002-017-091-بقرة

« Back to Glossary Index
چگونگی ایشان چون وضع کسی است که آتشِ کم دوامی را برای استفاده نور در تاریکی افروخته، آتشی که تا اطراف او را روشن میکند، الله نور اینگونه اشخاص را میبرد و آنان را در تاریکی ای میگذارد که چیزی را نمی بینند (۱۷)
  • متن عربی: مَثَلُهُم كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لَا يُبْصِرُونَ
  • ترجمه‌ی تحت‌اللفظی فارسی: مَثَلِ آنان مانند مَثَلِ آن کسی است که آتشی افروخت، پس چون آن‌چه را پیرامونش بود روشن ساخت، خدا نورشان را بُرد و آنان را در تاریکی‌ها واگذاشت که نمی‌بینند.
  • نوع جمله و معنی کلی:
    • نوع: جمله‌ی خبری، تشبیهی-تمثیلی (برای نکوهش منافقان).
    • معنی کلی: خدا حالِ آنان (ریاکاران/منافقان) را به کسی تشبیه می‌کند که آتشی می‌افروزد و لحظه‌ای اطرافش روشن می‌شود، اما ناگهان نور از او گرفته می‌شود و در تاریکی‌های چندگانه رها می‌شود و دیگر توان دیدن ندارد؛ یعنی بهره‌ی کوتاه‌مدت از هدایت، سپس محرومیت کامل.
  • تحلیل صرف و نحو و ریشه‌ها (واژه‌به‌واژه):
    1. مَثَلُهُم
      • اعراب/ترکیب: مبتدا مرفوع با ضمه + ضمیر متصل جمع غایب (هم) در محل مضاف‌الیه.
      • معنا: مَثَلِ آنان.
      • ریشه: مثل (م-ث-ل)؛ معنای اصل: همانندی، نمونه.
    2. كَمَثَلِ
      • اعراب/ترکیب: کاف تشبیه + مضاف‌الیه مجرور (مَثَلِ).
      • معنا: مانندِ مَثَلِ.
      • ریشه: مثل (م-ث-ل).
    3. الَّذِي
      • اعراب/ترکیب: اسم موصول مفرد مذکر در محل مضاف‌الیه برای «مَثَلِ» یا آغاز صله‌ی موصول.
      • معنا: آن‌که/کسی که.
      • ریشه: — (اسم موصول، غیرمشتق).
    4. اسْتَوْقَدَ
      • اعراب/ترکیب: فعل ماضی، صیغه‌ی مفرد مذکر غایب.
      • باب: استفعال.
      • معنا: آتش افروخت/درخواست افروختن کرد (در اینجا: افروخت).
      • ریشه: وقد (و-ق-د)؛ وقدَ: برافروختن.
    5. نَارًا
      • اعراب/ترکیب: مفعولٌ‌به منصوب برای «استوقد».
      • معنا: آتشی.
      • ریشه: نار (ن-و/ی-ر)؛ اسم جامد.
    6. فَلَمَّا
      • اعراب/ترکیب: فاء تفریع/تعقیب + «لَمّا» ظرف زمان شرطی (وقتی که).
      • معنا: پس هنگامی که.
      • ریشه: — (حرف/ظرف).
    7. أَضَاءَتْ
      • اعراب/ترکیب: فعل ماضی، مؤنث مفرد (فاعل مؤنث: «ما» موصوله که بر «ما حوله» دلالت می‌کند یا خود فعل لازم برای روشن‌شدن محیط).
      • باب: إفعال (أضاءَ).
      • معنا: روشن ساخت/روشن شد.
      • ریشه: ضوء (ض-و-ء).
    8. مَا
      • اعراب/ترکیب: «ما» موصوله (یا موصول عام) در محل فاعل برای «أضاءت».
      • معنا: آنچه.
      • ریشه: — (اسم موصول/اسم مبهم).
    9. حَوْلَهُ
      • اعراب/ترکیب: ظرف مکان «حَوْلَ» مضاف + ضمیر متصل (هُ) مضاف‌الیه.
      • معنا: پیرامونِ او.
      • ریشه: حول (ح-و-ل)؛ گردش/اطراف.
    10. ذَهَبَ
      • اعراب/ترکیب: فعل ماضی، مفرد مذکر غایب.
      • معنا: رفت/برد. در این ساخت: «ذَهَبَ بِـ» = برد/سلب کرد.
      • ریشه: ذهب (ذ-ه-ب).
    11. اللَّهُ
      • اعراب/ترکیب: فاعل مرفوع برای «ذَهَبَ».
      • معنا: خدا.
      • ریشه: — (علم جلاله).
    12. بِنُورِهِمْ
      • اعراب/ترکیب: جار و مجرور متعلق به «ذَهَبَ»؛ «نور» مضاف + ضمیر جمع (هم) مضاف‌الیه.
      • معنا: با نورشان/نورشان را.
      • ریشه: نور (ن-و-ر).
    13. وَتَرَكَهُمْ
      • اعراب/ترکیب: واو عطف + «تَرَكَ» فعل ماضی + ضمیر مفعولی (هم) مفعول‌به.
      • معنا: و آنان را رها کرد/واگذاشت.
      • ریشه: ترك (ت-ر-ك).
    14. فِي
      • اعراب/ترکیب: حرف جر.
      • معنا: در.
      • ریشه: — (حرف).
    15. ظُلُمَاتٍ
      • اعراب/ترکیب: اسم مجرور به «في» و جمع مؤنث سالم، نکره.
      • معنا: تاریکی‌ها (جمع؛ شدت و لایه‌لایه بودن تاریکی).
      • ریشه: ظلم (ظ-ل-م)؛ اصل معنایی: پوشاندن/تاریکی/ستم.
    16. لَا
      • اعراب/ترکیب: حرف نفی حالیه.
      • معنا: نمی‌ـ.
      • ریشه: — (حرف).
    17. يُبْصِرُونَ
      • اعراب/ترکیب: فعل مضارع مرفوع، جمع مذکر غایب؛ فاعل ضمیر مستتر تقدیرش «هم» (آنان).
      • باب: أفعل (أبصرَ يُبْصِرُ).
      • معنا: می‌بینند؛ با «لا» = نمی‌بینند.
      • ریشه: بصر (ب-ص-ر).
  • نکات نحوی و بلاغی:
    • «مَثَلُهُم كَمَثَلِ»: تشبیه تمثیلی برای توضیح حالت معنوی.
    • «الذي استوقد نارًا»: موصول با صله برای ارائه‌ی تصویری عینی.
    • «فلما أضاءت ما حوله»: «لمّا» شرط زمانی؛ روشنی موقت و بیرونی.
    • «ذهب الله بنورهم»: تعدیه با «بـ» دلالت بر سلب و گرفتن نور از آنان دارد؛ نسبت روشنایی اولیه به آتش خودشان است، اما نور هدایت از سوی خدا برداشته می‌شود.
    • «تركهم في ظلماتٍ»: جمع «ظلمات» شدت تاریکی‌های گوناگون (شک، نفاق، سردرگمی).
    • «لا يبصرون»: حال از «هم»؛ بیان نتیجه‌ی محرومیت از نور: نابینایی روحی/هدایتی.
  • جمع‌بندی معنایی: این آیه حالت کسانی را توصیف می‌کند که لحظه‌ای از هدایت بهره‌مند می‌شوند یا ظاهراً آن را می‌پذیرند، اما به‌سبب نفاق/انکار، نور از آنان گرفته می‌شود و در تاریکی‌های چندگانه‌ی بی‌بصیرتی رها می‌گردند؛ در نتیجه توان دیدن حقیقت را از دست می‌دهند.
Nach oben scrollen