002-027-091-بقرة

« Back to Glossary Index
آنان تجاوزکنندگانی هستند که عهد و پیمانِ الهی را پس از بستن می‌شکنند؛ آنچه را خداوند فرمان داده که باید پیوسته نگه داشته شود، پاره می‌کنند و در زمین فساد می‌آفرینند و اینان در حقیقت زیان‌بارند. (فسادکاران، هرچند ظاهراً با صفات انسانیت نسبت به خالق خود عهد بسته‌اند، یعنی باید نیک را از بد تشخیص دهند، از بد دوری کنند و کارهای نیک انجام دهند و هر انسانی به‌زبان چنین افتخاری را دارد که به‌واسطه این عهد طبیعی از حیوانات برتر شده است، اما هرگاه این تشخیص و فهم برخلاف هوس و دنیاخواهی او باشد، آن پیمان را می‌شکند و خود را به نادانی و خرافه‌پرستی می‌زند تا بتواند مردم را فریب دهد و فساد کند. چنین انسانی از مرتبه انسانیت سقوط کرده است؛ با اینکه می‌داند شرط انسانی‌بودن برای فهم حقیقت اشیاء و موضوعات، پیوستگی رشته تحقیق است، هرگاه برایش صرف نداشته باشد رشته فهم و تحقیق را پاره می‌کند و از کنجکاوی سر باز می‌زند و به فسادخواهی گرایش می‌یابد، طوری که دیگر نمی‌پذیرد خالقی حکیم برای جهان باشد و پس از مرگ نیز زندگی یا مجازات دیگری برای بدکاران وجود ندارد و کسی از هدف خلقت آگاهی ندارد. حال آنکه پیام‌های خداوند همه این امور را با دلایل روشن تبیین کرده‌اند. از شگفتی‌های این انسان‌های متجاوز و فاسد آن است که برای مبهم جلوه دادن راه نجاتی که از طریق پیامبران الهی به آنان رسیده، متن همین کتاب‌ها را با تفسیرهای غلط موهوم می‌نمایانند؛ مثلاً همین آیه‌ای را که توصیه به پیوستگی رشته تحقیق می‌کند، چنین تفسیر کرده‌اند که مقصود «صله رحم» است، و صله رحم را که عبارتی ساختگی و نامربوط است، به دید و بازدید فامیل و خویشاوندی تفسیر کرده‌اند. همه این حیله‌های تفسیری را به‌کار برده‌اند تا «وَصْل»ی که در متن قرآن آمده با «صله» مشابه جلوه کند، زیرا هر دو دارای حروف ص و ل و هستند!) (۲۷)
آیهٔ مورد نظر: الَّذينَ يَنقُضونَ عَهدَ اللَّهِ مِن بَعدِ ميثاقِهِ وَيَقطَعونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يوصَلَ وَيُفسِدونَ فِي الأَرضِ ۚ أُولٰئِكَ هُمُ الخاسِرونَ

ترجمهٔ واژه‌به‌واژه و نزدیک به متن:

  • کسانی که پیمانِ خدا را پس از محکم‌کردنِ آن می‌گسلند، و آنچه را خدا فرمان داده که پیوند شود قطع می‌کنند، و در زمین تباهی می‌انگیزند؛ آنان همان زیانکاران‌اند.

تحلیل دستور زبان و ریشه‌شناسی (صرف و نحو هر جزء):

  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر. نقش: مبتدای مؤخرِ جملهٔ موصولی یا موصوفِ محذوف. معنی: «کسانی که».
  • يَنقُضونَ: فعل مضارع مرفوع به ثبوت نون (به دلیل اتصال واو جمع). ریشه: ن-ق-ض (نقض: گسستن/شکستن). باب: ثلاثی مجرد. فاعل: واو جمع (آنان). معنی: «می‌گسلند/می‌شکنند».
  • عَهدَ: مفعولٌ‌به منصوب. ریشه: ع-ه-د (پیمان). معنی: «پیمان».
  • اللَّهِ: مضافٌ‌إلیه مجرور. اسم جلاله. معنی: «خدا».
  • مِن: حرف جر. معنی: «از».
  • بَعدِ: اسم مجرور به «مِن». مضاف. معنی: «پس از».
  • ميثاقِهِ: «میثاق» اسم مجرور به اضافه (مضافٌ‌إلیه برای «بعد»)، و «هِ» ضمیر متصل مجرور (مرجع: عهد/خدا). ریشه: و-ث-ق (وثاق/میثاق: استوار کردن، پیمان محکم). معنی: «پیمانِ محکمِ او/آن».
  • وَ: حرف عطف. معنی: «و».
  • يَقطَعونَ: فعل مضارع مرفوع به ثبوت نون. ریشه: ق-ط-ع (بریدن/قطع کردن). فاعل: واو جمع. معنی: «می‌برند/می‌گسلند/قطع می‌کنند».
  • ما: اسم موصول (یا مصدریه موصوله). نقش: مفعولِ «يَقطَعونَ». معنی: «آنچه را که».
  • أَمَرَ: فعل ماضی. ریشه: أ-م-ر (فرمان دادن). فاعل: مستتر تقدیرُه «هو». معنی: «فرمان داد».
  • اللَّهُ: فاعلِ «أَمَرَ» مرفوع. معنی: «خدا».
  • بِهِ: جار و مجرور متعلق به «أَمَرَ». «هِ» ضمیر متصل (مرجع: «ما»). معنی: «به آن/در بارهٔ آن».
  • أَن: حرف مصدری و ناصب. معنی: «که».
  • يُوصَلَ: فعل مضارع منصوب به «أَن» با فتحهٔ ظاهری. ریشه: وَ-ص-ل (وصل: پیوند دادن/وصل شدن). صیغه: مجهول (یُوصَلَ = پیوند داده شود/وصل گردد). معنی: «پیوند شود/وصل گردد».
  • وَ: حرف عطف. معنی: «و».
  • يُفسِدونَ: فعل مضارع مرفوع به ثبوت نون. ریشه: ف-س-د (فساد/تباهی). باب: أفعل (أفسدَ–یُفسِدُ). فاعل: واو جمع. معنی: «تباهی می‌کنند/فساد می‌انگیزند».
  • فِي: حرف جر. معنی: «در».
  • الأَرضِ: اسم مجرور. ریشه: أ-ر-ض. معنی: «زمین».
  • أُولٰئِكَ: اسم اشاره برای جمع دور. نقش: مبتدای جمله اسمیهٔ نتیجه‌گیر. معنی: «آنان».
  • هُمُ: ضمیر فصل یا ضمیر منفصل توکیدی. نقش: حصر/تأکید. معنی: «همانِ».
  • الخاسِرونَ: خبرِ «أُولٰئِكَ» مرفوع با واو جمع سالم. ریشه: خ-س-ر (زیان). معنی: «زیانکاران».

ساختار جمله و نوع آن:

  • بخش اول تا پیش از علامت وقف: جملهٔ موصولی توصیفی که صفت «کسانی که…» را بیان می‌کند و شامل سه فعل مضارع هم‌پایه است: «ينقضون…»، «يقطعون…»، «يفسدون…». هر سه فعل دلالت بر عادت/وضعیت مستمر دارند.
  • بخش پایانی: جملهٔ اسمیهٔ خبری «أُولٰئِكَ هُمُ الخاسِرونَ» به صورت نتیجه و حکم نهایی، با ضمیر فصل «هُمُ» برای تأکید و حصر معنایی: «همین‌ها و نه غیر آنان، زیانکاران‌اند».

نکات معنایی و تفسیری کوتاه:

  • «ينقضون عهد الله من بعد ميثاقه»: نقض پیمان الهی پس از استوار کردن و محکم کردن آن؛ یعنی شکستن تعهدات روشن الهی بعد از پذیرش و تأکید بر آن.
  • «يقطعون ما أمر الله به أن يُوصَل»: بریدن پیوندهایی که خدا دستور داده برقرار بماند؛ شامل پیوندهای اعتقادی (ایمان و اطاعت).
  • «ويُفسدون في الأرض»: ایجاد فساد و تباهی در زمین، اعم از اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و محیطی.
  • «أُولئك هم الخاسرون»: نتیجهٔ قطعی و تأکیدی؛ خسارت حقیقی و نهایی از آنِ این گروه است.
Nach oben scrollen