ر-س-خ

« Back to Glossary Index
الرّاسِخونَرسخ

۱. نوشتار و خوانش

  • شکل عربی: الرّاسِخونَ
  • صدای تقریبی: ar-rāsikhūna (تلفظ در متون عربی سنتی)
  • نوع واژه: صفت یا اسم جمع (بستگی به جمله و کاربرد دارد؛ در قرآن و متون دینی اغلب به‌صورت اسمِ جمع استفاده می‌شود)

۲. معنای کلی و تفصیلی

  • معنای اصلی: کسانی که در علمی یا دانشی ریشه‌دار و استوار هستند؛ افراد استوار، ثابت‌قدم و عمیق‌فهم.
  • در متون دینی (مثلاً قرآن): به افرادی اطلاق می‌شود که در دین و علم ثابت و راسخ‌اند؛ اهل معرفت و ایمان محکم. معمولاً اشاره به کسانی که به عمق معارف رسیده و پایه‌های علم و یقین در آنها استوار است.
  • معانی جزئی و زمینه‌ای:
    • ریشه‌دار، استوار، پایدار
    • ژرف‌اندیش، دانا، اهل معرفت
    • موثق، ثابت‌قدم، غیر قابل لغزش در باور یا شناخت

۳. کاربرد در زبان عربی

  • به‌عنوان وصف یا اسم جمع: مثلاً در ترکیب‌های قرآنی مانند «الرّاسِخونَ فی العلم» که معنایشان «کسانی که در علم استوارند» است.
  • معمولاً همراهِ حرف اضافه یا عبارت توضیحی می‌آید تا محدودهٔ استواری را مشخص کند: «فی علم»، «فی دین»، «فی الکتاب» و غیره.
  • در متون کلامی و تفسیر به‌کار می‌رود برای تمایز میان اهل روایات ظاهری و صاحبان فهم عمیق یا برای اشاره به برگزیدگان علمی.

مثال‌های کاربرد:

  • الرّاسخونَ فی العلم یعرفون الحق من الباطل.
    (کسانی که در علم راسخ‌اند حق را از باطل تشخیص می‌دهند.)

۴. ویژگی‌های دستورزبانی (قواعد صرف و نحو)

  • ساختار صرفی:
    • مصدر یا صفت مشتق از «رَسَخَ» (فعل سه‌ساخته)
    • «رَاسِخ» صفت فعلی یا اسمی است (اسم فاعل یا صفت درجهٔ ثبات)؛ «الرّاسِخونَ» شکل جمع مذكر سالم یا جمع مکسر بسته به مصدر ریشه. در این مورد «راسخ» جمع سالم نمی‌پذیرد و معمولاً «راسخونَ/راسخینَ» به‌صورت جمع مذکر (فاعل) در نحو قرآن آمده است.
  • نقش نحوی:
    • می‌تواند خبر یا مبتدا باشد؛ بسته به جمله می‌تواند نعت (صفت) برای اسم دیگری نیز باشد.
    • اعراب در نحو عربی: اگر در حالت نصب خبر یا مفعول باشد «الرّاسِخونَ» با فتحهٔ آخر می‌آید (مثل در سؤال شما: نوشتید الرّاسِخونَ — با فتحهٔ آخر که نشان حالت نصب است). در حالت رفع معمولاً «الرّاسِخونَ» با واو (الرّاسِخونَ) یا «الرّاسِخونَ» نوشته شود؛ دقت: شکل‌های اعرابی کلاسیک: رفع: الرّاسِخونَ (واو)، نصب: الرّاسِخینَ (یاء)؛ اما در متن عربی که معمولاً بدون علائم اعرابی نوشته می‌شود، قالب‌های متفاوت دیده می‌شود.
    • توضیح مهم: در عربی کلاسیک جمع مذکر سالم برای صفت «راسخ» کمتر متداول است؛ در قرآن ترکیب «الرّاسِخونَ فی العلم» (بعضی قرائت‌ها) وجود دارد که نشان‌دهندهٔ کاربرد اصطلاحی و ایجازی است.

۵. ریشه‌شناسی (اتیمولوژی)

  • ریشهٔ سه‌حرفی: ر-س-خ (ر س خ)
  • فعل پایه: رَسَخَ (فعل ماضی) به معنای «سخت و استوار شدن»، «ثابت شدن»، «ریشه دواندن» یا «محکم گشتن».
  • اسم مصدر/اسم فاعل/صفت: راسخ (فاعل/صفت) — کسی یا چیزی که استوار یا محکم است.
  • نحوهٔ تشکیل: «رَاسِخ» صفت است که از ریشهٔ ر س خ ساخته شده؛ جمع مؤنث یا مذکر بسته به افزونه‌ها ساخته می‌شود: «رَاسِخونَ» برای جمع مذکر ایجابی/صرفی (در متون دینی و کلاسیک معمولاً به شکل‌های مشخص و بر اساس قواعد اعراب می‌آید).
  • دلالت معنایی ریشه: پایداری، عمق، استواری، قرار گرفتن در ریشهٔ امر (مثل علم یا ایمان).

۶. مترادف‌ها و هم‌خانواده‌ها (عربی و فارسی)

عربی — مترادف‌ها / نزدیک‌معنی:

  • الثّابتونَ (الثابتونَ فی الایمان) — ثابت‌قدمان
  • المتینونَ (در برخی متون) — استواران
  • العمیقونَ فی العلم — عمیقان در دانش (تقریبی)
  • المتمسکونَ (بـ) — کسانی که چنگ می‌زنند به (معنای استعاری: پایبندان)
  • الراسخونَ فی الایمان/العمل — کسانی که در ایمان یا عمل استوارند

عربی — متضادها:

  • السّطحیّونَ (سطحی‌ها) — کسانی که سطحی‌اند
  • المترددونَ — مرددها
  • الضعیفونَ — ضعیفان
  • الغافلونَ — غافلان

فارسی — مترادف‌ها / نزدیک‌معنی:

  • ریشه‌دار
  • استوار
  • ثابت‌قدم
  • عمیق‌فهم
  • استوار در علم / ایمان
  • عمیق/پیرایه/پایدار (بسته به زمینه)

فارسی — متضادها:

  • سطحی
  • ناپایدار
  • سست‌قدم
  • ضعیف‌الایمان (در زمینه مذهبی)
  • مردد، بی‌ثبات

۷. نکات تفسیرى و معنایی در متون دینی و ادبی

  • در قرآن کریم واژهٔ «راسخون فی العلم» در آیه‌هایی به‌کار رفته که اشاره‌ به کسانی دارند که علم و یقین عمیق دارند؛ گاهی این گروه‌ها به عنوان مرجع علمی و تفسیر پذیرفته می‌شوند.
  • در انواع بلاغت و ادبیات، «راسخ» تاکید بر استحکام و عدم تغییر است؛ کاربرد در وصف معادن معرفت یا حکمت رایج است.
  • بسته به زمینه، تأکید بر بعد اخلاقی (ثبات در عمل) یا شناختی (تسلط بر علم) یا هر دو می‌تواند باشد.

۸. ترکیب‌ها و مشتقات مرتبط

  • رَسَخَة (اسم یا مصدر مرکب در برخی استعمالات) — به معنای ثبات یا استواری
  • استِرسالِ راسخ (در ترکیبات آموزه‌ای، مثلاً «اطراف راسخه») — کمتر متداول
  • الرّاسخونَ فی العلم / الرّاسخونَ فی الایمان — دو ترکیب متداول

۹. نمونه‌های ترجمه‌ای به فارسی

  • الرّاسِخونَ فی العلم: کسانی که در علم ریشه‌دار و استوارند / اهل عمق علم
  • الرّاسِخونَ فی الایمان: کسانی که در ایمان استوارند

۱۰. ملاحظات نگارشی و اعرابی (خلاصه)

  • هنگام نوشتار عربی در متون بدون اعراب، تشخیص نقش نحوی نیاز به جمله دارد.
  • در ترجمه و تفسیر، بهتر است به زمینهٔ جمله (قرآنی، حدیثی، بلاغی، عرفانی) توجه شود تا دقیق‌ترین معنای اصطلاحی استخراج گردد.

 

Active participle

(3:7:32) wal-rāsikhūnaAnd those firmوَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ
(4:162:2) l-rāsikhūnathe ones who are firmلَٰكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ
Nach oben scrollen