ: «بِـ» حرف جر ابزاری/تعدیه، «أسماءِ» اسم مجرور (جمع «اسم»).
  • هٰؤُلاءِ: اسم اشاره برای جمع نزدیک (عاقل/غالباً)، مبنی، محلّاً مجرور به‌واسطهٔ «بأسماءِ» از جهت اضافهٔ معنوی: «نام‌های اینان».
  • إِن: حرف شرط جازم (اما این‌جا جزم در فعل مضارع ظاهر نیست چون «كنتم» ماضی است؛ در معنای «اگر»).
  • كُنتُم: فعل ماضی ناقص «كانَ» + ضمیر جمع مخاطب «تم»؛ «بودید». در ساخت شرط، به‌معنای «اگر بودید» = «اگر هستید» برای تأکید بر ادعا.
    • ریشه: ك-و-ن.
  • صادِقينَ: اسم فاعل جمع مذکر سالم از ریشهٔ ص د ق، خبر «كنتم» با نصب ظاهری (خبرِ كان منصوب).
    • ریشه: ص-د-ق، معنی: راستگو.

نکات نحوی/معنایی:

  • «عَلَّمَ آدَمَ الأسماءَ كلَّها»: فعل متعدی به دو مفعول؛ مفعول اول «آدم»، مفعول دوم «الأسماء».
  • ضمیر «هم» در «عَرَضَهُم» بر مسمّیات (اشخاص/اشیا) حمل شده و لذا به صورت جمع عاقل آمده است. این نکته نشان می‌دهد مقصود صرف «الفاظ» نیست بلکه معانی/مسمّیات یا موجودات نیز منظور است.
  • «فقال أَنبِئوني»: امر به «إِنباء» یعنی گزارش آگاهانه، نه صرف گفتن.
  • «إن كنتم صادقين»: جملهٔ شرطیه برای آزمون صدق ادعای ملائکه دربارهٔ «التسبيح والتقديس» و برداشتشان نسبت به جانشینی انسان.

نوع جمله و معنای کلی (فارسی):

  • نوع: خبرِ تاریخی-روایی با ساخت شرطی-امری در ادامه (روایت یک واقعه + آزمون شرطی).
  • معنا: خداوند همهٔ نام‌ها/معانی/مسمّیات را به آدم آموخت، سپس آن‌ها را به فرشتگان نشان داد و فرمود: اگر راست می‌گویید، مرا از نام‌های اینان آگاه کنید. این بیانگر برتری دانشیِ آدم در حوزهٔ نام‌ها/معرفت مسمّیات و آزمون فرشتگان است. توضیح ضمنی: دانشی که به آدم داده شد، محور ارزیابی شایستگی او برای خلافت بود.
Nach oben scrollen