002-029-091-بقرة

« Back to Glossary Index
آنکس که این راهنمائیها را برای شما بوسیله پیغمبرش فرستاده کسی است که تمام چیزهای زمین را در ابتدای ایجاد زمین طوری ساخته که مورد استفاده شما انسانهای آینده قرار گیرد (ایجاد اشیاء روی آینده بینی، دلیل وجود خالقی است دانا و پرقدرت برای خلقت) پس از ایجاد قسمت ابتدائی زمین با چنان استعدادی، الله بسوی آسمانِ آن زمین توجه و اراده نمود پس آن آسمان را هفت آسمان کرد و او به هر چیزی بس داناست (این مطالب مختصر اشاره به توضیح مفصلی است که خالق عالم در ابتدای سوره فصلت و چند سوره دیگر قرآن داده است و مقصود اینست که زمین ما در ابتدا آسمان و اتمسفر بسیار وسیع و بزرگ دودی و گازی داشت که بواسطه دودی بودن و اجرام تیره ای که در آن بود نور خورشید به زمین نمی رسید تا اینکه آن اجرام و آسمان به هفت قسمت شد یک قسمت دورا دورِ زمین ماند و فضای آسمانی اتمسفر زمین را تشکیل داد و شش قسمت دیگر یکی آسمان و زمین مریخ و دوم آسمان زمین مشتری و سوم آسمان و زمین زحل و چهارم اورانوس و پنجم نپتون و ششم پلوتون بوجود آمدند و به این طریق هفت آسمان و هفت زمین از منظومه شمسی پدید آمدند) (۲۹)
آیه: «هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُم ما فِي الأَرضِ جَميعًا ثُمَّ استَوىٰ إِلَى السَّماءِ فَسَوّاهُنَّ سَبعَ سَماواتٍ ۚ وَهُوَ بِكُلِّ شَيءٍ عَليمٌ»

  1. «هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُم ما فِي الأَرضِ جَميعًا»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: «او همان کسی است که برای شما آفرید هر آنچه در زمین است، همگی (را).»
  • تجزیهٔ کلمات:
    • هُوَ: ضمیر منفصل رفعی، مبتدا. معنی: «او».
    • الَّذي: اسم موصول مفرد مذکر، خبر برای «هو». پیونددهنده به صلهٔ موصول.
    • خَلَقَ: فعل ماضی، ثلاثی مجرد، باب فَعَلَ، صیغهٔ غایب مفرد مذکر. ریشه: خ-ل-ق. معنی: «آفرید».
    • لَكُم: لامِ جر + ضمیر متصل «کم». جار و مجرور، متعلق به «خلق». معنی: «برای شما».
    • ما: اسم موصول (یا موصول عام) برای غیرعاقل؛ مفعول «خلق». معنی: «آنچه/هرچه».
    • فِي: حرف جر. معنی: «در».
    • الأَرضِ: اسم مجرور به «في»، مفرد مؤنث. ریشه: أ-ر-ض. معنی: «زمین».
    • جَميعًا: حال منصوب از «ما» (یا مفعول مطلق نوعی به معنای شمول)، مصدر در مقام حال. ریشه: ج-م-ع. معنی: «همگی/به‌تمامه».
  • نوع جمله و معنا:
    • نوع: اسمیه (مبتدا «هو» + خبر «الذي…») با صلهٔ موصول فعلیه. خبری/خبریهٔ اِخباری.
    • معنا: بیان اختصاص و نعمت؛ تأکید اینکه همهٔ آنچه در زمین است به خاطر شما و به سود شما آفریده شده است.
  1. «ثُمَّ استَوىٰ إِلَى السَّماءِ»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: «سپس روی آورد/استیلا یافت به سوی آسمان.»
  • تجزیهٔ کلمات:
    • ثُمَّ: حرف عطفِ تراخی (دلالت بر ترتیب با فاصله). معنی: «سپس».
    • استَوىٰ: فعل ماضی، باب استفعل از ریشهٔ س-و-ي. در این باب معانی گوناگون دارد؛ در سیاق الهی «قصد/توجّه» یا «استیلا» فهمیده می‌شود. صیغهٔ غایب مفرد مذکر.
    • إِلَى: حرف جر. معنی: «به سوی».
    • السَّماءِ: اسم مجرور به «إلى». مفرد مؤنث. ریشه: س-م-و (بلندی). معنی: «آسمان».
  • نکتهٔ تفسیری-لغوی: «استوى إلى» در زبان عربی کلاسیک با معنای «قصد/توجه» می‌آید؛ در الهیات، معنای شایستهٔ ذات حق بدون تشبیه فهم می‌شود.
  • نوع جمله و معنا:
    • نوع: فعلیه. خبری. عطف بر جملهٔ قبلی.
    • معنا: انتقال از آفرینش زمین به مرحلهٔ پرداختن به آسمان‌ها.
  1. «فَسَوّاهُنَّ سَبعَ سَماواتٍ»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: «پس آن‌ها را راست و هماهنگ ساخت، هفت آسمان (شان).»
  • تجزیهٔ کلمات:
    • فَ: فاء تفریع/تعقیب (نتیجه و ترتیب فوری). معنی: «پس/آنگاه».
    • سَوّى: فعل ماضی، باب تفعیل از ریشهٔ س-و-ي، صیغهٔ غایب مفرد مذکر. معنی: «هموار/هماهنگ/موزون کرد، تنظیم نمود».
    • هُنَّ: ضمیر مفعولی متصل جمع مؤنث، مفعول بهِ اولِ «سوّى»، مرجع: «السماء» در معنای جنس یا اجزاء آن.
    • سَبعَ: عدد منصوب، تمییز برای «سوّاهنّ» یا مفعول ثانی از باب تفعیل به معنای «قرار دادشان هفت [چیز]». ریشه: س-ب-ع.
    • سَماواتٍ: تمییز یا بدل از «سبع»، جمع مؤنث سالم، مجرور لفظاً در صورت بدل/تمییز حسب اعراب؛ در این سیاق منصوب به‌اعتبار تمییز عددی هم مطرح می‌شود. ریشه: س-م-و.
  • توضیح اعراب عدد: «سبعَ سماواتٍ» ترکیب عدد و معدود است؛ عدد ۳–۱۰، معدود جمع مجرور می‌آید؛ لذا «سماواتٍ» به‌صورت جمع مجرور ظاهر می‌شود.
  • نوع جمله و معنا:
    • نوع: فعلیه. خبری. نتیجهٔ «استوى إلى السماء».
    • معنا: بیان تنظیم و تسویهٔ آسمان‌ها در قالب هفت‌گانه.
  1. «وَهُوَ بِكُلِّ شَيءٍ عَليمٌ»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: «و او به هر چیزی داناست.»
  • تجزیهٔ کلمات:
    • وَ: حرف عطف. معنی: «و».
    • هُوَ: ضمیر منفصل رفعی، مبتدا. معنی: «او».
    • بِكُلِّ: باءِ جر + «كلّ» مضاف، جار و مجرور متعلق به «عليم». معنی: «به هر/تمامِ».
    • شَيءٍ: مضافٌ‌إلیه مجرور برای «كلّ». ریشه: ش-ي-ء. معنی: «چیز».
    • عَليمٌ: خبر مرفوع (صیغهٔ مبالغه بر وزن فعیل)، صفت مشبهه/اسم صفت. ریشه: ع-ل-م. معنی: «بسیار دانا/دانا».
  • نوع جمله و معنا:
    • نوع: اسمیه. خبری. جملهٔ حالیه یا تعقیبی برای ختم معنا با صفت علمیّت مطلق الهی.
    • معنا: عموم علم الهی نسبت به همهٔ اشیا.

جمع‌بندی نحوی کل آیه:

  • ساختار کلّی: مبتدا و خبر («هو الذي…») با صلهٔ موصولی شامل چند فعل (خلق… ثم استوى… فسوّاهنّ…) و جملهٔ معطوف پایانی («وهو بكل شيء عليم»).
  • پیوستگی عطف‌ها: «ثمّ» دلالت بر ترتیب با فاصلهٔ رتبی/زمانی؛ «فـ» دلالت بر تعقیب نزدیک؛ «و» عطف استینافی برای ختم با صفت علم.
  • معنای کلی: خداوند آنچه در زمین است، همه را برای انسان‌ها آفرید؛ سپس به آسمان پرداخت و آن‌ها را به صورت هفت آسمان سامان داد؛ و او به هر چیز داناست.
Nach oben scrollen