002-023-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و اگر از آنچه ما بر بنده خود فرو فرستاده ایم در شکی میباشید سوره ای بمانند آن آورید و جز الله هر گواه راستگوئی هم آورید پذیرفته است تا معلوم شود که راست میگوئید که شک دارید (۲۳)
آیهٔ کامل (عربی): وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ

ترجمهٔ تحت‌اللفظی به فارسی (زیر هر پاره‌گفتار/جمله):

  1. وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا
  • و اگر شما در شکی (هستید) از آنچه نازل کردیم بر بندهٔ خودمان
  1. فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ
  • پس بیاورید به/با یک سوره‌ای از مانندِ آن
  1. وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ
  • و فراخوانید گواهان‌تان را جز/غیر از خدا
  1. إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ
  • اگر شما راستگویان (هستید)

بررسی صرف و نحو، ریشه و نقش هر واژه (به فارسی):

  • وَ: حرف عطف، «و».
  • إِنْ: حرف شرط جازم، «اگر».
  • كُنْتُمْ: فعل ماضی ناقص از کانَ، دوم‌شخص جمع. ریشه: ك-و-ن. نقش: فعل شرط، خبرش محذوف تقدیر «في ريبٍ» (کان ناقصه + اسم و خبر).
    • كُنْ: فعل (ماضی ناقصه) + تُم: ضمیر فاعلی متصل (شما).
  • فِي: حرف جر، «در».
  • رَيْبٍ: اسم مجرور به «فی»، نکره، معنای «شک/تردید». ریشه: ر-ي-ب.
  • مِمَّا: ترکیب «من + ما». «از آنچه/از آن‌که». «ما» موصوله.
    • مِنْ: حرف جر «از».
    • ما: اسم موصول غیرعاقل، «آنچه».
  • نَزَّلْنَا: فعل ماضی مزید باب تفعیل (نَزَّلَ)، اول‌شخص جمع. ریشه: ن-ز-ل. معنا: «فرو فرستادیم/نازل کردیم». نون «نا» فاعل (ما).
  • عَلَىٰ: حرف جر، «بر/بر روی».
  • عَبْدِنا: اسم مجرور به «علی»، «بندهٔ ما». ریشه: ع-ب-د. «عبدِ» + «نا» ضمیر متصل مضاف‌الیه (ما).
  • فَأْتُوا: «فَ» حرف تفریع/جواب شرط، «أْتُوا» فعل امر جمع از «أتی» (بیایید/بیاورید). ریشه: أ-ت-ي. مخاطب: جمع.
  • بِسُورَةٍ: جار و مجرور، «به/با یک سوره‌ای». «سورةٍ» اسم نکره مجرور، ریشه: س-و-ر (به معنای فصل/قطعه محدود).
  • مِنْ: حرف جر، «از/از جنسِ».
  • مِثْلِهِ: «مثلِ» اسم مجرور مضاف + «هِ» ضمیر متصل (او/آن)، یعنی «مانندِ آن». ریشه: م-ث-ل. ضمیر به «ما نزلنا» (قرآن) برمی‌گردد.
  • وَادْعُوا: «و» عطف + «ادعوا» فعل امر جمع از «دعا»، «فراخوانید/بخوانید». ریشه: د-ع-و.
  • شُهَدَاءَكُمْ: مفعول‌به منصوب، «گواهان‌تان». جمع «شهید/شاهد»، ریشه: ش-ه-د. «کم» ضمیر مضاف‌الیه (شما).
  • مِنْ دُونِ: ترکیب جار و مجرور، «جز/غیر از/به‌جز».
  • اللَّهِ: اسم جلاله، مجرور به «من دون»، «خدا».
  • إِنْ: حرف شرط، «اگر».
  • كُنْتُمْ: فعل ناقص (ماضی کان) با ضمیر جمع، همان تحلیل پیشین. اینجا فعل شرط جملهٔ شرطیه دوم.
  • صَادِقِينَ: خبر کان منصوب، جمع مذکر سالم، «راستگویان». ریشه: ص-د-ق.

ساختار جمله و نوع آن:

  • کل آیه دو شرط اصلی دارد:
    1. شرط اول: «إن كنتم في ريبٍ مما نزّلنا على عبدِنا» → اگر در شک هستید نسبت به آنچه نازل کردیم.
      • جواب شرط با «فَ» آمده: «فأتوا بسورةٍ من مثله وادعوا شهداءكم من دون الله».
    2. شرط ثانوی تأکیدی: «إن كنتم صادقين» → اگر راست می‌گویید.
  • نوع جمله: شرطیه امری-تحدّی (چالش و اظهار عجز مخاطبان). در بلاغت، «تحدّی» قرآن به آوردن سوره‌ای هم‌مانند.
  • کارکرد معنایی:
    • مخاطبانِ شک‌کننده به وحی را به چالش می‌کشد: اگر واقعاً شک دارید و ادعایتان راست است، یک سوره همانند آن بیاورید و هر کمک و شاهدی غیر از خدا می‌خواهید فراخوانید.
    • دلالت بر اعجاز بیانی قرآن و عجز بشر از معارضه.

نکات نحوی و بلاغی تکمیلی:

  • «مِمّا نزّلنا»: «ما» موصوله با صلهٔ «نزّلنا»؛ مرجع «ما» محتوای وحی (قرآن).
  • «من مثله»: «مِن» تبعیضیه یا بیانیه به معنای «از جنسِ همانندِ آن»؛ ضمیر «ه» به قرآن برمی‌گردد.
  • «شهداءكم»: می‌تواند به معنای یاوران، کارشناسان، گواهان صدق ادعا باشد؛ هر که را به عنوان پشتیبان در معارضه می‌خوانید.
  • کاربرد فعل امر جمع «فأتوا»، «ادعوا» خطاب عام به همهٔ منکران، تقویتِ عمومیتِ تحدّی.
  • «عبدِنا»: اضافهٔ تشریفی، اشاره به پیامبر اسلام (ص).

خلاصهٔ معنا به فارسی روان: اگر دربارهٔ آنچه بر بندهٔ خود نازل کردیم در تردیدید، پس یک سوره همانند آن بیاورید و هر گواه/یاوری جز خدا را هم فراخوانید، اگر راست می‌گویید.

Nach oben scrollen