002-020-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و برق پیشرفتهای اسلام نیز چشمان این دورویان را خواهد زد و ممکن است اندکی در روشنائی آن راه بروند و چون تاریک شود بایستند لیکن اگر الله بخواهد هم گوش ایشان را از قدرت رعد آسای مسلمین کر میکند و هم چشم ایشان را از انقلابات پر برق اسلام کور و به يقين الله بر هر چیزی بس تواناست (۲۰)
متن عربی (آیه 20 سوره بقره): يَكادُ البَرقُ يَخطَفُ أَبصارَهُم ۖ كُلَّما أَضاءَ لَهُم مَشَوا فيهِ وَإِذا أَظلَمَ عَلَيهِم قاموا ۚ وَلَو شاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمعِهِم وَأَبصارِهِم ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ

ترجمه تحت‌اللفظی (کلمه‌به‌کلمه) به فارسی:

  • نزدیک است که برق، چشم‌هایشان را برباید؛ هرگاه برایشان روشن ساخت، در آن راه می‌رفتند، و چون بر آنان تاریک شد، ایستادند. و اگر خدا می‌خواست، به‌راستی شنوایی و دیدگانشان را نابود می‌کرد. به‌راستی خدا بر هر چیزی تواناست.

تحلیل صرفی، نحوی، ریشه و توضیح جمله‌به‌جمله:

  1. يَكادُ البَرقُ يَخطَفُ أَبصارَهُم
  • ترجمه تحت‌اللفظی: نزدیک است که برق چشم‌هایشان را برباید.
  • نحوی/صرفی واژه‌ها:
    • يَكادُ: فعل مضارع ناقص از باب «كادَ يَكادُ» به معنای «نزدیک است». نقش: فعل ناقص، اسم و خبر می‌گیرد (خبر آن فعل مضارع «يَخْطَفُ» است). ریشه: ك-و-د (کاد).
    • البَرقُ: اسم معرفه با «ال»، مرفوع به‌عنوان اسم «يكاد» یا فاعلِ فعلِ بعد؟ در ساختار رایج: «يكاد» فعل ناقص و «يخطف» خبر آن، و «البرق» فاعلِ فعلِ «يخطف». اعراب: مرفوع (ضمة).
    • يَخطَفُ: فعل مضارع مرفوع، خبر «كاد». فاعل آن «البرق» است. ریشه: خ-ط-ف (خطف: ربودن).
    • أَبصارَهم: «أبصار» جمع «بَصَر»، مفعول‌به منصوب، مضاف، «هم» ضمیر متصل مضاف‌الیه. ریشه «ب-ص-ر».
  • نوع جمله و معنا:
    • جمله خبری توصیفی، بیان شدت روشنایی برق و اثرش بر آنان. معنا: برق چنان شدید است که نزدیک است دیدگانشان را برباید.
  1. كُلَّما أَضاءَ لَهُم مَشَوا فيهِ
  • ترجمه تحت‌اللفظی: هرگاه برایشان روشن ساخت (برق)، در آن (روشنی/راه) راه رفتند.
  • نحوی/صرفی:
    • كُلَّما: ظرف زمان شرطی تکراری (هرگاه که…). «كلّ» با «ما» مصدریه/موصوله، این‌جا ادات شرط غیرجازم.
    • أَضاءَ: فعل ماضی، فاعلش مقدر است (البرق) یا فهمیده از سیاق. ریشه: ض-و-ء (أضاء: روشن کرد).
    • لَهُم: جار و مجرور، متعلق به «أضاء»؛ برای ایشان.
    • مَشَوا: فعل ماضی جمع (واو جماعت)، ریشه: م-ش-ي (مشی: راه رفتن).
    • فيهِ: جار و مجرور؛ «في» + ضمیر «ـهِ» برمی‌گردد به نور/طریق/امرِ روشن‌شده.
  • نوع جمله و معنا:
    • جمله شرطی توصیفی (شرط عادی غیرجازم). معنا: هر وقت روشنی هست، پیش می‌روند.
  1. وَإِذا أَظلَمَ عَلَيهِم قاموا
  • ترجمه تحت‌اللفظی: و چون بر آنان تاریک شد، ایستادند.
  • نحوی/صرفی:
    • وَ: عاطف (و).
    • إِذا: ظرف زمان شرطی غیرجازم برای ماضی/حال تکراری.
    • أَظلَمَ: فعل ماضی لازم/متعدی به «على» در این سیاق؛ تاریک شد/تاریک گردانید. ریشه: ظ-ل-م (ظُلْم/ظُلْمَة: تاریکی؛ باب إفعال).
    • عَلَيهِم: جار و مجرور، متعلق به «أظلم».
    • قاموا: فعل ماضی جمع، ریشه: ق-و-م (قیام: ایستادن/درجا ماندن). در سیاق: توقف کردند.
  • نوع جمله و معنا:
    • جمله شرطی توصیفی. معنا: وقتی تاریکی فراگیرد، حرکت را متوقف می‌کنند.
  1. وَلَو شاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمعِهِم وَأَبصارِهِم
  • ترجمه تحت‌اللفظی: و اگر خدا می‌خواست، هرآینه با شنوایی‌شان و دیدگانشان می‌رفت [= می‌برد/نابود می‌کرد].
  • نحوی/صرفی:
    • وَ: عطف تفسیری/نتیجه‌گیر.
    • لَو: شرطیه امتناعیه (شرط خلاف واقع/بیان قدرت مطلقه).
    • شاءَ: فعل ماضی از «شاء يشاء» (خواست). ریشه: ش-ي-ء (شِیء/مشیت).
    • اللَّهُ: فاعلِ «شاء»، مرفوع.
    • لَذَهَبَ: لامِ جوابِ شرط موکِّد + فعل ماضی «ذَهَبَ» در این‌جا به معنای «برد/زایل کرد» همراه با بای تعدیه. ریشه: ذ-ه-ب.
    • بِسَمعِهِم: «بـ» تعدیه، «سَمع» اسم مفرد به معنای قوه شنوایی، مجرور به باء، «هم» ضمیر مضاف‌الیه.
    • وَأَبصارِهِم: معطوف به «بسمعهم»، مجرور؛ «أبصار» جمع «بصر»، «هم» ضمیر مضاف‌الیه.
  • نوع جمله و معنا:
    • جمله شرطیه امتناعیه برای بیان توانایی مطلق خدا و تهدید ضمنی. معنا: اگر بخواهد، شنوایی و بینایی‌شان را محو می‌کند.
  1. إِنَّ اللَّهَ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ
  • ترجمه تحت‌اللفظی: به‌راستی خدا بر هر چیزی تواناست.
  • نحوی/صرفی:
    • إِنَّ: حرف تأکید و نصب.
    • اللَّهَ: اسم «إنَّ»، منصوب.
    • عَلىٰ: حرف جر.
    • كُلِّ: مضاف منصوب/در محل جر به «على»، با کسرة به‌سبب جر. «کلّ» به معنای «هر/تمام».
    • شَيءٍ: مضاف‌الیه «کلّ» در حالت جر؛ نکره. ریشه: ش-ي-ء.
    • قَديرٌ: خبر «إنّ»، مرفوع؛ صیغه مبالغه از «قدر». ریشه: ق-د-ر.
  • نوع جمله و معنا:
    • جمله خبری تأکیدی عقیدتی. معنا: تأکید بر قدرت مطلق خداوند.

جمع‌بندی معنایی آیات:

  • تصویری از گروهی که در میان نور و تاریکی در نوسان‌اند: هرگاه برق لحظه‌ای روشنی دهد، پیش می‌روند؛ اما با تاریکی می‌ایستند. سپس تهدید و بیان قدرت: اگر خدا بخواهد، اساس ادراکشان (شنوایی و بینایی) را می‌گیرد. پایان با اصل ایمانی: خدا بر هر چیز تواناست.

نکات تکمیلی بلاغی و دستوری:

  • «يكاد» افاده نزدیک‌بودن وقوع می‌کند؛ شدت نور برق را می‌رساند.
  • تقابل «أضاء»/«أظلم» و «مشوا»/«قاموا» تضاد معنایی می‌سازد که حالت تذبذب را نشان می‌دهد.
  • «لو شاء الله لذهب…» ساختاری برای بیان قدرت محض و تهدید احتمالی است، نه وقوع بالفعل.
  • «بسمعهم وأبصارهم» ذکر دو قوه ادراکی اصلی، برای تأکید بر امکان سلب هدایت ادراکی.
Nach oben scrollen