002-021-091-بقرة

« Back to Glossary Index
ای مردم از پروردگار خود که شما و پیشینیان شما را آفریده اطاعت بنده وار کنید تا پرهیزکار محسوب شوید (کسی که بمانند بنده و غلام از دستورات بی چون و چرا اطاعت کرد. سبک دستورات الله چنان است که او را هم به خلقت و فلسفه آن مطلع و بیدار میکند و هم قدرت تمیز خوب و بد به او میدهد و فقط به چنین دانایانِ عمل کننده ای، پرهیزکار و متقی میگویند نه به دینداران موهوم پرست) (۲۱)
متن عربی: يا أَيُّهَا النّاسُ اعبُدوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُم وَالَّذينَ مِن قَبلِكُم لَعَلَّكُم تَتَّقونَ

ترجمهٔ نزدیک به متن (تحت‌اللفظی) به فارسی: ای مردم! پروردگار خود را بپرستید؛ آن‌که شما و کسانی را که پیش از شما بودند آفرید، باشد که پرهیزگار شوید.

تحلیل واژه‌به‌واژه و دستور زبان (صرف، نحو) و ریشه‌ها:

  • يا: حرف ندا. برای صدا زدن مخاطب.
  • أَيُّهَا: «أيُّ» اسم منصوب بر نداء (منادی مضاف) + «ها» حرف تنبيه/وصل. معنی: ای… (برای تأکید در ندا).
    • ریشه: «أيّ» اسم استفهام/موصول/نداء در سیاق‌های مختلف.
  • النّاسُ: اسم جمع معرّف به الف و لام، مرفوع به‌عنوان منادى مبنی بر الضم بعد «أيُّها». معنی: مردم.
    • ریشه: «ناس» از «أَنَسَ/إِنس».
  • اعبُدوا: فعل امر، مخاطب جمع (أنتم)، از ریشه «ع ب د». وزن: اُفعُلوا (امر ثلاثی مجرد: عَبَدَ – يعبُدُ – اُعبُدْ). معنی: بپرستید.
    • اعراب: فعل امر مبنی بر حذف نون (در اصل «تعبدون» → «اعبدوا»).
  • رَبَّكُمُ: «ربَّ» مفعولٌ‌به منصوب (نصب به فتحه) + «كم» ضمیر مخاطب جمع مضافٌ‌الیه/متصل؛ «ربَّكمُ» با واو بعدی، میم ضمیر با ضمه وصل می‌شود. معنی: پروردگارِ شما.
    • ریشه: «ر ب ب» به معنی پرورش‌دادن/مالکیت و تدبیر.
  • الَّذي: اسم موصول مفرد مذکر، بدل/صفت برای «ربَّكم». معنی: آن‌که.
    • ریشه: اسم موصول غیرمشتق.
  • خَلَقَكُم: فعل ماضی ثلاثی مجرد «خَلَقَ» + «كم» ضمیر مفعولی مخاطب جمع. فاعل مستتر تقدیره «هو» عائد به «الذي». معنی: شما را آفرید.
    • ریشه: «خ ل ق» آفریدن/تقدیر کردن.
  • وَ: حرف عطف. معنی: و.
  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر، معطوف به «كم» در «خلقكم» از جهت مفعول‌به دوم مقدر برای «خلق». اعراب: منصوب به‌خاطر عطف بر «كم» مفعول‌به. معنی: کسانی که.
    • توضیح نحوی: «الذينَ» مفعول‌به معطوف، صلت آن «مِن قبلِكم» با حذف فعل «خَلَقَ» مقدّر است یا تقدیر: «و خلقَ الذين من قبلكم».
  • مِن: حرف جر. معنی: از.
  • قَبلِكُم: «قبل» اسم مجرور به «من» + «كم» ضمیر مضاف‌الیه. معنی: پیش از شما.
    • ریشه: «ق ب ل» پیش/روبرو.
  • لَعَلَّكُم: «لعلَّ» حرف ترجّی (امید) و تعلیل ضمنی، عامل نصب اسم خود؛ «كم» ضمیر اسم «لعلّ». معنی: باشد که شما…
    • اعراب: «كم» اسم «لعلّ» منصوب محلّاً (ضمایر منفصل/متصل مبنی هستند).
  • تَتَّقونَ: فعل مضارع مرفوع، مخاطب جمع (أنتم)، از ریشه «و ق ي» باب افتعال «اتّقى – يتّقي»، با ادغام تاء. علامت رفع: ثبوت نون. معنی: پرهیز می‌کنید/پرهیزگار می‌شوید.
    • ریشه: «و ق ي» حفظ/نگاه‌داشتن؛ «اتّقى» یعنی خود را نگه داشتن از نافرمانی خدا (تقوا).

ساختار نحوی و جمله:

  • نوع جمله: جملهٔ انشایی (امر) با تعلیل/بیان غایت.
  • ترکیب کلی: ندا + امر + مفعول‌به با صفت موصولی + عطف مفعول‌به دوم مقدّر + جار و مجرور بیان زمان نسبت + جملهٔ ترجّی با «لعلّ» و خبر آن فعل مضارع.
  • بازنویسی تقدیری برای روشنی نحو: «يا أيها الناسُ، اعبدوا ربَّكم، الذي خلقكم وخلقَ الذين من قبلكم، لعلّكم تتقون.»

معنا و پیام در فارسی:

  • خطاب عمومی به همهٔ مردم است: خدا را که پروردگارِ شماست، بپرستید.
  • دلیل امر: او خالقِ شما و گذشتگان شماست.
  • غایت و امیدِ نتیجهٔ عبادت: رسیدن به تقوا و پرهیزگاری.
Nach oben scrollen