002-018-091-بقرة

« Back to Glossary Index
چون کر و لال و کوری که راه بازگشت هم نداشته باشند (کسانی که در ابتدای پیشرفت مسلمین در مدینه راه دوروئی و جاسوسی پیشه گرفتند از طریق وحی به پیغمبر اسلام و سایر گردانندگان مسلمین به دوروئی معرفی شدند و فقط چند روزی توانستند آتش افروزی کنند و شیطنت نمایند تا اینکه دشمنان یهودی مسلمین و کافران مکه بدست لشگریان اسلام کشته شدند و یا تار و مار شدند و در نتیجه این دورویان از هر دو سر محروم نیز بدست مسلمانان به هلاکت رسیدند مگر دورویانی که گناهان و بد جنسی آنان کم بود و معرفی نشدند و کم کم از کار خود پشیمان شدند و توبه کردند و در سلک مؤمنان حاشیه نشین در آمدند و بهر حال هرگز تا زمانی که پیغمبر اسلام زنده بود هیچ فرد دوروئی نتوانست خود را در دستگاه دقیق رهبری مسلمین جا کند) (۱۸)
«صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ»

— ترجمهٔ تحت‌اللفظی به فارسی:

  • «کران، گنگان، کوران؛ پس آنان بازنمی‌گردند.»

توضیح و بررسی واژگان (صرف، نقش، ریشه):

  • «صُمٌّ»
    • نوع: جمع مذکر سالم به‌صورت صیغهٔ جمعِ صفة مشبهة (صِفَت) یا اسم جمع برای «أصمّ» (کر).
    • اعراب: مرفوع با ضمه (علامت تنوین ضمّ).
    • نقش در جمله: خبر اولِ محذوف‌المبتدا یا خبر برای مبتدای محذوف (تقدیر: هم صمٌّ…).
    • ریشه: ص م م (دلالت بر بسته‌شدن/گرفتگی، کر شدن).
  • «بُكْمٌ»
    • نوع: جمع «أبكم» (لال/گنگ).
    • اعراب: مرفوع با ضمه (تنوین ضمّ).
    • نقش: عطف بیانی/خبر دوم برای همان مبتدای مقدّر.
    • ریشه: ب ك م (لالی/گفتار‌بسته).
  • «عُمْيٌ»
    • نوع: جمع «أعمی» (کور).
    • اعراب: مرفوع با ضمه (تنوین ضمّ)، در رسم‌الخط قرآنی بر وزن «فُعْل» با ضمهٔ اول و سکون میم: عُمْيٌ.
    • نقش: خبر سوم برای همان مبتدای مقدّر.
    • ریشه: ع م ي (کوری/نابینایی).
  • «فَ»
    • نوع: حرف عطف/تفریع.
    • معنا: «پس/بنابراین»؛ نتیجه‌گیری بر پایهٔ اوصاف پیشین.
  • «هُمْ»
    • نوع: ضمیر منفصل، غایب جمع مذکر.
    • نقش: مبتدا (در جملهٔ جدید پس از فاء تفریع).
  • «لا»
    • نوع: «لا»ی نافیة (نفیِ فعل مضارع).
    • معنا: «نمی‌…».
  • «يَرْجِعُونَ»
    • نوع: فعل مضارع مرفوع.
    • صیغه: غایب جمع مذکر (هُم).
    • اعراب: مرفوع به ثبوت نون (علامت رفع: ثبوت نون در افعال پنج‌گانه).
    • ساخت: يَ + رْجِعُ + ونَ؛ حرکت‌ها مطابق قرائت مشهور.
    • ریشه: ر ج ع (بازگشتن/رجوع).
    • باب: مجرد ثلاثی «رَجَعَ يَرجِعُ» (باب فَعَلَ–يَفعِلُ).
    • معنا: «بازمی‌گردند/برمی‌گردند».

ساختار نحوی جمله:

  • جمله نخست: اسمیهٔ مُقَدَّره (مبتدا محذوف تقدیرش «هم») با چند خبر پشت سر هم:
    • [مبتدا محذوف: هم] خبر 1: صمٌّ، خبر 2: بكمٌ، خبر 3: عميٌ.
    • این سه صفت به‌صورت مطلق (جمع نکره) آمده‌اند برای شدت و ثبوت صفت‌ها.
  • سپس «فَهُمْ لا يَرجِعُونَ»: جملهٔ اسمیه با «هم» به‌عنوان مبتدا و خبر آن جملهٔ فعلیهٔ منفی «لا يرجعون» یا کلّ خبر جمله: «لا يرجعون». «فاء» برای نتیجه‌گیری آمده است.
  • پیوستگی معنایی: اوصاف سه‌گانه سبب شده نتیجهٔ منطقیِ «پس بازنمی‌گردند» بیاید.

نوع جمله و کارکرد بلاغی:

  • نوع: خبری (بیانی) با اغراض بلاغی.
  • تأکید و مبالغه: آوردن صفات به صورت جمع نکره برای افادهٔ شدت و عموم.
  • مجاز/استعاره: «کر/لال/کور» مجازی است؛ یعنی نخواستن شنیدن حق، نگفتن حق، و ندیدن حق، نه عیب جسمانی.
  • «فاء» تفریع: نتیجهٔ منطقیِ اوصاف، عدمِ بازگشت به حق.

معنای کلی در فارسی (تبیینی):

  • «آنها چنان در برابر حقیقت بسته‌اند که گویی کر و لال و کورند؛ پس بازنمی‌گردند [به سوی حق/هدایت].»

نکته‌های صرفی-نکته‌ای:

  • جمع‌های «صمّ»، «بكم»، «عمي» همه جمع‌های سماعی (غیرسالم) برای صیغهٔ «أفعل» وصفی‌اند.
  • ترتیب شنیدن-گفتن-دیدن یا شنیدن-گفتن-دیدن در برخی تفاسیر معنادار است: نشنیدن پیام، نگفتن اقرار، و ندیدن نشانه‌ها؛ یا به‌بیان دیگر: انسداد حواس ادراکی به‌عنوان تمثیل برای عناد.
Nach oben scrollen