002-010-091-بقرة

« Back to Glossary Index
در دلهای خود بیماری ای دارند و الله نیز بواسطه این فکرشان بر بیماری ایشان افزود و برای ایشان بواسطه دروغهائی که گفته اند عذاب دردناکی خواهد بود (بیماری هوس دنیا خواهی در اینگونه اشخاص باعث فکر فریب و ریا کاری و دوروئی میشود که در مؤمنانی که الله پشتیبان آنهاست فریب آنان اثر ندارد بلکه نتیجه معکوس برای خود آنان خواهد داشت) (۱۰)
  • آیه: «في قُلوبِهِم مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذابٌ أَليمٌ بِما كانوا يَكذِبونَ»

ترجمهٔ تحت‌اللفظی به فارسی:

  • «در دل‌هایشان بیماری‌ای است، پس خدا بر آنان بیماری را افزود، و برایشان عذابی دردناک است به سبب آن‌که همواره دروغ می‌گفتند.»

تحلیل و بررسی واژه‌به‌واژه، دستور، ریشه‌شناسی و معنا:

  1. «في قُلوبِهِم مَرَضٌ»
  • ساختار جمله: جار و مجرور آغازین + مضاف‌الیه ضمیر + مبتدا مؤخر نکره.
  • «في»: حرف جر؛ معنی: «در».
  • «قُلوبِ»: اسم جمع «قَلْب» بر وزن فُعول؛ مجرور به‌سبب «في»؛ حالت اضافه دارد.
    • ریشه: ق-ل-ب (قلب/برگرداندن، دگرگونی).
    • معنا: دل‌ها.
  • «هِم»: ضمیر متصل جمع غایب؛ مضاف‌الیه برای «قلوب»؛ معنی: «شان/آنها».
  • «مَرَضٌ»: اسم نکره مفرد مرفوع (علامت تنوین ضمه) و در اینجا مبتدا مؤخر برای افادهٔ تعمیم/تنوینِ تنکیر؛ معنی: «بیماری».
    • ریشه: م-ر-ض (بیمار شدن).
  • نکتهٔ نحوی: تقدیم جار و مجرور «في قلوبهم» بر مبتدا «مرض» برای افادهٔ حصر نسبی و توجه‌دهی به محل بیماری است.
  • نوع جمله: اسمیه خبریه (گزارشی).
  • معنای ضمنی: وجود حالت انحراف/نفاق در باطن آنان.
  1. «فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا»
  • ساختار: فاء تفریع/سببیه + فعل ماضی متعدی + مفعول اول ضمیر + فاعل ظاهر + مفعول ثانی.
  • «فَ»: حرف عطف/تفریع؛ دلالت بر نتیجه/تبعیت از جملهٔ قبل.
  • «زادَ»: فعل ماضی، ثلاثی مجرد، باب فَعَلَ؛ معنی: «افزود».
    • ریشه: ز-ي-د (زیاد شدن/افزودن).
  • «هُم»: ضمیر متصل مفعولی (مفعولٌ‌به اول)؛ معنی: ایشان را.
  • «اللَّهُ»: اسم جلاله، فاعل مرفوع با ضمه؛ انجام‌دهندهٔ فعل.
    • ریشه: اله (الٰه).
  • «مَرَضًا»: مفعولٌ‌به دوم/تمییزِ مقدارِ افزایش؛ منصوب با تنوین فتح؛ معنی: «بیماری‌ای/بیماری را».
    • ریشه: م-ر-ض.
  • نکتهٔ تفسیری-نحوی: نسبت دادن افزایش بیماری به خدا از باب مجازات بر اختیار و اصرار آنان بر باطل؛ افزایش «مرض» می‌تواند تشدید حالت نفاق و حیرت باشد.
  • نوع جمله: فعلیه خبریه سببیه (نتیجهٔ جملهٔ قبل).
  1. «وَلَهُم عَذابٌ أَليمٌ بِما كانوا يَكذِبونَ»
  • ساختار: واو عطف + جار و مجرور مقدم برای افادهٔ اختصاص/استحقاق + مبتدا مؤخر نکره + صفت + جار و مجرور سببی/تعلیلی با مصدر مؤول.
  • «وَ»: حرف عطف؛ پیوند جملهٔ جدید.
  • «لَهُم»: جار و مجرور؛ «لِـ» حرف جر ملک/استحقاق، «هُم» ضمیر؛ مجموعاً «برای آنان».
  • «عَذابٌ»: اسم نکره مرفوع به‌عنوان مبتدا مؤخر؛ معنی: «عذابی».
    • ریشه: ع-ذ-ب (سخت گرفتن/کیفر دادن؛ نیز «عَذْب» به‌معنای گوارا است، اما «عذاب» به‌معنای شکنجه/کیفر).
  • «أَليمٌ»: صفت برای «عذاب»؛ مرفوع؛ معنی: «دردناک/اندوه‌بار».
    • ریشه: أ-ل-م (درد).
  • «بِما»: «بِـ» حرف جر سببیت + «ما» اسم موصول/مصدرّیه؛ معنی: «به سبب آنچه/به خاطر اینکه».
  • «كانوا»: فعل ناقص ماضی جمع (کانَ + واو جمع)؛ افادهٔ استمرار در گذشته؛ «بودند».
    • ریشه: ك-و-ن (بودن/شدن).
  • «يَكذِبونَ»: فعل مضارع مرفوع با علامت «ون»، خبر «کان»؛ معنی: «دروغ می‌گفتند/می‌گویند»؛ در سیاق «کانوا» افادهٔ عادت/استمرار گذشته.
    • ریشه: ك-ذ-ب (دروغ گفتن).
  • نکتهٔ نحوی: تقدیم جار و مجرور «لهم» بر مبتدا برای افادهٔ اختصاص است: «برای ایشان است» عذاب.
  • نوع جمله: اسمیه خبریه با قید سببیت.

جمع‌بندی نحوی-معنایی:

  • کل آیه سه قطعهٔ خبری دارد: 1) گزارشِ وجود بیماری در دل‌ها، 2) پیامد الهیِ تشدید آن بیماری، 3) ضمانتِ کیفریِ دردناک به‌سبب عادت به دروغ‌گویی.
  • «مرض» در سیاق منافقان به معنای بیماری قلبی/نفاق/شکّ و فساد نیت است.
  • ارتباط منطقی: وجود انحراف باطنی → افزایش و تشدید به‌عنوان کیفر → استحقاق عذاب به سبب تداوم دروغ‌گویی.

اطلاعات صرفی کلیدی:

  • «قُلوب» جمع تَکسیر «قلب»، وزن فُعول.
  • «مَرَض» اسم مصدر/اسم جامد، مفرد.
  • «زادَ» ثلاثی مجرد، متعدی به دو مفعول در این سیاق.
  • «أليم» صفت مشبهه.
  • «كانوا يَكذِبون» ترکیب ناقصه (کان + جملة فعلیه) برای افادهٔ استمرار عادت.
Nach oben scrollen